صله رحم از طریق تلفن هم محقق می شود!!
نظرات | ادامه مطلب

صله رحم

صله‌ى رحم منحصر در دید و بازدید نیست بلکه از ‏طرق دیگر مانند تلفن، نامه و امثال آن نیز محقق مى‌شود.


صله رحم یعنى پیوند با خویشاوندان، که گاه با دیدار آنها حاصل مى شود، و گاه با نامه، یا تلفن، یا دعوت از آنان، یا طرق دیگر. پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) پیرامون آثار صله رحم و قطع رحم مى‏فرماید: کسی که از عمرش جز سه سال نمانده باشد، با صله رحم، خداوند عمرش را به سی و سه سال، امتداد می بخشد.(1)

معنای صله رحم در لغت

رحم در لغت و عرف به معناى نزدیکان و بستگان است و در اصطلاح فقه نیز بر اساس قول بعضی از فقها همان معناى لغوى است؛ یعنى مطلق نزدیکان و بستگان البته با این قید که نسبی باشند نه سببی، چه مذکر باشند و چه مۆنث، جزء ورثه باشند یا نه، محرم باشند یا غیر محرم، مسلمان باشند یا کافر، از طرف پدر باشند یا مادر، یا هر دو. البته لازم است که از نظر نسبى بسیار دور نباشند تا مردم آنها را از اقوام و ارحام شخص بدانند و گرنه باید گفت همه انسان‏ها از اقربا و بستگان هم هستند؛ بر اساس این نظر، میزان و معیار در تمامى این موارد عرف است.(2)

 

چگونگی صله رحم

مرجع و معیار در چگونگی ابراز محبت و احسان، عرف است؛ زیرا به حسب عادات و رسوم افراد و نزدیک و دور بودن آنها فرق مى‏کند. نوع این ارتباط به نیاز افراد نیز بستگی دارد آنچنان که ممکن است بعضى نیاز مادى داشته باشند و بعضى نیاز مادى نداشته ولى به کمک دیگرى نیازمند باشند؛ مانند پیرمرد و پیرزن افتاده‏اى که باید آنان را رسیدگی نمود.

مقدار و حدود صله رحم نسبی است؛ یعنی نسبت به افراد و محیطی که در آن زندگی می کنند متفاوت است؛ مهم آن است که شخص در عرف خودشان قاطع رحم محسوب نشود.

از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: لقمان به پسرش گفت: پسر جان! با همه مردم خوش خلق باش.

پسرم اگر مال دنیایى نداشتى که با آن صله رحم کنى، و بر برادران تفضل نمایى، حسن خلق و روى خوش داشته باش، چون کسى که حسن خلق دارد خوبان او را دوست مى‏دارند، و بدکاران از او دورى مى‏نمایند.

باز آن حضرت می فرماید: پیوند خویشاوندى خویش را حتى با جرعه‏اى از آب محکم کن و بهترین راه براى خدمت به آنان این است که(دست کم) از تو آزار و مزاحمتى نبینند.(3)

امام صادق(علیه السلام) فرمود: مردی نزد رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! خویشاوندانی دارم که جز ستم، قطع رحم و دشنام من، کاری نمی کنند، آیا آنان را رها کنم؟ فرمود: در این صورت خدا همه شما را ترک خواهد کرد. پرسید: پس چه کنم؟ فرمود: با کسی که پیوند خود را با تو گسسته پیوند برقرار کن و به آن که تو را محروم ساخته عطا کن و از آنچه که بر تو ستم کرده در گذر. هرگاه چنین کردی خدا در برابر آنان پشتیبان تو است

محدوده صله رحم



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/11/27
زمان : 08:23 ق.ظ
فشار قبر در شب اول مفارقت روح از بدن
نظرات |

در رابطه با شب اول قبر یک نکته برایم مبهم است؛ کسی که بعد از چند روز به خاک سپرده می شود یا اصلا" دفن نشود فشار قبر را چگونه احساس خواهد کرد؟
شب اول قبر، اولین شبى است كه روح از بدن مفارقت كرده است. شب اول قبر و حوادث آن، در قبر معهود بین ما صورت نمى‏گیرد؛ بلكه مراد جایگاه روح آدمى است كه در عالم دیگر قرار دارد و فشار و دیگر مسائل آن جنبه مادى ندارد. مقصود از قبر در بسیارى از روایات عالم برزخ است. براساس آیات و روایات، روح انسان پس از مرگ و انقطاع از بدن مادى، خود را با بدن برزخى و قالب مثالى مى یابد. بدن مثالى، شباهت بسیارى به بدن دنیوى انسان دارد ؛ ولى در عین حال بدنى است كه با نظام و قوانین عالم برزخ سازگار است و با بدن مادى دنیوى، تفاوت هایى دارد. افزون بر اینكه در بیشتر موارد، مقصود از واژه «قبر»، در واقع «برزخ» است ؛ چنان كه در روایت آمده: «ان القبر روضة من ریاض الجنة او حفرة من حفرالنار»؛ بحارالانوار، ج 6، ص 159، ح 19 . ؛ «قبر یا باغى از باغ هاى بهشت و یا جایگاه پستى از جایگاه هاى آتش است» . البته قبر برزخى و قبر خاكى، ارتباط خاصى با هم دارند ؛ ولى باید توجه داشت كه عمده مسائل شب اول قبر و پس از آن، مرتبط با عالم برزخ است، نه قبر خاكى. بنابراین هم عذاب قبر و فشار آن و هم شادى ها و فراخى هاى آن، مرتبط با عالم برزخ بوده و با قالب بدن برزخى، صورت مى گیرد و قبر خاكى در این موارد، خصوصیتى ندارد. از این رو اگر مرده اى را بسوزانند، یا به دریا بیندازند و یا آن را مومیایى كرده و در محفظه هاى خاصى نگه دارند؛ باز هم مسائل شب اول قبر (فشار، سؤال، مكافات و ... ) براى آنان خواهد بود و شب اول قبر آنها، همان شبى است كه این بدن ها به دریا انداخته شد، یا طعمه حریق گشته و یا خوراك حیوانى قرار گرفته است. شب اول قبر شهیدانى كه پس از مدت مدیدى، اجساد مقدس و مطهر آنان یافت مى شود؛ همان شبى است كه در بیابان ها مانده اند. حضرت امیر علیه السلام مى فرماید: «فروگذار نمى شود احدى از مردم كه در شرق و غرب زمین و دریا و صحرا هستند ؛ مگر آنكه فرشته هاى سؤال كننده، به ملاقات آنان خواهند رفت»؛ علم الهدى، معاد و عدل، ص 100 . بنابراین روشن است که بعد از مرگ روح انسان در قالب یک بدن برزخی و مثالی وارد می شود که نعمتها و عذابهای عالم برزخ را درک می کند. عذاب قبر جسمانى و روحانى است؛ ولى جسم و بدنِ برزخى معذب است، نه بدن مادى و دنیایى. میان قبر برزخى و قبر خاكى ارتباط خاصى حاكم است؛ یعنى میان روح انسان در برزخ و بدن مادى او در قبر خاكى ارتباط وجود دارد و این ارتباط، در اصل از ارتباط روح و بدن مادى كه در طول زندگى دنیوى با یكدیگر یك نوع اتحاد داشته اند، سرچشمه مى گیرد كه با قطع تعلق روح از بدن، پس از مرگ به كلى از میان نمى رود؛ بلكه یك نوع ارتباط در حد پایین ترى میان روح برزخى و بدن خاكى و مادى وجود دارد؛ البته نه در حد و اندازه اى كه در زندگى دنیوى و در دوران تعلق روح به بدن بود و نه با آن كیفیت و كمیت؛ بلكه در میزانى ضعیف تر و با كم و كیفى دیگر. از همین رو قبر خاكى با قبر و عالم برزخى روح، ارتباطى دارد كه در نقاط دیگر این ارتباط را ندارد؛ و به همین جهت است كه على رغم حضور روح در عالمى فوق ماده، زمان و مكان (برزخ) توجه خاصى به بدن مادى و به نقطه اى كه بدن خاكى او در آن است، دارد؛ و بر اساس همین ارتباط میان قبر برزخى و قبر خاكى است كه دستورها و احكام خاصى در باب قبر خاكى، تشییع جنازه، كفن، دفن، حرمت قبور، استحباب زیارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت بر سر قبور و نظایر آنها در شریعت اسلامى وجود دارد. ناگفته نماند كه این ارتباط میان روح انسان در برزخ و بدن مادى او در قبر خاكى در ساعت و روزهاى اول مرگ، بیش از روزها و اوقات بعدى است و این به دلیل الفت شدیدى است كه روح با بدن مادى در این دنیا داشته كه البته به تدریج با انس گرفتن روح با بدن برزخى و قالب مثالى، از این توجه و ارتباط كاسته مى شود و ارتباط ضعیفى میان روح و بدن خاكى باقى مى ماند. با توجه به این دو نكته، روشن مى شود كه روح ما بعد از انتقال به عالم برزخ با بدن برزخى، یا در عذاب است اگر اهل عذاب باشد؛ یا در نعمت و بهجت است، اگر اهل نعمت باشد. عذاب و نعمت، متوجه به روح ما در قالب بدن برزخى است، نه به بدن مادى و خاكى ما كه در این عالم مادى در زیر خاك مدفون مى باشد. موفق باشید.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/11/26
زمان : 08:25 ق.ظ
چرا گاهی خدا به ما پس گردنی می زند؟!
نظرات | ادامه مطلب


گاهی وقت ها آنقدر خوشحالیم و اوضاع بر وفق مرادمان هست که می خواهیم زمان را در همان حال نگه داریم تا هیچ چیز تغییر نکند، گاهی  همه کارها پشت سر هم ردیف می شود، آنقدر راحت که تصور می کنیم قانون هستی همین است ...

در این حالت خیلی از خودمان تشکر می کنیم که چقدر خوبیم ما... چقدر  توانایی داریم و به بمب اعتما به نفس تبدیل می شویم.


توکل

اینقدر در این خودبینی غرق می شویم که یادمان می رود گاهی هم انصاف داشته باشیم و از گرداننده اوضاع باب میل خودمان تشکر کنیم ....و اولین مانعی که در مسیرمان پیش بیاید آن وقت است که به زمین و زمان بد می گوییم. 

همه را متهم کرده و محکوم می کنیم، همه حتی خداوند را و تنها کسی که تقصیری ندارد ، فقط خودمان هستیم و بس...

 

یک حکایت آموزنده

روزی ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﯽ، ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ ﺷﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍهد ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍنش ﺣﺮﻑ ﺑﺰند...

ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻭ را ﺻﺪﺍ ﻣﯿﺰند ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﻭ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ، ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻣﺘﻮﺟﻪ نمی شود. ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﻣﻬﻨﺪﺱ، یک اسکناس 10 ﺩﻻﺭی به پایین می‌اندازد ﺗﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ کند. ﮐﺎﺭﮔﺮ 10 ﺩﻻﺭ ﺭا ﺑﺮمی‌دارد ﻭ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﺶ می‌گذارد ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند مشغول کارش می‌شود. ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ 50 ﺩﻻﺭ ﻣﯿﻔﺮستد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند پول را در جیبش می‌گذارد!!!
ﺑﺎﺭ ﺳﻮﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺭا می‌اندازد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﮔﺮ برخورد می‌کند. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺮش را ﺑﻠﻨﺪ می‌کند ﻭ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ می‌کند ﻭ ﻣﻬﻨﺪﺱ کارش را به او می‌گوید..!!
ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ می‌فرستد ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﺳﭙﺎﺱﮔزﺍﺭ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ. ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺮ ﺳﺮمان می‌افتد ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﻣﯽﺁﻭﺭﯾﻢ. بنابراین هر ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻣﺎﻥ ﻧﻌﻤﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺳﯿﺪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﭙﺎﺱگزاﺭ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺑﯿﻔﺘﺪ. 

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/11/26
زمان : 08:24 ق.ظ
چرا همه تقصیرها را از جوانان می بینید؟؟
نظرات | ادامه مطلب

تامین نیاز به حدّ جوانی

امروزه در میان بزرگان جامعه شناس و اساتید تعلیم و تربیت و رادیو و تلویزیون تنها معضلی که مرتب از آن یاد می کنند و آن را به عنوان درد جامعه فریاد میزنند روابط دختر و پسرهای امروز ماست! و ماشاالله هر کدام از این بزرگواران چه جامعه شناس و چه مربی و حتی خانواده آخرش باین نتیجه می رسند که مقصر اصلی جوانان اند!
اما به راستی چرا دوران جوانی و جوان كه با این عظمت از آن یاد شده برای جامعه دغدغه بزرگ و عامل استرس والدین است؟ شاید یكی از علل آن آگاه نبودن بعضی از جوانان نسبت به این موضوع است، مستى جوانى، قدرت تفكر و دوراندیشى را از جوان مى‏ستاند و او را به كارهاى نادرست مى‏كشاند. امام على علیه‏السلام در روایتى با بیان انواع مستى، مستى جوانى را همچون مستى مال، قدرت، علم و تمجید خواهى، از عوامل زوال عقل و اراده و نیز نابودى آرامش و طمأنینه انسان مى‏داند.
باید گفت: مسأله ارتباط با نامحرم و به تعبیری دیگر «ارتباط با جنس مخالف»، فقط به مسائل جنسی مربوط نمی شود. بلکه علت دیگر آن می تواند خلأهای روحی و عاطفی باشد. وقتی جوان در کانون خانواده از همه ابعاد تربیتی از جانب خانواده برخوردار باشد، هم نیازهای روحی و عاطفی او در کانون خانواده برطرف می گردد و هم نحوه تعامل با اجتماع و به خصوص مسائل مربوط به جنس مخالف را فرا می گیرد و از آفات اجتماعی ناشی از عدم آگاهی در این باره ایمن می ماند. البته نیاز به جنس مخالف هم از لحاظ عاطفی و هم از لحاظ جنسی یک امر طبیعی است و مقصود از کلام این نیست که این نیاز باید سرکوب شود. لکن دقت خانواده و پدر و مادر به امور تربیتی و آموزشی، می تواند این امر را تعدیل کند و فرزندان را از بحران های ناشی از آن بیمه کرده، در آرامش قرار دهد تا به موقع و به صورت صحیح و مشروع، آن را دنبال کنند.
امیرالمومنین(علیه السلام) نه تنها در سنین کم فرزندان به تربیت آنها می پرداخت، بلکه در سنین جوانی آنها نیز در این امر کوتاهی نمی کرد. در حالی که لحظات پایانی عمر امام سپری می شد به امام حسن و امام حسین(علیه السلام) وصیت فرمود و توصیه های فراوانی در مورد اخلاق معاشرتی ابراز داشت. از جمله: ایجاد صلح و آشتی در بین مردمان، رسیدگی به حال یتیمان، نیکی به همسایگان، بخشش همدیگر، ایجاد پیوند دوستی، امر به معروف و نهی از منکر و ....
امام علی(علیه السلام) بنا به گفته ی خود، یکی از حقوق فرزند بر پدر را تعلیم قرآن می داند، ایشان نسبت به آموزش فرزندان خود توجه خاصی داشتند، به طوری که به امام حسن(علیه السلام) می فرماید:

باید گفت: مسأله ارتباط با نامحرم و به تعبیری دیگر ارتباط با جنس مخالف»، فقط به مسائل جنسی مربوط نمی شود. بلکه علت دیگر آن می تواند خلأهای روحی و عاطفی باشد

ان ابتدئک بتعلیم کتاب الله عزوجل و تاویله، و شرائع الاسلام و احکامه، و حلاله و حرامه، لا اجاوزذلک بک الی غیره؛
در آغاز تربیت، تصمیم گرفتم تا کتاب خدا همراه با تفسیر آیات را به تو بیاموزم و شریعت اسلام و احکام آن را، از حلال و حرام، به تو تعلیم دهم و این همه توجه را به تو کردم و غیر تو را برنگزیدم.
بنابراین امام علی(علیه السلام) به تعلیم و تربیت فرزندانش بسیار اهمیت می داد. در این بین تعلیم آداب معاشرت نیز مورد اهتمام امام بود، به طوری که به امام حسن(علیه السلام) فرمود با افرادی مانند احمق، بخیل، فاسق، دروغگو دوستی نکند:
یابنی، ایاک و مصادقه الاحمق، فانه یرید ان ینفعک فیضرک. وایاک و مصادقه البخیل، فانه یقعد عنک احوج ماتکون الیه. وایاک و مصادقه الفاجر، فانه یبیعک بالتافه. وایاک و مصادقه الکذاب، فانه کالسراب: یقرب علیک البعید، ویبعد علیک القریب؛.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/11/25
زمان : 08:22 ق.ظ
قرآن، تورات و انجیل را تأیید می کند!
نظرات | ادامه مطلب

قرآن

همان طور که می دانیم ارسال رسل با هدفی معین و مشخص صورت می گرفته؛ و آن تربیت و تکامل آدمی بوده است.

هر پیامبری با شیوه ای این هدف را تعقیب می کرده؛ در این میان برخی از پیامبران الهی کتاب داشتند. نه حتما کتاب به معنای بین الدفتین؛ بلکه در واقع به معنای آنچه مکتوب بوده. مانند حضرت موسی علیه السلام که آن 10 فرمان بر روی لوحی مکتوب بوده است. (... أَخَذَ الأَلْوَاحَ وَفِی نُسْخَتِهَا هُدًى وَرَحْمَةٌ لِّلَّذِینَ هُمْ لِرَبِّهِمْ یَرْهَبُونَ) (اعراف/154)

پیامبر آخرین که سلسلۀ ارسال رسل با ایشان خاتمه یافت؛ کتاب مفصلی داشتند که در طی 23 سال بر ایشان نازل شد؛ عده ای آیات را می نوشتند و حفظ می کردند.

این مصحف شریف با ادبیات "مصدق لما بین یدیه"  آمد؛ در واقع قرآن تصدیق کنندۀ کتب آسمانی پیش از خود است. درست است که نام شریعت انبیاء متعدد با هم متفاوت بوده مانند یهودیت، مسیحیت، اسلام و ... ولی سر کلی و خط مشی اصلی آنها که همان دین می باشد، یکی است؛ (إِنَّ الدِّینَ عِندَ اللّهِ الإِسْلاَمُ ...) (آل عمران/ 19)

اینکه ادبیات قرآن "مصدق لما بین یدیه" است؛ بدین معنا نیست که قرآن تمام آنچه کتب پیشین در بر دارند را تصدیق و تایید می کند؛ بله تنها سیر کلی مانند توحید، معاد، انبیاء و ... را تأیید می کند و فروعات و احکام را که به اقتضای زمان و عصر خودشان نازل شده اند را گاهی نسخ می کند.
این نسخ، در جزئیات شریعت اتفاق می افتد و اصول و خطوط کلی که از ثابتات است را در بر نمی گیرد. پس تساوی میان این کتاب ها معنا ندارد؛ رابطۀ قرآن و کتب پیشین عموم و خصوص مطلق است.

قرآن مهیمن کتب پیشین خود نیز هست. مهیمن از ریشۀ هیمنه به معنای حافظ و مراقب است. قرآن بر کتب قبلی خود سیطره دارد یعنی نه تنها معارف آن ها را در بر می گیرد، بلکه معارف والا و برتری نیز دارد.

اگر قرآن نبود از تورات و انجیل حقیقی چیزی باقی نمی ماند و شریعت مسیحیت و یهودیت نیز از بین می رفت. در واقع قرآن مصدق و تصدیق کنندۀ تورات و انجیل غیر محرّف است. عده ای از این ادبیات قرآن، این مطلب را استخراج می کنند که در این صورت این دو کتاب تحریف نشده است.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/11/23
زمان : 09:38 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات