مهم ترین جایی که مولا دستم را گرفت!
نظرات | ادامه مطلب

نظم

هر پدیده ای در عالم هستی علّتی و حکمتی دارد؛ که شک در اعتقادات نیز از این امر مستثنی نیست. گاه شک در اعتقادات می تواند نعمتی از جانب خدای حکیم باشد که بنده خود را از این طریق به سوی یقین های بالاتری سوق می دهد؛ لذا شک از هر سنخی که باشد می تواند باعث رشد و ترقّی انسان شود به شرط آنکه انسان از شک خود نتیجه نگیرد. برخی افراد به محض اینکه در چیزی شک می کنند حکم می کنند که آن چیز وجود ندارد؛ درحالی که شک نه یقین است و نه انکار، بلکه در بین این دو قرار دارد؛ لذا شخص شاکّ تا دلیلی بر اثبات یا ردّ هر کدام از دو سمت مساله نداشته باشد منطقاً نمی تواند یکی را بر دیگری ترجیح دهد.

یکی از شکوک که گاهی اوقات انسان را در بر میگیرد شک در وجود خداست! یعنی هرچه دیگران از حضور خدا حرف می زنند چون احساسی باین نتیجه می رسم بعد مدتی دوباره دچار تردید می شویم! اما باید برای از بین بردن این شک از اذهان به براهینی استدلالی که در این زمینه است کمک گرفت، مثلا برهان نظم! امام علی در این مقام خیلی زیبا دست فکرمان را گرفته اند توجه کنید!

بدون شک، برهان نظم یکی از متداول ترین براهینی است که بر وجود خدا اقامه شده است. این برهان نیز همانند بعضی از براهین اثبات وجود خدا، تاریخی به بلندی عمر انسان ها دارد. آدمیان از قدیم الأیام با مشاهده پدیده های منظم و هماهنگ به این فکر می افتادند که این نظم و هماهنگی موجودات، معلول چیست. آیا خود اجزاء با همکاری یکدیگر این نظم را پدید آورده اند یا این که ناظمی حکیم و با تدبیر، این اجزاء را با چنان دقت منظم کرده است؟ انسان بر اثر تأمل و تعمق در ساختار موجودات به این نتیجه می رسد که ناظمی حکیمی، چنین ساختار منظمی را پدید آورده است و به تعبیری این مجموعه های منظم نشانه های تدبیری است که ما را به خدا رهنمون می کند چنانچه امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: این خداست که با نشانه های تدبیر که در آفریدگانش دیده می شود، بر عقل ها آشکار شده است. ظهر فی العقول بما یری فی خلقه من علامات التدبیر.( نهج البلاغه، خطبه 182)

برهان نظم با بیان ساده

مقدمه ی اوّل: عالم طبیعت، پدیده ای منظم است یا این که در عالم طبیعت، پدیده های منظم وجود دارد.

مقدمه ی دوم: بر اساس بداهت عقلی هر نظمی از ناظم حکیم و با شعوری برخاسته است که بر اساس آگاهی و علم خویش، اجزاء پدیده منظم را با هماهنگی و آرایش خاصی برای وصول به هدف مشخصی در کنار هم نهاده و آن را بر اساس طرح حکیمانه ای منظم ساخته است.

آیا به خردترین چیز که آفریده نمی نگرند که چه سان آفرینش او را استوار داشته و ترکیب آن را برقرار، آن را شنوایی و بینایی بخشیده و برایش استخوان و پوست آفریده، بنگرید به مورچه که جثه آن کوچک و پیکره آن لطیف و زیباست



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/10/7
زمان : 09:39 ق.ظ
من با عبارت توکل بر خدا مشکل دارم!
نظرات | ادامه مطلب

توکل

دیروز کلاس درسم که تموم شد یکی از دانشجوها آمد و گفت: من اصلا با جمله توکل برخدا موافق نیستم، سوالی که برای من ایجاد شده این است که در اطراف من دخترها و پسرهایی هستند که صادق و پاکند اما خیلی از آنها به سنین بالای 27 سال رسیده اند و هنوز مجردند!! آیا حق آنها نبود که خوشبخت زندگی کنند؟!!

مگر خدا نگفته هر کسی که یک قدم به سمت من بیاید من ده قدم به سمتش میروم؟!من خودم 22 سال دارم اما از عاقبتم میترسم !میترسم یا گرفتار نفس شوم و یا مانند جوانان پاکی که اشاره کردم با وجود اطاعت امر خدا مورد عنایتش قرار نگیرم!!از رحمت خدا دچار یاس شدم چون فکر میکنم خدا دیگه با دنیای آدم ها کاری نداره و و فقط پاداش اخروی میده!من دوست دارم به خدا عشق بورزم اما این افکار نمیگذارد! اصلا دیگه به خدا توکل ندارم!چه کنم؟!!

شاید این سوال خیلی از جوانان باشه که اصلا متوجه نشدند وقتی میگیم توکل برخدا کن در واقع یعنی چی؟

آیا تا بحال حکمت 273 نهج البلاغه که در مقام بیان ضرورت توکل به خداست را خوانده اید؟! اینجا معنای توکل یعنی واگذار نمودن کار خویش به قادر علی الاطلاق و اطمینان به تدبیر او و در نتیجه با اطمینان کامل در پناه خدا زیستن است (و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره) هر کس کار خویش را به خدا واگذارد، خداوند مهمات او را کفایت کند که امر او در همه چیز نافذ است.

حضرت امیرالمومنین در جایی دیگر می فرماید تو را در توکل همین بس که روزی خویش را جز از خدا ندانی و فرمود: توکل به خدا آدمی را از هر کس و هر چیز بی نیاز می سازد پیغمبر(صلی الله علیه و آله) از جبرئیل پرسید حقیقت توکل چیست؟

جبرئیل گفت: علم به این که مخلوق نه بتواند جز به خواست خدا سودی بخشد و نه زیانی رساند و تا خدا نخواهد نه چیزی به تو دهد و نه ترا از دادن چیزی منع تواند کرد و نومیدی عملی از مخلوق و چون بنده بدین مقام رسد، جز به خدا امید نبندد و جز از خدا نترسد و از کسی جز خدا چشم داشتی نداشته باشد علی ای حال حضرت در این حکمت می خواهند بفرمایند که هر چه انسان تلاش کند به جز آن چه برای او در علم الهی مقدر شده دست نخواهد یافت

با اندكی ملاحظه در تاریخچه زندگی بشر، درمی یابیم كه رویدادهای زندگی گاهی در محدوده اختیار انسان هستند و در مواردی، اختیار فرد در وقوع آن ها نقشی ندارد. برای مثال، تصادف با اتومبیل، گاهی ناشی از بی احتیاطی فرد است، ولی گاهی او همه نكات ایمنی را در نظر می گیرد، ولی راننده اتومبیل مقابل، شخص بی ملاحظه ای است و باعث تصادف می‌شود. همچنین با در نظر داشتن برخی حوادث دیگر زندگی از قبیل زلزله، سیل و طوفان، روشن می شود كه وقوع برخی رویدادها در زندگی، از اختیار انسان خارج است، و با توجه به اینكه همه رویدادهای جهان به اذن خداوند روی می دهند، می‌توان گفت: رویدادهای مزبور جزو سرنوشتی هستند كه خداوند برای انسان مقدّر كرده است..بنابراین، علت ناآرامی افراد عادی آن است كه به چیزهایی تكیه می كنند كه خود آن ها تكیه گاهی ندارند.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/10/7
زمان : 09:30 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic