7 ثمره دعا در خانواده قرآنی
نظرات | ادامه مطلب

خانواده

یکی از اصل‌های مهم در پیوند زناشویی، مودت و رحمتی است که خداوند به آن‌ها هدیه داده است. و یکی از راه‌های حفظ و دوام این رحمت، دعا است، چنانکه حضرت رسول(ص) فرمایش کردند: الدعا مفتاح الرحمه.


راه‌های مختلفی برای دوام و حفظ این مودت و رحمت در بین همسران توصیه شده است، اما از همه مهم‌تر، ارتباط با خداوند یعنی منبع همه فیض‌هاست.


در یک خانواده قرآنی، دعا، از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار است. در سیره حضرت زهرای اطهر سلام‌الله علیها، وارد شده که ایشان کثیر الدعا بودند.

علمای علمِ اخلاق، به شاگردان خود توصیه می‌کردند، هر گاه می‌خواهید خدا با شما سخن گوید، قرآن بخوانید و هر وقت خواستید شما با خدا، حرف بزنید، دعا بخوانید. به همین منظور، آیت الله شاه آبادی استاد حضرت امام (رحمت الله علیه) به دعا، قرآن صاعد می‌گفتند، یعنی مفاهیمی قرآنی که از فرش به عرش، صعود می‌کند.

تأثیر دعا در یک خانواده قرآنی

کسانی که با دعا مأنوس می‌شوند، تاثیرات و فایده‌های زیادی از آن می‌برند که از جمله:

1. توکل و واگذاری امور به خداوند

ادعیه معصومین (علیهم السلام) که کلاس توحید، خداشناسی، بندگی مخلصانه و مکتب انسان سازی است، به انسان ثابت می‌کند که در جهان هستی، بدون توکل کردن به خدا زندگی کردن، مساوی با فنا و نابودی است. عباراتی در دعاهای معصومین (علیهم السلام) می‌بینیم که در توصیف عظمت خداوند و قدرت لایزال او سخن گفته‌اند و سپس به ما گوشزد می‌کنند که بااعتماد به او، امورمان را واگذار کنیم و از او بخواهیم که مشکلات را حل نماید.

همچنانکه خداوند می‌فرماید: مرا بخوانید و درخواست کنید تا پاسخ دهم. (غافر / 60) بدین ترتیب، توجه به این اصل، تالمات روحی و اضطراب اعضای خانواده را نیز از بین می‌برد.

2. آرامش درونی

همه انسان‌ها کم و بیش، در زندگی، دچار گرفتاری و مشکلاتی هستند که موجب اضطراب آن‌ها می‌شود و در برخی موارد، نجات و رهایی از آن، خارج از توان انسان است به عبارتی، وارد آمدن فشارهای فراتر از توانمندی آدمی، باعث اضطرابی می‌شود که تحمل آن در دراز مدت، از توان انسان خارج است. لذا بهترین راه برای نجات از این اضطراب و نگرانی، به خصوص در میان اعضای خانواده که با هم پیوند قلبی و عاطفی دارند، دعا و نیایش با خدای سبحان است؛ خدایی که بر هر کاری توانا بوده و نزدیک‌ترین مونس به انسان است، همآن‌طور که قرآن می‌فرماید: نحن أقرب الیه من حبل الورید، می‌تواند آرامشی را که بین زوجین قرار داده است، دوباره به خانواده با عمق بیشتری برگرداند.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/10/13
زمان : 08:34 ق.ظ
نیکی به پدر و مادر به شرط....!!
نظرات | ادامه مطلب

والدین

برخی از ارزش هایی که در قرآن کریم و نظام اخلاقی آن بیان شده، ارزش های دین اسلام هستند، به این معنی که در ادیان قبل و نیز در میان بشریت پیشینه و سابقه ندارد.

از طرف دیگر برخی از ارزش های مذکور در قرآن کریم مربوط به کسانی است که به دین اسلام و ارزش های آن ملتزم باشند. صورت پایبندی افراد به دین و ارزش های دینی مشمول احترام و ارزشگذاری قرآن قرار می‌ گیرند همانند مطالبی که در مورد «مۆمنان» یا «مجاهدان» یا «پرهیزکاران» در آیات متعدد قرآن بیان شده است.

اما بحث «والدین» آیا به همین صورت است. یعنی اولاً آیا احترام به آنها یکی از مطالب تأسیسی قرآن کریم است که قرآن برای اولین بار آن را برای بشریت آورده است یا اینکه دارای سابقه و پیشینة دینی و به اصطلاح امضائی است.

ثانیاً آیا اگر والدین به ارزش های دینی پایبند نباشند یا حتی اگر اساساً مسلمان نباشند، باز هم از دید قرآن کریم محترم هستند یا خیر، یعنی احترامی که قرآن برای والدین در نظر گرفته است آیا مقید به تدیّن و یا حداقل مسلمان بودن آنان است یا خیر.

درباره مطالب اول به نظر می ‌رسد همانطور که خدای متعال در سوره بقره اشاره فرموده، موضوع احسان به والدین از جمله موضوعاتی است که دارای سابقه دینی بوده است و از جمله احکامی است که در دین یهود –یعنی در حدود هزار و هشتصد سال قبل از اسلام- [1] وجود داشته است.

خداوند متعال می ‌فرماید: «وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لاَ تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللّهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناً وَذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَقُولُواْ لِلنَّاسِ حُسْناً وَأَقِیمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلاَّ قَلِیلاً مِّنكُمْ وَأَنتُم مِّعْرِضُونَ.» [2]

و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محكم گرفتیم كه: «جز خدا را نپرستید، و به پدر و مادر، و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان كنید، و با مردم [به زبانِ‏] خوش سخن بگویید، و نماز را به پا دارید، و زكات را بدهید» آن گاه، جز اندكى از شما، [همگى‏] به حالت اعراض روى برتافتید.

در تورات، کتاب دینی یهودیان هم این مطلب وجود دارد: در «ده فرمان» که مهمترین احکام دین یهود است به صراحت آمده «پدر و مادر خود را احترام نما تا روزهای تو در زمینی که یهوه خدایت به تو می ‌بخشد، دراز شود.» [3]

نیز در جای دیگر آمده: «هر کدام از شما، مادر و پدر خود را احترام نماید.»[4] این مسأله در کلمات دانشمندان این دین هم مورد تأکید فراوان قرار گرفته است.[5]

بنابراین آموزه «احترام به والدین» یک آموزه بین الادیانی است و اختصاصی به دین مبین اسلام ندارد.

تمام آیات مربوط به والدین در قرآن کریم مطلق هستند به این معنی که قیدی همچون اسلام، ایمان یا تقوی و امثال آنها به والدین اضافه نشده است

برای بررسی مطلب دوم و اینکه آیا احسان و احترام به والدین مربوط به ایمان و تقوی و امثال آن می‌ شود یا خیر، ابتدا دیگر آیاتی را که به موضوع والدین پرداخته‌اند ذکر می‌ نماییم:


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/10/13
زمان : 08:26 ق.ظ
ای ابرها بگریید...
نظرات | ادامه مطلب

نماز باران

آلودگی هوا قصه‌ پرغصه این روزهاست. قصه‌ای که در هر کوی و برزن و هر تکیه و دکّه‌ای به‌تکرار سَراییده می‌شود. انصاف اگر به خرج دهیم، همه‌ تقصیرها را نباید به گردن معضلات کلان‌شهری چون آلاینده‌ها (قارقارک‌های دودزا و کارخانه‌جات) بیفکنیم. بلکه ناسپاسی و عصیان این بشر دو پا نیز در امساک و تیره‌بخشی آسمان سهمی است عظیم و درخور اعتنا.

همین روزها که همه در حسرت یک قطره بارانیم، آیا هیچ از خود پرسیده‌ایم چرا درب آسمان به روی زمین بسته است و چرا خدای آسمان با زمینیان بنای قهر گذاشته است؟

بیایید اندکی به خودمان بقبولانیم که علل معنوی نیز در حوزه حیات مادی، اثرگذارند!

در اقلیم‌شناسی دانش دنیا گفته می‌شود امواج فراباری که فی‌المثل از دریای مدیترانه به شمال و غرب ایران حرکت کرده و تحت تاثیر هوای سرد و برودت خاص قرار گرفته است تبدیل به باران، برف یا تگرگ می‌شود.

براستی این ابرها را چه چیزی حرکت داد؟ از روی عراق گذرانید نبارید به ایران رسید بارید. از آسمان ایران گذر کرد به آسمان افغانستان درآمد آنقدر بارید که سیل شد و تا خواست برسد به حدود مالزی تبدیل به باران های اسیدی شد. حکما علتی دارد کسی منکر آن نیست اما همه سخن این است که سلسله اسباب همه منحصر در سبب مادی نیست.


مسلمانیم و در کسوت اسلام، اما مع‌الاسف گاهی در حوزه تعقل و اندیشه، مادیگرا. یعنی معالیل را تحلیل می‌کنیم و می‌بریم تا برسیم به علل مادی. و چنین می‌انگاریم که پشت این علل مادی، هیچ علل معنوی نیست. در حالیکه بر اساس آموزه‌های قرآن، حضرت رسول(ص) و پیشوایان پاک(ع)، کثرت و قلّت باران، برکت و نکبت آن، ریشه در علل معنوی دارد.


مگر حضرت رحمان، در همیشه‌ترین کتابش نفرمود: وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَیهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَکنْ کذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا کانُوا یکسِبُونَ(الأعراف/96)[و اگر اهل شهرها و آبادی‌ها، ایمان می‌آوردند و تقوا پیشه می‌کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن‌ها می‌گشودیم؛ ولی (آن‌ها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.]

و چرا فرمود: قُلْ أَرَأَیتُمْ إِنْ أَصْبَحَ مَاوُکمْ غَوْرًا فَمَنْ یأْتِیکمْ بِمَاءٍ مَعِینٍ(الملک/30)[بگو: «به من خبر دهید اگر آب‌های (سرزمین) شما در زمین فرو رود، چه کسی می‌تواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟!»].

به‌راستی آیا ما تقوا پیشه کردیم آن‌گونه که باید؟

زمین، آسمان، کوه و دریا همه مأموران خداوندند. گاه در اثر لغزش‌ها و گناهانی که از آدمیان سر می‌زند و به دست «من» و «ما» می‌رود، این مأموران معذور خدا بر او سخت می‌گیرند؛ این می‌شود که آسمان نمی‌باراند، زمین نمی‌رویاند و...

این کریمه را حتماً از نظر گذرانده‌اید:

وَمَا أَصَابَکمْ مِنْ مُصِیبَةٍ فَبِمَا کسَبَتْ أَیدِیکمْ وَیعْفُو عَنْ کثِیرٍ(شوری/30)

[هر مصیبتی به شما رسد به خاطر اعمالی است که انجام داده‌اید و بسیاری را نیز عفو می‌کند!]

«باد»، مأمور خداست. قوم عاد را «باد» از میان برد؛ اما اینک که بیش از هر زمان به «باد» (برای لقاح ابرهای باران‌زا) محتاجیم، نمی‌وزد.

حکایت همان است که گفتم: ما مقصریم.

و مگر رسول آب و آیینه نفرمود:

« حالی که خداوند بر امتی خشم گیرد و عذاب بر آنان فرو نفرستد، نرخ‌ها گران و عمرها کوتاه، تاجران، بی‌سود، و درختان، بی‌ثمر، نهرها بی‌آب، باران منقطع و اشرار مسلّط می‌شوند.»

چاره این تقصیر چیست؟

روی آوردن به درگاه چاره‌ساز.

چگونه؟



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/10/11
زمان : 08:31 ق.ظ
کیمیایی که تو را از سرگردانی نجات می بخشد
نظرات | ادامه مطلب

امام زمان

مسئله استمرار امامت یکی از اعتقادات اصلی شیعیان است. هر چند اصطلاح «فترت» در معنای "خالی بودن زمان از پیامبر" کاربرد دارد ولی این مفهوم در مورد سلسله امامت معنی ندارد. در واقع زمین هیچ گاه از امام خالی نیست و این مسئله توسط ادله عقلی و آیات قرآن و روایات اثبات شده است.[1]

پس از شهادت امام حسن عسکری(علیه السلام) شیعیان دوره کوتاهی از تحیر و سرگردانی را درباره امام دوازدهم تجربه کردند، که این مسئله با زمینه سازی های امامان پیشین و همچنین با تدبیر سازمان وکالت که زیر نظر حضرت مهدی(علیه السلام) اداره می شد، خیلی زود خاتمه پیدا کرد.

البته این تحیر صرفا پس از شهادت امام یازدهم پیش نیامد بلکه به خاطر شرایط سیاسی خاصی که در دوره حضور امامان معصوم وجود داشت، معمولا پس از هر امامی اختلافی از این نوع میان شیعیان بروز می کرد. بنابراین شیعیان معمولا برای شناخت امام از روش های خاصی استفاده می کردند.

 

روش های ویژه برای شناخت امام

شاید مهمترین دلیل بر امامت، نص و وصیت امام پیشین بود که بر امام پس از خود تعلق می گرفت. البته امام ویژگی های دیگری هم داشت که او را از سایرین متمایز می کرد. مثلا ایشان معجزاتی داشت و علاوه بر آن از بقیه عالم تر بود. به علاوه رفتار و خُلق و خوی و اندیشه امام نیز موید منصب الهی اش بود.[2]

از امام صادق(علیه السلام) پرسیدند: آیا ممکن است وضعی پیش آید که مردم امام خود را نشناسند؟

فرمود: ممکن است چنین شود.

سوال کردند: در آن صورت چه کنند؟

فرمود: به همان امر نخست چنگ زنند تا امام دیگر بر ایشان آشکار شود.[3]

همچنین در روایت دیگری از امام صادق(علیه السلام) درباره زمانی سوال کردند که خبر درگذشت امامی به گروهی برسد، امام درباره تکلیف ایشان می فرماید که بایستی تعدادی از ایشان در جستجوی امام کوچ کنند و تا زمانی که در جستجو هستند ایشان و قومشان معذورند.[4]

همچنین درباره زراره روایت شده است که فرزندش عبید را برای تحقیق درباره امامت امام موسی کاظم(علیه السلام) فرستاد، پیش از آن که پسرش بازگردد او به حالت احتضار افتاد. بنابراین قرآن را برداشت و بالای سرش گرفت و گفت: امام بعد از جعفر بن محمد، کسی که نامش در این کتاب در ضمن قرآن است و از جانب کسانی تعیین شده که خداوند، فرمان برداری از آنان را بر خلقش واجب ساخته است و من به او ایمان دارم. در ادامه این روایت آمده است که وقتی گزارش عمل زراره به امام موسی کاظم(علیه السلام) رسید فرمود: زراره مهاجر به سوی خداوند متعال است.[5]

شاید مهمترین دلیل بر امامت، نص و وصیت امام پیشین بود که بر امام پس ازخود تعلق می گرفت. البته امام ویژگی های دیگری هم داشت که او را از سایرین متمایز می کرد. مثلا ایشان معجزاتی داشت و علاوه بر آن از بقیه عالم تر بود. به علاوه رفتار و خُلق و خوی و اندیشه امام نیز موید منصب الهی اش بود



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/10/11
زمان : 08:30 ق.ظ
بر منابر به جای فحاشی تاریخ بگوییم!
نظرات | ادامه مطلب

نهم ربیع

نهم ربیع الاول روز مرگ خلیفه دوم است که مجالسی به این بهانه جهت "تبری" برگزار می شود. یکی از ارکان دین و از اعتقادات شیعه "تولی" و "تبری" است که از ضروریات دین می باشد و در کنار نماز و روزه و حج و خمس و زکات و ... قرار گرفته است. و هر مسلمان وظیفه دارد تا با استفاده از دلایل عقلی و نقلی به این دو موضوع همانند سایر واجبات الهی اعتقاد داشته باشد.

"تولّی" در لغت به معنای دوستی کردن، ولیّ قرار دادن و ولایت دادن، کاری را به عهده گرفتن، دوستی و محبّت است. (معین، محمد، فرهنگ معین، ص1170) و "تبرّی" به معنای بیزاری جستن، بیزار شدن، بیزاری.(معین، محمد، فرهنگ معین، ص 1022/ علی اکبر دهخدا، همان، ج4، ص575، ماده تبری) آمده است.

مهمترین آیه ای که در زمینه "توّلی" مورد استناد قرار می گیرد این آیه است: «لا أَسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى(شوری/23) من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى ‏كنم جز دوست‏داشتن نزدیكانم [اهل بیتم‏].»

و یا آیه «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقینَ[توبه/119] اى كسانى كه ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، و با صادقان باشید!»

و درباره "تبری" آیات فراوانی وجود دارد که به چند نمونه بسنده می کنیم:

«لا یَتَّخِذِ الْمُوْمِنُونَ الْكافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُوْمِنینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فی‏ شَیْ‏ءٍ ...(آل عمران/28) افراد با ایمان نباید به جاى مومنان، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنین كند، هیچ رابطه ‏اى با خدا ندارد.»

«قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فی‏ إِبْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآوُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَیْنَنا وَ بَیْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً(ممتحنه/4) براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهیم و كسانى كه با او بودند وجود داشت، در آن هنگامى كه به قوم (مشرك) خود گفتند: «ما از شما و آنچه غیر از خدا مى ‏پرستید بیزاریم ما نسبت به شما كافریم و میان ما و شما عداوت و دشمنى همیشگى آشكار شده است.»

اصحاب پرسیدند: آقا پس چیکار کنیم. امام فرمود: خیانت هایی که این آدم به اسلام کرده را بیان کنید. دوستان، محبان، شیعیان ! به جای فحاشی، بالای منبر، پشت بلندگو، در نوشته ها، تاریخ را برای ملت بازگو نماییم. و خیانت هایی که توسط ایشان به اسلام ناب شده را بیان کنیم

کسی که نسبت به مساله یا چیزی عشق می ورزد با هم‌سنخان خود در محبوب‌دوستی، مشترک می شود و از سویی باید با عوامل آسیب زای علاقه خود، دشمنی کند. از همین رو عشق و محبت انسان، برای او حد و مرز و خط قرمز می آفریند. در واقع تبری جستن همانند سیستم دفاعی بدن است که مانع رشد میکروب ها می‌شود.

در روایات بسیاری اهمیت بسیار والای "تولی" و "تبری" مطرح شده است که در اینجا به چند مورد اشاره می‌شود:

پیامبر اکرم(صلى اللَّه علیه و آله) روزى از اصحابش سوالی پرسید که: در میان دستگیره ‏هاى ایمان كدامیك از همه محكم تر است؟ گفتند: خدا و پیامبرش بهتر مى‏دانند، آنگاه یكى از ایشان گفت: نماز، و دیگرى گفت: زكات، شخصى گفت: روزه، و یكى دیگر از ایشان گفت: حج و عمره، و دیگرى گفت: جهاد، آنگاه پیامبر(صلى اللَّه علیه و آله) فرمود: همه اینها كه نام بردید، كارهاى با فضیلتى است، اما پاسخ سوال من نیست، قوى ‏ترین دستگیره ایمان، دوست داشتن براى خدا و دشمن داشتن براى خداست، و دوست داشتن اولیاء خدا، و بیزارى جستن از دشمنان خدا، مى ‏باشد.(معانی الاخبار، ص 398)

همچنین امام رضا(علیه السلام) می فرمایند: کمال دین ولایت ما و برائت از دشمنان ماست.(بحارالأنوار، ج‏27، ص58)

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1393/10/10
زمان : 08:27 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic