لقب قائم و اسرار آن
نظرات | ادامه مطلب

امام زمان

یکی از مهم ترین و مشهورترین القاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، «قائم» (قیام کننده و به‌پا خیزنده) است. این عنوان رسا و گویا، در بعضی از روایات مربوط به آن حضرت آمده و اشاره به قیام، مبارزه و جهاد بزرگ او و آمادگی استقامت وی دارد.

 

علّت ذکر لقب قائم برای حضرت مهدی

در روایات آمده است که از آن جهت که امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، در برابر وضعیت اسفناک سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به وجود آمده برای مردم، قیام کرده و علیه ظالمان، مفسدان و زرمداران وارد عمل خواهد شد؛ به آن حضرت قائم گفته می شود. امام صادق (علیه السلام) فرموده است: «سمّی القائم لقیامه بالحق»(1): «قائم نامیده شده، به جهت اینکه قیام به حق خواهد کرد.»

از امام جواد علیه السلام نیز سۆال شد: چرا او را قائم می نامند؟ امام فرمود: «لأنّه یقوم بعد موتِ ذکرِه و ارتدادِ اکثرِ القائلین بأمامته»(2): «چون پس از آن قیام می کند که از یادها رفته است و بیشتر معتقدان به امامتش برگشته اند.»

در روایاتی تصریح شده که مبداء پیدایش این لقب افتخارآفرین، مصادف با عاشورا بوده است. طبری از علمای امامیه در قرن چهارم هجری، نقل می کند که ابوحمزه ثمالی می گوید به حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) عرض کردم: «ای زاده ی پیامبر! مگر همه شما قائم به حق نیستید و حق را بر پا نمی دارید، پس چرا تنها ولی عصر را قائم می خوانند؟» فرمود: «چون جدم حسین (علیه السلام) کشته شد، فرشتگان صدا را به گریه و ناله بلند نموده عرض کردند: «بار خدایا از کسانی که برگزیده ی تو و فرزند برگزیده ی تو، ارزشمندترین و بهترین خلق تو را کشتند در می گذری؟!» خداوند، به آنان وحی فرستاد: «ای فرشتگان من آرام بگیرید سوگند به عزت و جلال خودم که قطعاً از آنان انتقام خواهم گرفت هر چند بعد از مدتی باشد.» آنگاه پرده از جلوی دیدگان آنان کنار زد و امامان از فرزندان امام حسین (علیه السلام) را یکی پس از دیگری به آنان نشان داد. فرشتگان از این منظره، مسرور و شادمان گردیدند و دیدند که یکی از آن بزرگواران ایستاده مشغول نماز است. خداوند فرمود: «با این قائم (شخص ایستاده) از قاتلان حسین (علیه السلام) انتقام خواهم گرفت.»(3)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/14
زمان : 09:47 ق.ظ
مرگ، تقدیری که خواهد آمد!
نظرات | ادامه مطلب

مرگ

مرگ ما را با دنیایی نو روبه‌رو می‌کند که تمام عواملش شگفت‌انگیز است. با نمایان شدن عالم غیب، معیارها و بینش‌های دیگر اساس ارزش‌ها و ارزیابی‌ها می‌شود. مرگ، حقیقت ناشناخته و یا کم‌شناخته‌ای نیست؛ موضوعی است که بعد از دو مقوله «خدا» و «دین»، آشناترین مفهوم زندگی و حیات بشری است و انسان از روزی که پای بر قلمرو حیات نهاده، با این پدیده آشنایی عینی و ملموس داشته است.

مرگ، مهم‌ترین حادثه تاریخ زندگی بشر و ناشناخته‌ترین وجه حیات است که جز از منظر وحی، نمی‌توان تصویری از آن پیدا و ارائه کرد. امام علی علیه السلام آن را این‌گونه توصیف کرده است: «هر کس از مرگ بگریزد، با مرگ روبه‌رو شود؛ زیرا اجل در کمین جان است و سرانجام گریزها هم‌آغوشی با آن است. وه که چه روزگارانی در پی گشودن راز مرگ بودم، اما خواست خدا این بود که این اسرار هم‌چنان فاش نوشد. هیهات!‌چه دانش سر به مهری!».(1)

امام علی علیه السلام در نهج‌البلاغه با توضیح‌ها و تصویرهایی، به بازکاوی حقیقت مرگ پرداخته و چهره ملموس‌تری از آن را نشان می‌دهد.

 

سیمای ظاهری مرگ

امام علیه السلام از این جهت، سیمای آن را این‌گونه به تصویر می‌کشد که مرگ بر تمام مسئولیت‌ها، تلاش‌‌ها، آرزوها و هدف‌های دنیوی انسان خط پایان می‌کشد؛ به عبارتی دیگر سیمای ظاهری و عرفی مرگ همین است که آن را پایان زندگی، پایان‌بخش آمال و آرزوها و عامل نابودی لذت‌ها و کام‌جویی‌ها بدانیم. امام علیه السلام می‌فرماید: «شادابی زندگی را افسردگی پیری در پیش است. دوران عافیت به بیماری و درد پایان می‌پذیرد و سرانجام زندگی جز مرگ نیست؛ مرگی که دست شما را از دنیا کوتاه می‌کند و راه آخرت را پیش پای انسان می‌نهد. با تن‌لرزه‌ها، دردهای جانکاه، اندوه گلوگیر و نگاه فریادخواه از یاران و خویشاوندان و همسران کمک می‌خواهد، اما کاری از دست کسی برنمی‌آید و گریه سود نمی‌رساند.»(2)

امام علیه السلام در بیانی دیگر این چهره مرگ را بسیار زیباتر به تصویر می‌کشد: «مرگ، میهمانی است ناخوش‌آیند که ناخواسته از یار و دیارمان جدا می‌کند. حریفی است که هماورد ندارد».(3)

این توهم غفلت‌زا را از خود دور کنید که مرگ اگر هم حق است و قانون، برای همسایه است و برای غیر ما نوشته شده است

اما حقیقت مرگ، چیزی فراتر از این دریافت ظاهری و در حد فهم و درک عامه مردم است. مرگ، تنها گذرگاه جهان غیب است؛ دریچه‌ای برای خروج از عالم خیال و ورود به جهان حقیقت و واقعیت. مرگ ما را با دنیایی نو روبه‌رو می‌کند که تمام عواملش شگفت‌انگیز است. با نمایان شدن عالم غیب، معیارها و بینش‌های دیگر اساس ارزش‌ها و ارزیابی‌ها می‌شود. از همین روست که انسان انگشت حسرت به دندان می‌گزد و از آنچه در تمامی دوران عمر خود به آن دل‌بسته بود، دل‌زده می‌شود!

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/13
زمان : 09:17 ق.ظ
شیعه بایدخوش پوش باشد !!
نظرات | ادامه مطلب


پوشش و لباس از جمله مواردی  است که می توان در باب آداب و قوانین آن روایاتی را یافت که در نهایت حکایت از ظرافت و دقت نظر دین مبین اسلام دارد که در آن، مسائل به ظاهر کوچک و ناچیز نیز از قلم نیفتاده و مورد توجه و دقت است. لباس پوشیدن نیز برای خود آداب و قوانینی دارد که اطلاع از آنها خالی از فایده نیست به همین منظور به اختصار به بخشی از آن اشاره می‌کنیم.

پوشش
لباس زمان خود را بپوش

حماد بن عثمان به محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شد. مردی را دید که به زبان انتقاد به حضرت عرض کرد: خداوند به خیر و صلاحت رهبری فرماید. شما می‌گفتید که علی بن ابیطالب لباس خشن می‌پوشید، پیراهن چهار درهمی و همانند آن بر می‌کرد و هم اکنون می‌بینیم که خود شما لباس تازه‌ای غیر از آنچه جدتان می‌پوشید به بر دارید. حضرت در جواب فرمود: علی علیه السلام آن لباس را زمانی می‌پوشید که در نظر مردم قبح و زنندگی نداشت و اگر امروز آن لباس را در بر می‌کرد نامأنوس و غیر عادی بود و به آن شهرت می‌یافت. بهترین لباس در هر زمان لباس اهل آن زمان است.

سفیان ثورى گوید: به حضرت صادق (علیه السلام) گفتم: شما روایت می كنید كه على (علیه السلام ) لباس خشن مى‏پوشید، و شما لباس قوهى و مروى (دو پارچه قیمتى منسوب به قهستان و مرو) مى‏پوشید؟! حضرت فرمود: واى بر تو، امام على(علیه السلام) در زمان تنگدستى مردم زندگى مى‏كرد، ولى چون روزگار فراخى رسید، نیكان زمانه به آن شایسته‏ترند. حضرت رضا(علیه السلام) فرمود: یوسف (علیه السلام) لباس دیبا مى‏پوشید، و شلوار زربفت به تن میكرد، و بر تخت مى‏نشست، و این كار در صورتى كه پول آن مورد نیاز در مورد یكى از ضروریات زندگى باشد، مذموم است. محمد بن عیسى از امام نقل میكند كه: شیعیان ضعیف الایمان دوست دارند كه من بر پلاس بنشینم، و لباس خشن بپوشم، ولى زمانه اقتضا ندارد. (مكارم الأخلاق / ترجمه میرباقرى / ج‏1/  185-183 ) 

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/13
زمان : 09:16 ق.ظ
معلم دینی فرزندتان باشید
نظرات | ادامه مطلب

چند نکته درباره‌ی چگونگی آموزش قرآن و احکام اسلامی به فرزندان


می‌گویند «خشت اول چون نهد معمار کج / تا ثریا می‌رود دیوار کج». این خشت اول از آن نکته‌هایی است که نباید از یاد برود. خشت اول در تربیت فرزند، خشت اول در تضمین سعادت دنیوی و خشت اول در سلامت نفس او، همگی مدیون آموزش اصول و احکام دینی‌اند.


دعا

آموزش دادن قرآن و احکام اسلامی به فرزند، تا اندازه‌ای اهمیت دارد که حضرت امیر (علیه‌السلام) آن را اولین گام در تربیت فرزند می‌دانند و تا وقتی کامل انجام نشود، نباید به کار دیگری مشغول شد. اگر نگران آینده فرزندتان هستید، اگر می‌خواهید کودکتان در آینده، فردی موفق و برخوردار از سلامت اخلاقی باشد، اگر دوست دارید دور از جان، بعد از 120 سال که از دنیا رفتید، از خیر فرزندتان بهره‌مند شوید، این مطلب را با دقت بخوانید.

1- حقی بر عهده‌ی پدر و مادر

آموزش دادن قرآن و احکام اسلامی، یکی از حقوقی است که از سوی خدا بر عهده‌ی هر پدری گذاشته شده است. در این خصوص، حضرت علی (علیه‌السلام) فرموده‌اند: «حق فرزند بر پدر این است که نام نیکو بر او بگذارد، نیکو تربیتش کند و به او قرآن بیاموزد».

در عین حال، اهمیت یاد دادن قرآن و احکام اسلامی به فرزندان، تا اندازه‌ای است که امیرالمۆمنین علی (علیه‌السلام) در وصیت به امام حسن (علیه‌السلام) در کتاب «نهج‌البلاغه» می‌فرمایند: «چنین دیدم که قبل از هر چیز، کتاب خداوند عزوجل و تفسیر و تأویل آن و شرایع و احکام اسلامی و حلال و حرام آن را به تو آموزش دهم و جز این، به چیزی نپردازم.» از این سخن مشخص می‌شود که پدر و مادرهای مسلمان، با هیچ بهانه‌ای نباید از آموزش دادن قرآن و آداب اسلامی به فرزند خود غافل شوند، چرا که در کتاب «حلیه‌الاولیاء» به نقل از ابورافع، صحابی پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم) نوشته شده است روزی پیامبر به من فرمودند: «برای روز قیامت چه کرده‌ای؟» در جواب عرض کردم برای آن روز باید پس‌انداز کنم؟ آن حضرت فرمودند: «بله، چقدر پول داری؟» گفتم 40 هزار دینار دارم و همه را برای خداوند متعال می‌دهم. ایشان فرمودند: «مقداری را ببخش و مقداری را نگه دار و به فرزندانت رسیدگی کن». گفتم آیا همان طور که ما بر آن‌ها حق داریم، آن‌ها نیز بر ما حق دارند؟ حضرت فرمودند: «آری، حق فرزند بر پدر این است که قرآن را به او آموزش دهد.»

2- اگر به فرزندت قرآن یاد بدهی...

پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) فرموده‌اند: «در روز قیامت، قرآن، مرد رنگ پریده‌ای را می‌آورد و به پروردگار متعال می‌گوید: پروردگارا؛ من موجب شدم که این مرد، روزهایش را به تشنگی روزه و شب‌هایش را به بیداری نماز شب بگذراند و امیدش را به رحمت تو تقویت کردم و آرزویش را به آمرزش تو وسعت بخشیدم. پس با او چنان رفتار کن که من و او، به تو گمان داشتیم.

داشتن فرزند صالحی که با قرآن مأنوس باشد و خیرش به مردم برسد، از برکاتی است که هم در این دنیا گره از مشکلات والدین باز می‌کند، و هم در آخرت به دادشان می‌رسد. آموزش قرآن و احکام اسلامی، یکی از راه‌های تربیت چنین فرزندی است.

خداوند متعال نیز می‌فرماید: فرمان پادشاهی را به دست راست و فرمان جاودانگی را به دست چپش بدهید و او را در کنار همسران سیه چشمش قرار دهید و بر پدر و مادرش چنان خلعتی بپوشانید که دنیا و هرچه در آن بوده، با ارزش آن برابری نکند. در این زمان، همه خلایق، به پدر و مادر او نگاه می‌کنند و به آن دو، احترام می‌گذارند. آن دو به خود نگاه می‌کنند و از آن خلعت خوشحال می‌شوند و می‌گویند: پروردگارا؛ این از چه رو به ما داده شده، در حالی که اعمال ما شایسته چنین خلعتی نبوده؟

خداوند متعال می‌فرماید: علاوه بر آن، تاج کرامت هم بر سر شما می‌نهم که مانند آن را هیچ بیننده‌ای ندیده، هیچ شنونده‌ای آوازه‌اش را نشنیده و هیچ اندیشنده‌ای فکرش را هم نکرده است. پس گفته می‌شود این پاداش آن است که به فرزندتان قرآن آموختید و او را در دین اسلام، دانا و بینا کردید.»

3- پاداش به خروار

ابن شهرآشوب در کتاب «المناقب» نوشته است که عبدالرحمان سلمی، سوره حمد را به فرزند امام حسین (علیه‌السلام) آموخت. وقتی کودک، آن سوره را برای پدرش خواند، امام به او مقداری دینار، خلعت و مروارید گران‌بها هدیه دادند. بعضی از مردمی که آنجا بودند، دلیلش را پرسیدند، اما حضرت فرمودند: «این پاداش کجا و عطای او (تعلیم دادن سوره حمد) کجا؟» بنابراین، پدر و مادر، هر اندازه که برای یادگیری قرآن و احکام اسلامی فرزند خود هزینه کنند، برای آن‌ها مفید است. چون با این کار، فرزندشان به خیری دست پیدا می‌کند و باقیات صالحات برای آن‌ها نیز خواهد بود.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/13
زمان : 09:13 ق.ظ
از قرائت قرآن تا روسری ارمیا
نظرات | ادامه مطلب


شبکه من و تو می خواهد متفاوت تر ظاهر شود و ارمیا نقش اول را در اینباره بازی خواهد کرد!

همیشه شبکه های  ماهواره ای به دنبال این هستند که اباحه گری را ترویج کنند، بی قید و بندی و عریانی را اما اینبار می خواهند شما حجاب داشته باشید. شاید ظاهر قضیه اینچنین به نظر برسد اما این فقط ظاهر آن است.

سمت نو، من و تو

ارمیا دختری که حضورش در شبکه من و تو برنامه اکادمی گوگوش بی حواشی نبود دختر محجبه ای که می گفت شوهرش که یک آلمانی تازه مسلمان شده است مشوق او بوده و گفته است حجاب و خوانندگی با هم مغایرتی ندارند و او می تواند در حالی که حجاب خود را حفظ می کند بخواند و این اول داستانی جدید برای شبکه ای است که در اکادمی گوگوش هم مثل همیشه دنبال ترویج اباحه گری و لذت گرایی صرف خود بوده است و قطعه ای از پازل آن است.

اما این هدف با ارمیا در برنامه اکادمی باقی نماند و حال قرار است این فرد که طرفدارانی هم پیدا کرد، کمک این شبکه در ادامه این پروژه باشد به همین منظور من و تو برنامه ای را با موضوعات خاص کلید زده است که پخش قسمت اول آن نیز شروعی خاص داشت در اولین قسمت این برنامه در رابطه با حجاب و خوانندگی با حضور نفر اول اکادمی موسیقی گوگوش ”‌ ارمیا ”‌ ، به بیان مسائلی از دیدگاه خودش در رابطه با حجاب پرداخت.او دفاع و ترویج از همان خط عقاید خود را ادامه داد اینکه می توان با حجاب خواند اما چرا شبکه بهایی نشین من و تو حجاب را به مخاطبان خود هدیه می کند؟

استحاله در نقشه راه این جنگ مقصد نیست، بلکه محل گذار به سمت بی قیدی کامل است شبکه من و تو اصلا عجله ای برای گرفتن ارزش های یک زن ایرانی و مسلمان از او ندارد

فارسی وان، زمزمه، جم و من  و تو  می خواهند سبک زندگی خانواده ها و افراد ایرانی را تغییر دهند آنهم نه در 10 درجه بلکه در 180 درجه! خیانت، شراب خواری، بی قیدی و لاابالی گری، رقص، ارتباطات نامشروع همه و همه آنچه است که این شبکه ها روی آن تمرکز دارند و این امری مسلم است که خانواده های ایرانی این موارد را تاب نخواهند آورد. البته فارسی وان زود از تب و تاب خود افتاد و برای همین شبکه ای چون من و تو سعی کرده است این نقصان را برطرف کند و با بیان نرم و گام به گام این مسائل، شما تغییر درجه به درجه به سمت 180 درجه متغایر ارزش های فعلی شما را دنبال می کند. او در ابتدا قبح زدایی و بعد  یک فرد را قبح گرا می کنند! این همان برنامه فراماسونری و صهیونیست ها در روند بردن جوامع به سمت ارزش های خود است و یا روند طی کردن پله های فراماسونری به سمت راس یک هرم سازمانی خود.

سمت نو، من و تو ، ارمیا

من و تو در کنار برنامه های قبح زدای خود و تزریق ارزش های غربی، حال مخاطب خاص تری را که با این سرعت با او جلو نمی رود، مد نظر قرار داده است. پروژه ای که از دو منظر، خاص و تخصصی می باشد از منظر اول تمرکز بر روی بانوان که خود نقطه نیل جامعه به سمت سعادت یا شقاوت هستند این جمله از امام خمینی را به یاد بیاورید که فرمود "از دامن زن، مرد به معراج می رسد" و حال این شبکه این نسخه را معکوس دنبال می کند که صادق هم می باشد. در واقع بانوان و سعی در تغییر سبک فکری و زندگی آنها نوعی سرمایه گذاری است که شبکه ها برای جنگ نرم می کنند - آیا رسانه ملی چنین کرده است و برنامه ای نوشته شده دارد؟ –  از منظر دوم نیز خاص بودن آن در هدفی و نقشه ای است که برای استحاله این قشر از جامعه مد نظر قرار داده اند. یک زن ایرانی در وهله اول خیانت، ارتباط ناشروع و ... را قبول نمی کند اما باید آن را گام به گام جلو برد  یک بانوی ایرانی شاید با این شبهه کمی جا بخورد اینکه آیا نمی توان با حجاب کارهای زیادی کرد زن ها که این روزها بیشتر در اجتماع اند و می خواهند باشند برای انها بهترین توجیه این است که با حجاب خیلی از کارها را می شود انجام داد و چه بهتر که یک نفر این کارها را برای زنی که می خواهد اجتماعی شود تعریف کند و برای او فرهنگ سازی کند و یا برای حرکت های هنجارشکن او توجیه بتراشد، من و تو زود این کار را می کند. یک زن می تواند حجاب داشته باشد و بخواند! رسانه ملی چنین کاری را شروع کرده است؟



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/12
زمان : 09:20 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic