بهترین نعمت خداوند را می‌شناسید؟!
نظرات | ادامه مطلب


یکی از برترین نعمی که خداوند متعال در اختیار انسان نهاده است نعمت «سلامتی و صحت جسم و جان» است؛ چنانچه مولای متقیان علی(علیه السلام) نیز در این باره چنین فرموده اند: «اَلصِّحَّةُ اَفضَلُ النِّعَمِ؛ سلامتى بهترین نعمت است.»[1]

سلامتی

شاید بسیاری از بیماری ها و ناراحتی های روحی و جسمی ما به علت مراعات نکردن دستورات اسلامی باشد خواه واجب و حرام یا مستحب و مکروه؛ که اگر به تعالیم ائمه معصومین علیهم السلام توجه می شد ما گرفتار چنان بیماری هایی نمی شدیم و نیز فرزندان ناسالم به دنیا نمی آمدند؛ زیرا اسلام برای هر کاری آداب مخصوص دارد که انجام صحیح آنها جلوی بسیاری از بیماری ها را گرفته و از پیدا شدن آنها پیشگیری می نماید. بنابراین باید یاد آور شد که تمامی ‌سفارشهای اسلام برای قدردانی از نعمت سلامتی، و به تأخیر انداختن بیماری است.

سیستم منظم و دقیق موجود در بدن انسان، به گونه ای طراحی شده است که در صورت رعایت تمامی اصول و ضوابط بهداشت فردی و اجتماعی, درصد ابتلای انسان به بیماری و امراض گوناگون را تا حد امکان منتفی می نماید؛ لکن گاه شخص خواه ناخواه در معرض بیماری قرار می‌گیرد.

قدر دانی از نعمت سلامتی و تندرستی در بیانات حضرات معصومین (علیهم السلام) به روشنی قابل استنباط است که در ذیل به مواردی از احادیث معصومین(علیهم السلام)  در این باره اشاره خواهد شد.

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «قدر پنج چیز را قبل از پنج چیز بدان؛ جوانى‏ات را پیش از پیرى؛ سلامتى‏ات را پیش از بیمارى؛ ثروتت را پیش از فقر؛ فرصت هایت را پیش از گرفتاری و زندگى‏ات را پیش از مرگ. [2]

مولای متقیان علی (علیه السلام) در تفسیر آیه ی « وَ لا تَنْسَ نَصیبَكَ مِنَ الدُّنْیا »[3] فرمودند: «سهم خود را از دنیا فراموش مكن: [یعنى] سلامتى، توانایى، فرصت، جوانى و شادابى‏ات را فراموش مكن، تا با آنها، آخرت را به دست آورى.» [4]

امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: «پنج چیز است كه هر كس یكى از آنها را نداشته باشد، همواره در زندگى‏اش كمبود دارد و كم خرد و دل نگران است: اول، تندرستى، دوم امنیت، سوم روزى فراوان، چهارم همراهِ همرأى. راوى پرسید: همراهِ همرأى كیست؟ امام فرمودند: همسر و فرزند و همنشین خوب و پنجم كه در برگیرنده همه اینهاست، رفاه و آسایش است. [5]

تمامی نعمت هایی که خداوند به انسان ارزانی داشته است, به منظور بکار گیری آنان در جهت رستگاری و رسیدن به سعادت اخروی است, و نعمت سلامتی نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد, چنانچه از مولای متقیان علی (علیه السلام) نیز در این باره چنین روایت شده است: «زکات علم, نشر آن؛ زکات جمال, عفاف؛ زکات بدن, جهاد و روزه و ... و زکات سلامتی و تندرستی, سعی و تلاش در راه طاعت و بندگی خداوند است»


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/17
زمان : 08:17 ق.ظ
شیطان لقمه در دهانشان گذاشت!
نظرات | ادامه مطلب

بازخوانی متفاوت آیاتی كه بارها خوانده ایم



خیالم از کودکی تا نوجوانی‌ام راحت است اما من چه کرده‌ام. من از وقتی روی پای خودم ایستاده‌ام. از وقتی کار کرده‌ام و حقوق گرفته‌ام، آیا هیچ وقت کم نگذاشته‌ام؟ تمام ساعت‌هایی که سر کار بوده‌ام را واقعاً کار کرده‌ام؟ نمازم را با مستحبات بی‌سابقه به جا نیاورده‌ام فقط برای این که وقت ساعت اداری بگذرد؟ ناهارم را با طمأنینه بی‌نظیری نخورده‌ام که زمان باقیمانده تا پایان ساعت اداری زودتر تمام شود؟
شیطان

وَ لَا تَأْکلُُواْ أَمْوَالَکُم بَیْنَکُم بِالْبَاطِلِ وَ تُدْلُواْ بِهَا إِلیَ الحُْکَّامِ لِتَأْکُلُواْ فَرِیقًا مِّنْ أَمْوَالِ النَّاسِ بِالْاثْمِ وَ أَنتُمْ تَعْلَمُون

و اموال یکدیگر را به باطل (و ناحق) در میان خود نخورید! و برای خوردن بخشی از اموال مردم به گناه، (قسمتی از) آن را (به عنوان رشوه) به قضات ندهید، در حالی که می‌دانید (این کار، گناه است) /سوره مبارکه بقره آیه 188

کتاب‌ها می‌نویسند:

اموال یکدیگر را به باطل نخورید، در حالی که آن اموال «بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ» اموالی است که خداوند بین شما به طور مساوی قرار داده که هیچ مقداری از آن‌ها ذاتا به شخص شما اختصاص ندارد، بلکه این اختصاص تنها اعتباری است، و هر راهی که شارع آن را برای اختصاص اعتبار کرده، حق است، و هر راهی که شارع آن را اعتبار نکرده، باطل و ضایع است، زیرا به اعتبار اعتبار کننده، حقی مستند نیست. بنابر این، گرفتن اموال و خوردن آن به گونه‌ای که شارع آن را معتبر ندانسته، نهی شده. یا مقصود این است که اموالی را که با راههای حق بین شما مشترک است، به انگیزه باطل و سبب غیر حق نخورید. به این نحو که بخواهید در آن تصرّف کنید به طوری که شارع به آن اجازه نداده است.1



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/17
زمان : 08:16 ق.ظ
سه نکته کلیدی برای جهاد با نفس
نظرات | ادامه مطلب


همه ما علاقمندیم دارای صفات نیکوی اخلاقی و فضائل نفسانی باشیم و نیز به دور از صفات زشت و عاری از رذائل نفسانی بوده باشیم، به این منظور روشن است که اول باید هر دو دسته از صفات شناخته شوند و پس از آن برای پیاده کردن دانسته ها تلاش نمود.

جهاد

در این نوشتار مختصر نام این مرحله را «تزکیه» می گذاریم که البته نامی است برگرفته از قرآن مجید. قصد نگارنده- با اعتراف به تهی بودن خویش از فضائل و احتیاج زیاد به تطهیر درون- بیان چند نکته در زمینه عملیاتی نمودن آن دانسته هاست. یعنی نکاتی در باره «تزکیه نفس»

1- باید دانست تزکیه نفس به هیچ وجه عملی آسان نیست که بسیار دشوار است. تا جائیکه در روایات متعددی از تلاش برای آن به «جهاد» یا «مجاهده» تعبیر شده است. از آن جمله است روایات ذیل که از حضرت امیرالمۆمنین (صلوات الله علیه) در کتاب «تصنیف غررالحکم» نقل شده است: «الا و ان الجهاد ثمن الجنّة فمن جاهد نفسه مکلها و هی اکرم ثواب الله لمن عرفها» «افضل الجهاد مجاهدة المرء نفسه» «ثمرة المجاهدة قهر النفس» «انک ان جاهدت نفسک حوت رضی الله» «ان المجاهد نفسه و علی طاعة الله و عن معاصیه عندالله سبحانه بمنزلة برً شهید»؛ گونه ای از این روایات شریفه به این ترتیب است: «به هوش باشید! همانا جهاد کردن؛ بهای بهشت است پس هر آن کس که به جهاد با نفس خود پرداخت آن را مالک شد و این ارجمندترین ثواب برای کسی است که نفس خود را شناخته است»

 «برترین جهاد، مجاهده ای است که آدمی با نفس خود می کند» «حاصل مجاهده، چیرگی بر نفس است» «اگر مجاهده با نفس کنی به خشنودی خداوند دست می یابی» «کسی که در راه انجام طاعت خداوند و دوری از گناهان مجاهدت می ورزد، در نزد خداوند منزلت انسان نیکو کار شهید را داراست»

2- در عین حال سرانجام این تلاش و مجاهده بسیار شیرین و گواراست. چنانکه خداوند سبحان در آیه نهم از سوره مبارکه شمس می فرماید: «

همانا رستگار شد آن کس که نفس خود را تزکیه نمود» به نظر می رسد هر کاری که آدمیان انجام می دهند برای رسیدن به رستگاری و راحتی است. ولی متاسفانه بسیاری از ما یا رستگاری حقیقی را نمی شناسیم و یا اگر آن را می شناسیم، راه رسیدن به آن را گم نموده ایم.

 و حال آنکه خالق حکیم و رحیم ما می فرماید، راه فلاح و آزادگی و راحتی، تزکیه نفس است. تأمّل در همان احادیث که در بند یک ذکر نمودیم به خوبی نشان می دهد، ثمره جهاد با نفس و تزکیه، چه سود بزرگ و خوشحال کننده ای می باشد. براستی آیا رسیدن به برترین ثواب الهی و دستیابی به رضایت خداوند، باعث شادی و آسایش نیست. چنانکه در کتاب فوق الذکر از امام علی (علیه السلام) نقل می کند که: « من مقت نفسه احبّه الله» ؛ «کسی که بر نفس خود غصبناک باشد، خدای متعال دوستش دارد.»

به هوش باشید! همانا جهاد کردن؛ بهای بهشت است پس هر آن کس که به جهاد با نفس خود پرداخت آن را مالک شد و این ارجمندترین ثواب برای کسی است که نفس خود را شناخته است


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/16
زمان : 08:29 ق.ظ
مرهم فراق !
نظرات | ادامه مطلب

شب قدر، امام زمان

دعاها و زیارت‏های مربوط به ساحت مقدس امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) بخش مهمی از فرهنگ شیعه را به خود اختصاص داده است. این گستردگی، به دلیل آن است که آن حضرت، خاتم اوصیا و امید امت‏هاست. دعا و زیارت‏های مربوط به حضرت، در واقع انیس دل‏هایی است که در عصر غیبت، انیسی جز مولایشان ندارند و با آنچه به عنوان خطاب با ولی عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) بر زبان می‏آورند، از اعماق وجود، آن محبوب دل‏ها را دعا می‏کنند و از دور و نزدیک بر او درود می‏فرستند. حال به مهمترین دعاهای در عصر غیبت اشاره می نماییم:

1. دعا برای سلامتی حضرت مهدی(عج):

یکی از وظایف منتظران، دعا کردن برای سلامتی حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) است. دعای سلامتی حضرت این است: اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً.  

2. دعا برای فرج حضرت مهدی(عج):

کلمه «فرج» یعنی آسودگی از اندوه و غم و بیماری، و به معنای گشایش نیز آمده است. امنیت ایمان، رشد اندیشه، آرامش روحی، کمالات معنوی و بهره‏های بی‏پایان دوران پس از ظهور را، با عنایت الهی می‏توان در دوران غیبت با اتکا به «دعا برای ظهور» به دست آورد. دعا کننده برای فرج، چون می‏داند یکی از عوامل غیبت آماده نبودن شرایط برای حکومت جهانی آن بزرگوار است، می‏کوشد تا در حد توان خویش، در ایجاد چنین زمینه‏ای مۆثر باشد.

چندین دعا به دعای فرج معروف است. علامه مجلسی رحمه‏الله در کتاب ارزشمند بحار الانوار، با عنوان باب «ادعیة الفرج»، 39 دعا را با این نام آورده است. از مهمترین آن ها این دعاست:

اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرینَ.(1)

در مفاتیح آمده: كفعمى در بلد الامین فرموده این دعاء حضرت صاحب الامر (علیه السلام) است كه تعلیم فرمود آن‌را به شخصى كه محبوس بود، پس خلاص شد.

زیارت ناحیه مقدسه،‌ توصیف لحظه‏های شهادت امام حسین (علیه‏السلام)، غربت و مظلومیت اهل بیت (علیهم‏السلام)، و معتبرترین و بلندترین روضه‏ای است که از زبان معصوم خون خواه سیدالشهداء به ما رسیده است. هیچ زیارتی، عمق فاجعه کربلا را مانند زیارت ناحیه بیان نکرده است

3. دعای عهد:

از دعاهای مشهور که خواندن آن در دوران غیبت حضرت مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشّریف) بسیار سفارش گردیده، «دعای عهد» است که از امام صادق (علیه‏السلام) روایت شده است. درود خاص بر حضرت و تجدید پیمان و بیعت با ایشان، و نیز پایداری بر این پیمان تا روز قیامت، از جمله مضامین این دعای شریف به شمار می‏آید.

4. دعای ندبه:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/16
زمان : 08:24 ق.ظ
2 اصل مهم تربیتی را فراموش نکنیم !
نظرات | ادامه مطلب


بشارت و انذار، نشانه‏ى اختیار انسان است. در قرآن مكرر این معنا آمده است كه آنچه بر عهده خداوند است، فرستادن پیامبرى معصوم با منطق حقّ همراه با بشارت و انذار است. حال، مردم خودشان هستند كه آزادانه یا راه حقّ را مى‏پذیرند و یا سرسختانه لجاجت مى‏كنند.


انذار
غرور یا یأس، نتیجه بشارت و تهدید نا متعادل است!!

إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِیرًا وَنَذِیرًا وَلاَ تُسْأَلُ عَنْ أَصْحَابِ الْجَحِیمِ (بقره ، 119)

(اى رسول!) ما تو را به حقّ فرستادیم تا بشارتگر و بیم‏دهنده باشى و تو مسئول (گمراه شدن) دوزخیان (و جهنّم رفتن آنان) نیستى.

اى رسول گرامى! به توقّعات نابجاى كفّار توجّه نكن. آنان هر كدام توقّع دارند اوراق متعدّدى از آیات برایشان نازل شود «بَلْ یُرِیدُ كُلُّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ أَن یُۆْتَى صُحُفًا مُّنَشَّرَةً» (مدّثر، 52) در حالى كه ما تو را همراه منطق حقّ براى مردم فرستاده‏ایم تا از طریق بشارت و انذار، آنان را نسبت به سعادت خودشان آشنا كنى. اگر گروهى بهانه جویى كرده و از پذیرش حقّ سرباز زدند و توقّع داشتند كه بر آنان وحى نازل شود، تو مسئول دوزخِ آنان نیستى، تو فقط عهده‏دار بشارت و انذارى، و مسئول نتیجه و قبول یا ردّ مردم نیستى.

بشارت و انذار، نشانه‏ى اختیار انسان است. در قرآن مكرر این معنا آمده است كه آنچه بر خداوند است، فرستادن پیامبرى معصوم با منطق حقّ همراه با بشارت و انذار است. حال، مردم خودشان هستند كه آزادانه یا راه حقّ را مى‏پذیرند و یا سرسختانه لجاجت مى‏كنند.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/09/14
زمان : 08:50 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات