چه کنیم تا لایق نگاه حضرت مهدی(عج) شویم؟
نظرات | ادامه مطلب

امام زمان

در زمان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) كه مقامشان از تمامی امامان بالاتر است؛ عدّه زیادی آن وجود مبارك را می‏دیدند، امّا خدای سبحان درباره آن‌ها فرمود: «... وَ تَراهُمْ یَنْظُرُونَ إِلَیْكَ وَ هُمْ لا یُبْصِرُون‏ »(1)؛ آن‌ها را می‏بینی كه به تو می‏نگرند؛ ولی تو را نمی‏بینند. آنان اهل نظر هستند، اما اهل بصیرت نیستند. هنر این است كه به گونه‏ای باشیم كه وجود مبارك امام زمان (علیه‌السلام) ما را ببینند. اگر ما در مسیر صحیح حركت كنیم لایق نگاه حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشّریف) خواهیم گشت. راه های قرار گرفتن در مسیر صحیحِ حرکت، به قرار زیر است:

 

همدلی با یکدیگر

در نامه‌اى از ناحیه مقدّس امام زمان عجل الله تعالی فرجه براى شیخ مفید فرستاده شده؛ حضرت، نبود صفا و یکدلى در بین شیعیان را سبب غیبت خود مى شمرند.

وَلَوْ أَنَّ أشْیاعَنا ـ وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ ـ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیمْنَ بِلِقائِنا، وَلَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا عَلى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَصِدْقِها مِنْهُمْ بِنا ... (2)

اگر شیعیان ما ـ که خداوند توفیق طاعتشان دهد ـ در راه ایفاى پیمانى که بر دوش دارند، همدل مى شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمى‌افتاد، و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان مى‌گشت، دیدارى بر مبناى شناختى راستین و صداقتى از آنان نسبت به ما ... .

 

تلاش در ترک گناهان

در ادامه همان نامه، آقایمان بیان فرمودند که علّت مخفى شدن ما از آنان چیزى نیست جز آن‌چه از کردار آنان به ما مى‌رسد و ما توقّع انجام این کارها را از آنان نداریم: فَما یحْبِسُنا عَنْهُمْ إِلاّ ما یتَّصِلُ بِنا مِمّا نَکْرَهُهُ وَلا نُۆْثِرُهُ مِنْهُمْ.

هر زمان دیدیم که رابطه ما با آن بزرگوار کمرنگ شده؛ بدانیم که خداوند از ما راضی نیست. زیرا از امام محمد باقر علیه السلام، نقل شده است: اذا غضب الله تبارک و تعالی علی خلقه، نحانا عن جوارهم (3) هنگامی که خداوند از آفریدگانش خشمگین شود، ما (اهل بیت) را از مجاورت با آن‌ها دور می سازد.

عدم رضایت خداوند از ما، دلیلی جز گناهان ما ندارد. پس بیاییم با ترک گناهانمان زمینه ظهور حضرت را فراهم سازیم.

امام صادق علیه السلام، در فضیلت انتظار فرج مهدى (عج الله تعالی فرجه الشّریف) فرمودند: «هر كس از شما بمیرد، در حالى كه انتظار ظهور حاكمیت دین خدا را داشته باشد، همچون كسى است كه در خدمت قائم (عج الله تعالی فرجه الشّریف) باشد در خیمه او ...؛ بلكه همچون كسى است كه در ركاب قائم (عج الله تعالی فرجه الشّریف) بجنگد، نه به خدا، مانند كسى است كه در ركاب پیامبر (صلى الله علیه و آله) شهید شده باشد

تلاش در رشد عقلانی و اخلاقی

در روایتی از پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلم) آمده است: یخرج قوم من المشرق یوطئون للمهدی سلطانه (4): «قومی از مشرق زمین، خروج می‌کنند که زمینه‌ساز سلطنت و حکومت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف خواهند بود».



:: مرتبط با: امام مهدی عج الله تعالی فرجه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/08/9
زمان : 08:34 ق.ظ
کوتاه بود اما عظیم از عدالت!
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

عدالت انواعی دارد و عدالت اجتماعی در اندیشه دینی از چنان جایگاه ویژه‌ای برخوردار است که هیچ امر دیگری با آن قابل مقایسه نیست. این عدالت برخاسته از عدلی کلی است که حاکم بر همه چیز است. عدل به معنای قرار دادن هر چیز در جای خود، مبنای همه امور است و خداوند همه چیز را بر عدل استوار کرده است. قیام همه امور به عدل و استواری همه چیز به آن است. چانچه در حدیث نبوی (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است: «بالعدل قامت السّماوات و الأرض»؛ «آسمان‌ها و زمین به وسیله عدل ایستاده‌اند».

دوران کوتاه حکومت امام علی (علیه السلام) بهترین مصداق برقراری عدالت در جامعه اسلامی می‌باشد. عدالتی که همگان را برابر ساخت و حقوق را به تساوی تقسیم نمود. جامعه‌ای که در آن سیاه و سفید، عرب و عجم، با یکدیگر تفاوتی نداشتند. هر کس می‌توانست به راحتی حقوق خویش را دریافت کرده و بدون دغدغه به امرار معاش پردازد. سیره امام علی (علیه السلام) بهترین الگو برای هر انسانی است که می‌خواهد عادلانه زندگی نماید. بدین منظور در این مجال به بررسی عدالت اجتماعی در نهج البلاغه، می‌پردازیم.

 

جلوه عدالت علوی (علیه السلام)

مهم‌ترین جلوه عدالت اجتماعی امام علی (علیه السلام) حفاظت از بیت المال و تقسیم عادلانه آن بین مردم است. ایشان در فرازی از خطبه‌های خود (خطبه 13 نهج البلاغه) می‌فرمایند: «به خدا سوگند! بیت المال تاراج شده را هر کجا باشد که بیابم به صاحبان اصلی آن بازمی‌گردانم، اگر چه با آن ازدواج کرده، یا کنیزانی خریده باشند، زیرا در عدالت گشایش برای عموم است».

امام علی (علیه السلام) هنگامی اداره دولت اسلام را برعهده گرفت که معیارها، در مراحل پیشین خلط و حق با باطل مخلوط شده بود؛ پس هدف حضرت از مواجه شدن با حکومت، تأسیس نمونه دولت عدل الهی بود. از این رو اصرار داشت که بیعت با او آشکار انجام شود تا رضایت امت معلوم گردد.

آنگاه حضرت با طبقه‌ای روبه رو شد که در نظام پیشین موقعیت اجتماعی و مالی متمایز از دیگر مسلمانان داشتند، پس با ایشان مقابله کرد و امور را به جای خود، یعنی برابری شدید میام مردم در حقوق و تکالیف، بازگرداند، در نتیجه، آتش چندین جنگ علیه حضرت افروخته شد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/08/9
زمان : 08:33 ق.ظ
آداب ملاقات افراد با یکدیگر در قرآن
نظرات | ادامه مطلب


قرآن، کتاب آسمانی مسلمانان، به قدری جامع و کامل است که همه جوانب زندگی را در بر می‌گیرد. در این نوشتار، اشاره‌ای خواهیم داشت به آداب ملاقات افراد با یکدیگر در قرآن کریم.


قرآن

سوره مبارکه نمل ـ آیه 27

«قَالَ سَنَنظُرُ أَصَدَقْتَ أَمْ کُنتَ مِنَ الْکَاذِبِین»

«گفت: خواهیم دید آیا راست گفته‌ای یا از دروغگویان بوده‌ای»

جریان خبر هدهد به سلیمان است.

زمانی که به ما خبری داده می‌شود و هیچ قرینه‌ای بر قبول آن نیست، فوراً آن را قبول نکنیم. خبر واحد، حجت نیست و نمی‌توان هر خبر را فوری مبنا قرار داد، بلکه باید در اطلاعات، تأمل داشت.

سوره مبارکه قصص ـ آیه 25

«فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَی اسْتِحْیَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ لِیَجْزِیَکَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءهُ وَقَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ»

«پس یکی از آن دو زن در حالی که به آزرم گام برمی‌داشت، نزد وی آمد [و] گفت: پدرم تو را می‌طلبد تا تو را به پاداش آب‌دادن [گوسفندان] برای ما مزد دهد و چون [موسی] نزد او آمد و سرگذشت [خود] را بر او حکایت کرد [وی] گفت: مترس که از گروه ستمگران نجات یافتی»

جریان دختر شعیب و موسی و ملاقات پر برکتی است که بین آن‌ها صورت گرفت. دختر شعیب به موسی گفت «إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ»

از آداب ملاقات این است که لطف افراد را هیچ‌گاه فراموش نکرده و آن را بی‌پاسخ نگذاریم و بازگو کنیم؛ مثلاً لطفی را که کسی در حق من انجام داده، در ملاقات با دیگری بیان کنم.

سوره مبارکه قصص ـ آیه 24

«فَسَقَی لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّی إِلَی الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ»

«پس برای آن دو، [گوسفندان را] آب داد. آنگاه به سوی سایه برگشت و گفت پروردگارا من به هر خیری که سویم بفرستی، سخت نیازمندم»

چنانچه در ملاقات‌ها کسی مضطر بود، قبل از اینکه او اظهار نیاز کند، ما نسبت به او خدمت‌رسانی داشته باشیم و منتظر درخواست او نباشیم.

سوره مبارکه قصص ـ آیه 76 تا 79

فَخَرَجَ عَلَی قَوْمِهِ فِی زِینَتِهِ قَالَ الَّذِینَ یُرِیدُونَ الْحَیَاةَ الدُّنیَا یَا لَیْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِیَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِیم (79)

«پس [قارون] با کوکبه خود بر قومش نمایان شد. کسانی که خواستار زندگی دنیا بودند گفتند: ای کاش مثل آنچه به قارون داده شده، به ما [هم] داده می‌شد، واقعاً او بهره بزرگی [از ثروت] دارد.»

خداوند در آیه 79 می‌فرماید: مردم وقتی قارون را با زینت‌هایش می‌دیدند می‌گفتند: ای کاش به ما نیز سرمایه‌ای به اندازه قارون داده می‌شد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/08/9
زمان : 08:32 ق.ظ
آرزوى زوال نعمت از دیگران
نظرات | ادامه مطلب

حسد

حسد عبارت است از: تمناى زوال نعمت از برادر مۆمن؛ البته آرزوى زوال بدى و نعمت كه به صلاح طرف باشد، غیرت است، نه حسد و اگر انسان آرزوى زوال نعمت از برادر مۆمن نكند، بلكه همانند آن را براى خود تمنا و آرزو كند به آن غبطه گویند.

 حسد از امراض كشنده ى نفسانیه است، كه درمان آن سخت است، و شخص داراى چنین صفتى، همیشه در رنج و عذابِ دنیایى و كیفر و عقاب آخرتى گرفتار است، و هر نعمتى در محسود ببیند، متأثر و ناراحت مى شود. در حالى كه نعمت هاى خداوند بسیارند و قابل شمارش نمى باشند)وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللّهِ لا تُحْصُوها)؛(1) و از طرفى حسادت موجب ضرر و زیانى بر محسود نمى شود، بلكه موجب رسیدن ثواب و حسنات به او مى شود، در حالى كه تمام وِزْر و وَبال و تلخى براى حسود است.

·         توانم آن كه نیازارم اندرون كسى بمیر تا برهى اى حسود كاین رنجى است

·         حسود را چه كنم كو ز خود به رنج در است كه از مشقّت او جز به مرگ نتوان رست

و چنانچه با دقت توجه نماییم، حسود ـ نستجیر بالله ـ در مقام عناد و ضدّیت با خداست، در این كه چرا این نعمت را به محسود داده و باید از او بگیرد و به من بدهد، و خود را در مصالح و مفاسد داناتر مى بیند، لذا آیات و روایات زیادى در مذمّت این صفت پست وارد شده است.خداوند تبارك و تعالى مى فرماید:

(أَمْ یَحْسُدُونَ النّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ)؛(2)

یا به مردم، نسبت به آنچه خدا از فضل و كرم خود به آنان داده حسد مى برند.

و رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى فرماید:

(انّ الحسد لَیَأكلُ الایمانَ كما تأكل النار الحطب) (3)

حسد ایمان را مى سوزاند; همان گونه كه آتش، هیزم را مى سوزاند.

امیرالمۆمنین(علیه السلام) به نكته ى لطیفى اشاره دارد و مى فرماید:

(صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ)؛(4)

(حسادت سبب مرض بدن مى گردد و) سلامتى جسم بستگى به كمى حسد دارد.

توجه دارید فقط یك نقطه بین جسد و حسد است.

امیرالمۆمنین(علیه السلام) به نكته ى لطیفى اشاره دارد و مى فرماید: (صِحَّةُ الْجَسَدِ مِنْ قِلَّةِ الْحَسَدِ)؛ )حسادت سبب مرض بدن مى گردد و) سلامتى جسم بستگى به كمى حسد دارد. توجه دارید فقط یك نقطه بین جسد و حسد است

هم چنین مى فرماید:



:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/08/8
زمان : 08:09 ق.ظ
عاملی که موجب لغزش می‌شود !
نظرات | ادامه مطلب

کمک

از ویژگی های انسان که عاملی در تقویت عقل و هدایت به راه راست است، مشورت کردن است. کسانی ‌که در کارهایشان از این توان‌مندی استفاده می‌کنند و از دیگران نظر خواهی می‌کنند چنان است که گویا عقول دیگران را به استخدام خویش در آورده‌اند. مشورت عمدتاً به معنای گفتگو و تبادل نظر با افراد صاحب نظر و خردمند و استفاده از رأی و نظر آنان در تصمیم‌گیری‌های مهم و دشوار گرفته شده است.

اسلام عنایت خاصی نسبت به مشورت داشته و تأکید‌های فراوانی در این موضوع دارد. برای مثال در قرآن کریم خداوند به پیامبرش که عقل کُل است می‌فرماید:

(فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَكِّلین). 1

ترجمه: پس به [بركت] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پرمِهر] شدى، و اگر تندخو و سخت دل بودى قطعاً از پیرامون تو پراكنده می‌شدند. پس، از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه، و در كار[ها] با آنان مشورت كن، و چون تصمیم گرفتى، بر خدا توكّل كن، زیرا خداوند توكّل ‏كنندگان را دوست می‌دارد.

این آیه ناظر به حوادث جنگ اُحد است که در آن افرادی که از جبهه جنگ گریخته بودند تقاضای بخشش داشتند و خداوند پس از اشاره به یکی از ویژگی‌های اخلاقی پیامبر (نرم‌خویی) و ضمن فرمان به عفو و طلب رحمت برای آنان از پیامبر می‌خواهد که باز هم با آنان مشورت کند و رأی و نظر آن‌ها را نادیده نگیرد. مفسران درباره علت امر به مشورت با وجود کمال عقل پیامبر (صلی الله علیه و آله) و وحی آسمانی وجوه مختلفی را بیان داشته‌اند. از آن جمله فخر رازی در تفسیر کبیر یکی از وجوه ضرورت امر به مشورت را چنین توجیه می‌کند که گرچه عقل پیامبر از عقل همه مردم کامل‌تر است و علوم بشری نیز محدود است ولی بعید نیست که وجوهی از مصلحت به نظر کسی برسد و به نظر پیامبر نرسیده باشد.

انسان هر چه هم عاقل باشد بی‌نیاز از مشورت نخواهد بود و این توان‌مندی به انسان کمک می‌کند که کمتر به خطا و اشتباه مبتلا شود. برعکس کسانی ‌که در عقیده استبداد داشته و رأی و عقیده خود را همانند بت می‌پرستند و به افکار و آرای دیگران بی‌اعتنا هستند خطا و اشتباه آن‌ها و در نتیجه مورد ندامت واقع شدن آن‌ها زیاد است.

بارها در زندگی انسان پیش آمده که در امور خود دچار غرور شده و افکار خویش را در حد فراگیری و عالم بر تمام علوم دانسته و بدون اینکه از اشخاص صاحب خرد مشورت و هم‌فکری بگیرد و دست به آن کار زده و دچار ندامت و خسران زیادی شده است

امام علی (علیه السلام) درباره افرادی ‌که با دیگران مشورت می‌کنند و بهره‌ای که در زندگی از آن می‌برند می‌فرماید:



:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/08/8
زمان : 08:08 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات