سه درس مهم درباره امامت
نظرات | ادامه مطلب

به بهانه شهادت امام جواد علیه السلام

امام جواد


بدون شک بر همه شیعیان – بلکه همه مسلمانها - واجب است که امام زمان خود را بشناسند. ما هم اکنون در زمان صاحب و مولای خود حجة ابن الحسن، مهدی موعود و در دوره غیبت ایشان زندگی می کنیم. در نگاه ما، ائمه علیهم السلام همه از یک نور هستند و بین آنها نمی توان جدایی انداخت. در این نوشته به کمک مطالب مرتبط با امام جواد علیه السلام، سه درس درباره مقام امامت یادآوری و بازخوانی می شود.

درس اول : امامت به نص خدا و رسول صلی الله علیه و آله می باشد نه به انتخاب مردم.

درس دوم :  آنچه هنگام درگذشت امام بر مردم واجب است.

درس سوم  :  زمانی که امام می فهمد امر امامت به او رسیده است.

 

انتخاب یا انتصاب ؟

همانطور که انتخاب پیامبران به دست خداست، انتخاب امامان هم تنها به دست خداست. انتخاب اولین امام، حضرت علی علیه السلام هم به انتخاب خدا بوده اما پیامبر صلی الله علیه و آله وظیفه داشته است که آن را به مردم برساند:

یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرین (مائده، 67)

هر یک از ائمه نیز قبل از وفات خود، امام بعدی را معرفی کرده اند. امامت حضرت جواد علیه السلام بسیار واضح بود چون امام رضا علیه السلام تا مدتهای زیادی صاحب فرزند نشدند و یاوه سرایان بر آن حضرت ایراد می گرفتند تا آنکه تولد امام جواد علیه السلام آشکار و مشهور شد.

امام جواد علیه السلام در همان دوران طفولیت نامه هایی به پدر خود حضرت رضا علیه السلام می نوشتند و ایشان آنها را با نهایت بلاغت و زیبایی پاسخ می دادند و ایشان را بجای نام معمولی، یعنی محمد، با کنیه احترام آمیز، یعنی ابوجعفر، خطاب می فرمود. مثلا از امام رضا علیه السلام روایت شده است که:

ابوجعفر وصی من و جانشین من در اهلم پس از من است. (بحارالانوار، ج50، ص18)

هر یک از ائمه علیهم السلام نیز قبل از وفات خود، امام بعدی را معرفی کرده اند. امامت حضرت جواد علیه السلام بسیار واضح بود چون امام رضا علیه السلام تا مدتهای زیادی صاحب فرزند نشدند و یاوه سرایان بر آن حضرت ایراد می گرفتند تا آنکه تولد امام جواد علیه السلام آشکار و مشهور شد

امام جواد علیه السلام هم حضرت هادی علیه السلام را به امامت معرفی کرده اند. تعدادی از این سندها که درباره معرفی هر امام توسط امام قبلی است در کتاب شریف کافی وجود دارد که علاقمندان می توانند آن را در فصل «کتاب الحجة» در آن کتاب مطالعه کنند.

 



:: مرتبط با: امام محمد تقی علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/07/14
زمان : 08:11 ق.ظ
امامی جوان در مصاف با شیاطینی مکّار
نظرات | ادامه مطلب

امام جواد

همانطور كه متون تاریخى تصریح كرده اند مامون بزرگترین و مهمترین خلیفه عباسى و داناترین، دور اندیش ترین و مكارترین آنان بوده است .او پس از آنكه به اشتباه گذشتگانش در رفتار با ائمه اهل بیت علیهم السلام پى برد، تلاش نمود كه با آنان به روشى نو، و در نوع خود بى نظیر، كه در پس آن نیرنگى سخت تر و توطئه اى بزرگ تر نهفته بود رفتار كند.

مامون به گردآوردن علماء و اهل كلام خصوصا از معتزله، كه اهل محاجه و جدل و موشكافى مسائل بودند، اهتمام مى ورزید تا آنان امام رضا علیه السلام را محاصره كنند و در گفتگوها و مباحثاتشان ، آن حضرت را در خصوص بزرگترین مدعاى خود و پدرانش كه داشتن علم خاص به علوم و آثار پیامبر اكرم صلى الله علیه و آله بود، شكست بدهند.

هدف نهائى او این بود كه با شكست یافتن امام رضا علیه السلام در مسأله امامت، مذهب تشیع سقوط كند و براى همیشه ستاره شیعه و امامان آن خاموش گردد و به این ترتیب بزرگترین منبع و مصدر مشكلات و خطراتى كه مامون و دیگر حاكمان غاصب و ستمگر را تهدید مى كند، از میان برداشته شود.

بعد از رحلت امام رضا علیه السلام نیز، این مرد در جهت رسیدن به همان مقاصد، راه خود را ادامه مى دهد و از همان خط مشى پیروى مى كند و توطئه هاى خود را علیه حركت تشیع و موقعیت اجتماعى آن كه به طور كلى حكومت عباسیان را تحت تاثیر قرار مى داد، تعقیب مى نماید.

با نگاهى كنجكاوانه به سیر حوادثى كه بین امام جواد علیه السلام، از یك سو، و هیات حاكمه و در راس آن، مامون خلیفه عباسى، و پس از او، برادرش معتصم، از سوى دیگر جریان یافته بود، به میزان اصرار و حرص شدید حكومت در زدن ریشه امامت پى مى بریم، كه گاهى از راه تهى جلوه دادن آن از محتواى علمى، كه مهمترین عنصر و بزرگترین پایه و اساس امامت بود، و گاه از راه مخدوش جلوه دادن عصمت ائمه علیهم السلام، با تلاش در جهت بدآوازه كردن آنان و  لکه دار ساختن كرامت و قداست ایشان نزد مردم، براى رسیدن به این هدف خود وارد مى شدند.

در برابر سیاست شیطانی مامون، امام جواد علیه السلام خط پدر بزرگوار را ادامه داد و از لحاظ برنامه‌ ریزی فكری و آگاهی عقیدتی، فقیهان را از شهرهای دیگر پیرامون خود، فراهم آورد تا با او مناظره كنند و از او بپرسند و از راهنمایی ‌های او مستفیض گردند

سیاست خاص شیطانی

مامون سیاست كنترل امام كاظم علیه السلام توسط پدرش را - كه او را به بغداد آورده و زندانی كرده بود - به یاد داشت و با الهام از این سیاست، همین رفتار را با امام رضا علیه السلام در پیش گرفت ولی با ظاهری آراسته و فریبكارانه، به گونه ‌ای كه می ‌كوشید نه تنها در ظاهر امر مسئله زندان و... در كار نباشد بلكه حتی نشانه‌ های چشمگیری از علاقه و محبت او نسبت به آن حضرت وجود داشته باشد.

مامون بالاى سر هر كسى یك خبرچین داشت (1) و كنیزكان را براى جاسوسى به هر كس مى خواست هدیه مى داد (2)، از این رو، بخشى از هدف مامون از اینكه دخترش را به همسرى امام رضا علیه السلام درآورد و سپس دختر دیگرش را به امام جواد علیه السلام داد، گماشتن جاسوس در داخل خانه ایشان بوده است.(3)

بنابراین وی قطعا از حركت هاى شیعه بعد از امام رضا علیه السلام و ارتباطشان با امام جواد علیه السلام مطلع گشته و از پاره اى یا تمام كرامات و فضائلى كه از امام جواد علیه السلام سرزده و از اینكه على رغم خردسالى، به تمام مسائل دقیق و مشكل مطرح شده، پاسخ داده است، آگاهى یافته است .



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/07/13
زمان : 08:04 ق.ظ
نگاهی بر یک داستان شگفت انگیز تاریخی
نظرات | ادامه مطلب

امام جواد

امام علت ایجاد خلقت، و محور كاینات است. پس خدای سبحان از حكمتها و شگفتیهای آفرینش ایشان را مطلع می ‌فرماید تا به بندگان خبر دهد و در روز حشر بر مردم حجت باشد. در این میان، خداوند سبحانی كه دارای قدرت بی ‌انتهاست، مسئله امامت را برای كودك نیز مقدر فرموده است، مانند آنچه در گذشته نسبت به بعضی از پیامبران انجام داده است. از جمله یحیی را در سن كودكی به نبوت برانگیخت و عیسی را در گاهواره، پیامبری عطا فرمود.

 

قصه شکارِ باز

روایت كرده ‌اند كه چون مامون، بعد از رحلت امام رضا علیه السلام ، مورد طعن و اتهام مردم قرار گرفت، خواست خود را از آن اتهام تبرئه كند. پس زمانى كه از خراسان به بغداد آمد به امام جواد علیه السلام نامه نوشت و تقاضا كرد آن حضرت با احترام و اكرام به بغداد بیاید. پس هنگامى كه امام به بغداد آمد، اتفاقا! مامون قبل از دیدار امام براى شكار بیرون رفت. در راه بازگشت به شهر، گذار او بر امام جواد علیه السلام افتاد كه در میان كودكان بود، تمامى كودكان از سر راه گریختند جز او. مامون گفت او را نزد من بیاورید.

پس به او گفت: چر تو مانند كودكان دیگر فرار نكردى ؟

امام: نه گناهى داشتم تا از ترس آن بگریزم ، و نه راه تنگ بود تا براى تو راه بگشایم . ازهر جا مى خواهى عبور كن.

مامون: تو چه كسى باشى ؟

امام : پسر علی بن موسی ‌ام.

... مامون در این هنگام، در حالى كه یك باز ابلق براى شكار در دست داشت از امام جدا شد و رفت. چون از امام دور شد، باز، به جنبش ‍ افتاد، مامون به این سوى و آن سوى نگریست ، شكارى ندید، ولى باز همچنان در صدد در آمدن از دست او بود، پس مامون آن را رها ساخت . باز به طرف آسمان پرید تا آنكه ساعتى از دیدگان پنهان شد و سپس در حالى كه مرغی را شكار كرده بود كه تمامی اعضای او گوشت بود و هیچ پر و بال نداشت و مثل آن مرغی كسی ندیده بود بازگشت، هر چند مامون از مردم تفحص كرد كه حقیقت حال این مرغ باز گویند هیچ كس را آگاهی نبود؛ مامون از شكار بازگشت؛ امام جواد علیه السلام در همان موضع ایستاده بود؛ مامون گفت: ای پسر رضا! حقیقت حال این مرغ چیست؟ امام فرمود: پدران من مرا خبر داده ‌اند؛ بدان كه حق تعالی در جوف هوا بحری آفریده همچنانکه در زمین دریاها است. و بر آن دریا مرغانند همچنانکه مرغابیان آبهای زمین. پادشاهان با بازهاى ابلق آنها را شكار مى كنند و علما را بدان مى آزمایند...

مامون گفت : راست گفتى تو و پدرت و جدت و خدایت راست گفتند. پس ‍ او را بر مركب سوار كرد و با خود برد، سپس ام الفضل را بدو تزویج كرد.

این روایت با عبارات دیگرى نیز نقل شده است.(1)

امام صادق علیه السلام در پاسخ صفوان جمال كه درباره صاحب امر ولایت سوال نموده بود، فرمود: صاحب و متولى این امر به لهو و لعب نمى پردازد. چنانکه در روایت آمده است: كودكی به یحیی بن زكریا گفت: بیا بازی كنیم، فرمود: ما برای بازی آفریده نشده ‌ایم

بازی کودکی و امامت



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/07/13
زمان : 08:04 ق.ظ
آیا تا به حال برای خود منبر رفته ای؟!
نظرات | ادامه مطلب

موعظه

اهل بیت علیهم السلام طبیب دردهای درونی انسانها می باشند و همان طور كه قرآنِ صامت، مایه شفا می‌باشد : « و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة » (1) این قرآن های ناطق نیز به فرموده امیرمۆمنان علیه‌السلام از دردها و نسخه های شفابخش آن باخبرند چنانچه از خود ایشان در مورد نبی اكرم صلی الله علیه وآله وارد شده : « طبیب دوار بطبه قد أحكم مراهمه و أحمی مواسمه » (2) یعنی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله طبیبی روحانی بود كه در خانه نمی نشست تا بیمار به سراغ او آید بلكه خود به سراغ بیمار می رفت و با استحكام و اتقان به درد او رسیدگی می كرد .

به همین منظور حدیثی ناب از امام جواد علیه السلام را به مناسبت شهادت آن امام بزرگوار انتخاب نمودیم تا كمی در این رابطه قلم زنیم. این حدیث گرچه حدیثی معروف می باشد لكن آن توجهی كه در خور آن است به محتوای آن كمتر شده لكن قبل از ذكر حدیث نیازمند به ذكر مقدمه ای می باشیم .

انبیاء الهی بهترین موعظه گران تاریخ بوده اند كه موعظه آنها كاملا از دل برمی خواسته، كتابهای آسمانی نیز بهترین متون ذكر و پند و اندرز بوده اند اما بنا بر بیان خود قرآن اكثریت انسانها از این مواعظ خود را محروم می سازند، آیا خداوند در موعظه كردن انسانها كم گذاشته است ؟! هرگز، آیا انبیا در این رابطه كوتاهی نموده اند ؟! كَلّا، آیا موعظه های امیر مومنان علیه‌السلام آتشین نیست تا اینكه قلب آماده ای مثل همّام در اثر آن به آسمان پر بكشد (3)؟! چرا، آیا موعظه های قرآن، پیامبر صلی الله علیه وآله را پیر نكرد(4)؟! بله، آیا عبرتهای خداوند در اطراف ما انسانها كم یا نارساست ؟! نه!

پس علت این بیماری مهلك بشری كه همان روی گردانی از موعظه است چیست ؟!

چرا قرآن كه مایه شفاست برای عده ای مایه خسران ؟!

چرا كلام خدا كه مایه هدایت است (5) برای عده ای مایه ضلال (6) ؟!!

بهترین جواب و برترین راه حل و اثربخش ترین دارو برای این بیماری در كلام امام جواد علیه السلام یافت می شود، آنجا كه می فرمایند (7):

« المۆمن یحتاج إلی ثلاث خصال توفیق من الله و واعظ من نفسه و قبول ممن ینصحه » یعنی مومن به سه خصلت نیاز دارد: توفیقی از طرف خداوند و موعظه گری از درون، و پذیرش نصیحت و خیرخواهی دیگران را نسبت به خودش .

كسی كه در دنیا بعد از گناه، خود را سرزنش می كند احتمال بازگشتش به آن گناه كم می شود و در حقیقت این سرزنش همان توبه حقیقی است، چراكه توبه چیزی جز پشیمانی نیست: « التوبة منها الندم علیها»

تا انسان اهل موعظه به خودش نباشد و تا اهل ملامت خود نباشد هیچ موعظه ای در او هیچ اثری نخواهد بخشید حتی بالاترین مواعظ كه در آنها و در گوینده آنها نیز هیچ نقصی وجود ندارد!!

اگر كسی به ندای درون خویش و به سرزنش وجدان خود پس از گناه توجهی نكرد، هرگز  موعظه گران بیرونی برای او سودی نخواهند داشت بلكه ممكن است مایه خسران او شوند!



:: مرتبط با: امام محمد تقی علیه السلام ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/07/13
زمان : 08:02 ق.ظ
بر ساحل سخاوت
نظرات | ادامه مطلب

امام جواد

هر یک از امامان معصوم علیهم السلام دارای لقب و شهرتی مخصوص به خود می باشند؛ و این القاب نشأت گرفته از خصلتی نفسانی در ایشان بوده که در رفتار و کردار اهل بیت پیامبر علیهم السلام جلوه نمایی کرده است. امام محمد بن علی التقی علیهماالسلام ملقب به « جواد » بود. این لقب از آن سوی به ایشان داده شد که ایشان در طول عمر کوتاه اما با برکت خویش به درخواست کنندگان پاسخ مثبت داده و آنها را از درگاه کرمش ناامید بر نمی گرداند. از این رو شاعر عرب زبان در مدح ایشان چنین تعبیر کرده است:

«الفائق فى الجود على الأجواد»

آن حضرت‏ ‏ در بخشش،‏ بر همه‏ بخشندگان فایق‏ و غالب‏ است‏ ‏. که این‏ به‏ كثرت‏ عطاى‏ او اشاره دارد؛ چنانچه روایت كرده‏اند كه آن حضرت در عطا و بخشش سرآمد روزگار بود تا به غایتى كه او را جواد لقب كرده‏اند. بحر از عطاى او قطره و باران از كرم او بهره داشت. در وقت حاجات پناه ضعیفان بود و در عطیّات ملاذ سائلان.

«مانح العطایا و الأوفاد لعامّة العباد»

آن حضرت از براى عامّه بندگان خداى تعالى، بخشنده عطیه‏ها و بخششهاست.

و این به عموم عطاى آن حضرت اشاره دارد، چنانچه روایت كرده‏اند كه هرگز آستانه آن حضرت از سائلان و حاجت خواهان خالى نبود؛ و آن حضرت بر روى عامّه خلایق ابواب عطا و كرم برگشودى و هیچ آفریده از درگاه احسان او محروم بازنمی گشت و از عرب و عجم مردمان بر كنار خوان او می آمدند.[1]

 

جود بی نهایت

هر کسی به اندازه شأن و منزلت خویش به دیگران می بخشد. اما در مورد اهل بیت علیهم السلام چنین نیست. نه اینکه ایشان در بخشش به دیگران دریغ نمایند؛ بلکه مقام ایشان بالاتر از عطایای مادی است که به چنین متاع ناچیز دنیایی حق ایشان ادا شود.

هر کسی به اندازه شأن و منزلت خویش به دیگران می بخشد. اما در مورد اهل بیت علیهم السلام چنین نیست. نه اینکه ایشان در بخشش به دیگران دریغ نمایند؛ بلکه مقام ایشان بالاتر از عطایای مادی است که به چنین متاع ناچیز دنیایی حق ایشان ادا شود

از همین روی در روایت است وقتی سائلی و محتاجی از حضرت جواد علیه السلام تقاضا کرد که به اندازه منزلت امام به او عطا کند حضرت در جواب گفت: این امکان ندارد.

اربلی گفته است: مردی خدمت امام جواد علیه السلام رسید و به حضرت عرض کرد: به اندازه مروت و مردانگی ات، چیزی به من عطا کن! حضرت فرمود: به آن اندازه در توانم نیست؛ سائل عرض کرد: به اندازه خودم به من عطا فرما. حضرت فرمود: با این مقدار آری البته! ای غلام یکصد دینار به او بپرداز.[2]

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/07/13
زمان : 08:00 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic