روحانیون، پرچمداران دفاع مقدس
نظرات | ادامه مطلب

روحانیون، پرچمداران دفاع مقدس
در تمام جنگ اگر موفقیتی بوده همیشه یک طرف آن روحانیت حضور داشته است. روحانیت همچنین نسبت به آمار جمعیتش در هنگام جنگ، بیشترین شهید را تقدیم کرده است.

هشت سال که شهامت و شهادت هزاران زن و مرد و کودک ایرانی را در برابر دشمنان بعثی به تصویر کشید، گوشه‌ای از تجلی عمر حماسی ایران کهن است، با روزهایی پر از ایثار و گذشت.

 

هر فرد، هر قشر از هر شهر یا هر روستا، سهمی از زندگی، جوانی و شور و نشاطش را به ایران بخشید و در این میان روحانیت علاوه بر نبرد با توپ و تفنگ، رزم عقاید را هم رهبری می‌کردند.

جبهه دو نیروی مهم داشت؛ فرمانده نظامی که پیشبرد فیزیکی و هدایت آن را برعهده داشت و روحانی که نقش فرهنگی و معنوی داشت یعنی اگر در جبهه‌ای یکی از اینها حضور می‌داشت قطعا رزمندگان موفق نبودند و افت روحیه و مسائل اعتقادی پیدا می‌کردند.

 

روحانی یا تبلیغی بود یا رزمی اما در بیشتر موارد هر دو مسۆولیت را بر عهده داشت، هم در مناطق جنگی و قرارگاه ها و پادگان‌های پشت خط برای نیروهای اعزامی و نیروهایی که از خط برگشته بودند سخنرانی می‌کرد و هم با رزمندگان در خط مقدم حاضر می‌شد و مسۆولیت‌های مختلف نظامی بر عهده می‌گرفت.

 

از مهمترین محورهای تحرک رزمندگان ایمان و معنویت بود و آنچه آنان را شارژ می‌کرد سخنان روحانیان بود. با این کار رزمندگان آماده می‌شدند و به هدف و راهشان ایمان پیدا می‌کردند. از طرفی روحانیان در زمینه های دیگر هم با رزمندگان همراهی می کرد مثلا در مواقعی که فرصت بود مشاعره یا فوتبال بازی می‌کردند و لحظات شادی ایجاد می کردند به طوری که نشاط و معنویت هر دو با هم بر فضای جبهه حاکم بود.

در تمام جنگ اگر موفقیتی بوده همیشه یک طرف آن روحانیت حضور داشته است. روحانیت همچنین نسبت به آمار جمعیتش در هنگام جنگ، بیشترین شهید را تقدیم کرده است.

 

 

و لذا حوزه و روحانیت، شریک درد و رنج توده های مردم بود. با آنان می زیست، درد ایشان را رنج خود می دانست و در کنار سرشک مردمان، سفره عافیت نمی گشود. نه تنها مقامات طریقت را در خانقاه عزلت نمی جست، که همای سعادت را در مجاورت مردم می دید. دوران هشت سال دفاع مقدس، همچون نگینی در تاریخ حماسه، ایثار و پایداری آزادگان جهان می درخشد.روحانیون، پرچمداران دفاع مقدس

این دوران، آوردگاه دیگری برای حضور همه جانبه و گسترده بخش های مختلف روحانیت، از مراجع عظام تقلید تا طلاب عادی، در عرصه های جنگ و جهاد و تکمیل کارنامه درخشان مبارزات این نهاد دینی در تاریخ شد.

نقش سطوح گوناگون روحانیت در حماسه دفاع مقدس، در محور های زیادی قابل بررسی است. که در ادامه به برخی از آنها اشاره می کنیم.

 

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/07/10
زمان : 08:30 ق.ظ
این 4 درس امیرالمومنین را فراموش نکنیم!
نظرات | ادامه مطلب

دروغ

همه انسان ها در زندگی روزمره خود نیاز به ارتباط با دیگران دارند اما هر انسانی باید بداند كه چگونه می‌تواند با دیگران ارتباط برقرار نماید. به یاد داشته باشید كه عدم مهارت‌های رفتار با دیگران، سبب دلسردی و ناامیدی می‌شود. یك انسان موفق می‌داند كه كار كردن با دیگران به خصوص در دنیای كنونی، ارتباطی توام با مهارت را می‌طلبد..» در این نوشتار سعی شده است تا 4 اصل از قوانین اصلی ارتباطات انسانی با تکیه بر نهج البلاغه و کلام مولای مان امیر الۆمنین در فضای زندگی  به شما معرفی شود. پس با ما همراه باشید.

 

تواضع و فروتنی

تواضع و فروتنی یکی از ارزش های پسندیده اخلاقی است که با آن می توان بر دل های دوست و دشمن راه یافت. آنانی را که با قهر و ناسازگاری با ما رفتار می کنند، با تواضع و خوشرویی، می شود به دوستی و مهربانی واداشت و رضایت و شادمانی را بر دل ها نشاند. امام علی علیه السلام می فرماید: «وَ بالتَّواضُع تَتِمُّ النِّعْمَةُ؛ با فروتنی و خوشرویی، نعمت ها کامل می شود».

همچنین، فرموده است: «کسی که متواضع باشد، دوستانش فراوان خواهند بود».

در کنار این سفارش، حضرت مردم را به خطر تکبر و خودبزرگ بینی هشدار می دهد:

«خدا را خدا را؛ یعنی از خدا بترسید و از آینده زشت و شوم تکبر و خودبزرگ بینی بپرهیزید».

 یکی از روش هایی که پیامبران به کمک آن جامعه را اصلاح کردند، به کارگیری تواضع در امر رسالت شان بود. خدای مهربان کسانی را که در برابرش خودخواهی کردند، از اوج عظمت به خاک ذلت نشانید. به ابلیس دستور داد که به آدم سجده کند، ولی او به سبب خودخواهی، از این کار سر باز زد و در نتیجه از بهشت رانده شد و تا روز قیامت به او لعن می شود.

نمرود علیه ابراهیم و دستور خدا قیام کرد و طومار حکومت او به اذن خداوند با یک پشه در هم پیچید. فرعون، با آن همه عظمت وقتی به مرض خودخواهی آلوده شد، با یارانش در میان آب غرق گردید.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/07/10
زمان : 08:26 ق.ظ
معمم نشو تا...!
نظرات | ادامه مطلب

معمم نشو تا...!
یکی از مسائلی که در حوزه علمیه آن چنان که باید به آن پرداخته نشده، تلبس طلاب به لباس روحانیت است. باید شرایطی وضع شود تا طلابی که شایستگی لازم را دارند بتوانند ملبس به لباس روحانیت شوند.

هر صنف و گروهی لباس و نمادی ویژه و مخصوص به خود دارند. لباس طلاب و روحانیت همین لباس مرسومی است که از دیرباز در میان حوزویان رایج بوده است. این لباس، نماد اسلام و تشیع است. همان گونه که چادر زنان پاکدامن نماد اسلام است، لباس روحانیت نیز نماد اسلام می باشد.

 این لباس نماد ایمان، پارسایی و پرهیزکاری، زهد، وارستگی، خداجویی، خداترسی و همه خوبی ها و کمالات انسانی است.

 مردم بزرگانی چون عارف کامل حضرت آیت الله العظمی بهجت را در این لباس دیده اند. آنانی که زندگیشان سراسر نور بود و رنگ و بوی الهی داشتند.

طلبه ای که لباس روحانیت را بر تن نموده در واقع خود را به مردم و جامعه به عنوان یک کارشناس اسلامی و الگویی الهی معرفی کرده است.

 الگویی که در درجه اول خود شیفته اسلام است و تمام فرامین الهی را گردن می نهد و پس از آن مردم را به آیین اسلام دعوت می نماید.

 انتظارات مردم از معممین بسیار بالاست.مردم انتظار دارند که طلبه ای که می خواهد این لباس را بر تن کند پیش از هر چیزی بر روی خود کار کرده و خود را به سجایای اخلاقی و علوم الهی مزین نموده باشد.

اگر طلبه پیش از فراهم ساختن شرایط ویژه معممین در خود به خود اجازه پوشیدن این لباس را بدهد و با این لباس در میان مردم حاضر شود و کاری ناپسند از او سر زند، اثر تخریبی کار ناشایست او بسیار بیش از دیگران خواهد بود.

 به طور مثال، اگر از پزشکی کار ناشایستی سر زند، مردم از دیدن و شنیدن آن تعجب زده نمی شوند چرا که پزشکان را نماد حق و حقیقت نمی پندارند.اما اگر طلبه معممی که خود را به مردم نماد دین و حقانیت معرفی کرده است کاری ناپسند  سر زند برای بسیاری از مردم قابل فهم و هضم و اغماض و گذشت نیست.چرا که مردم او را نماد ایمان و اسلام می دانند.

طلبه معممی که مرتکب کار ناپسندی می شود نه تنها آبروی خود را از بین برده بلکه آبروی حوزه و دیگر طلاب را هم به خطر می اندازد و باعث خواهد شد دید مثبت مردم به حوزه و طلاب که حاصل دیدن احوالات عرفانی بزرگانی چون امام خمینی است،مخدوش شود.

 از این رو شایسته است علما و مرکز مدیریت حوزه علمیه شرایطی خاص برای معمم شدن طلاب در نظر بگیرند تا به یاری خدا آنانی که شایستگی لازم را دارا هستند ملبس به لباس روحانیت شوند.

 متاسفانه به جای وضع شرایط ویژه و سخت نمودن معمم شدن، برخی امتیازات برای معممین در نظر گرفته شده مثل افزایش شهریه، اعطای مدرک سطح 3 و 4 که خود عاملی شده برای پوشیدن این لباس توسط عده ای اندک که لیاقت این لباس و جایگاه را ندارند.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/07/9
زمان : 08:15 ق.ظ
نخستین سرچشمه گناه و معصیت
نظرات | ادامه مطلب


هنگامی که حرص بر انسان غلبه می‌کند، حتی نسبت به برادر ضعیف و ناتوان خود مرتکب ظلم فاحش می‌شود که هر انسان با وجدانی آن را نکوهش می‌کند. حرص بر مال دنیا، حد و مرزی نمی‌شناسد و انسان را به بدترین ظلم و ستم‌ها وادار می‌کند.


طمع
گرداب هلاکت و نیستی!

بعضی‌ها، هدفشان در زندگی، فقط خوردن و خوابیدن است؛ منتظرند ببینند چه پیش می‌آید؛ نه به فردای مادی‌شان می‌اندیشند و نه به فردای آخرت‌شان؛ اهل حزب بادند! هر دم گرفتار هوسی‌اند كه به دلشان چنگ می‌زند؛ فراتر از آن را نه می‌بینند و نه می‌خواهند كه ببینند! نه گوش‌هایشان می‌شنود؛ نه چشم‌هایشان می‌بیند و نه اندیشه‌شان تكاپویی دارد! اینان، گمراه‌اند و غفلت‌زده ... «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنّمَ كَثیرًا مِنَ الْجِنّ‏ِ وَ اْلإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا یفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أعْینٌ لا یبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَاْلأنْعامِ بَلْ هُمْ أضَلّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ»(1)...

انسان‌ها گرفتار در گرداب رفاه و راحت‌طلبی که دل‌هاشان اسیر در قفس تنگ آسوده‌خواهی است، راه را بر درست اندیشیدن بسته‌اند؛ آنقدر در دنیا و مافیهایش دست و پا زده‌اند كه از یاد برده‌اند برای چه آمده‌اند و به كجا می‌روند ...

 

 ز كجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود

           به كجا می‌رود آخر ننمایی وطنم

فزون‌خواهی و حرص بیش از اندازه و طمع، موجب می‌شود آدمی از آن‌چه دارد، لذت نبرد و از سویی همواره در جست‌وجوی آنچه دور از دسترس اوست، تلاش بیهوده کند و از سوی دیگر، از آنچه دارد، به خوبی بهره‌مند نگردد. این‌گونه است که انسان حریص، ذلت و خواری را به خود می‌پذیرد و از عزت و کرامت و شرافت دور می‌شود؛ برای گردآوری بیشتر مال و زراندوزی، خود را به ذلت و خواری می‌افکند و گاه چنان راه افراط را در پیش می‌گیرد که این حقارت و ذلت را نمی‌بیند: «وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزْقَهُ فَیقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ»(2)؛ زیرا از آنچه دارد، لذت و بهره نمی‌برد و همواره به دست و مال دیگران چشم دوخته است: «وَجَمَعَ فَأَوْعَى إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا»

(3)

بر همین اساس است که هیچ‌گاه طعم آرامش و رستگاری را نمی‌چشد: «یوْمَ یجْمَعُكُمْ لِیوْمِ الْجَمْعِ ذَلِكَ یوْمُ التَّغَابُنِ وَمَن یۆْمِن بِاللَّهِ وَیعْمَلْ صَالِحًا یكَفِّرْ عَنْهُ سَیئَاتِهِ وَیدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ». (4)

امام علی (علیه السلام) در نامه خود به مالک‌اشتر، فرموده است: «اِنَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرَائِزٌ شَتَّی یَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللهِ؛ بخل و ترس و حرص، غرایز مختلفی هستند که یک ریشه دارند و آن سوءظن به خداست»

آثار شوم حرص و طمع در زندگی فردی و اجتماعی

1.     حرص، انسان را به رنج و زحمت ابدی گرفتار می‌سازد.

2.     فرد حریص، هرگز سیر نمی‌شود؛ حتی اگر مالک تمام دنیا شود، باز هم فقیر است!

3.     فرد حریص هم‌چون فقیران زندگی می‌کند و هم‌چون فقیران می‌میرد، ولی هم‌چون اغنیا در قیامت مورد محاصبه اعمال قرار می‌گیرد!

4.     حرص، انسان را به هلاکت می‌اندازد؛ زیرا فرد حریص به خاطر دلباختگی به دنیا، خطراتی را که در اطرافش وجود دارد، نمی‌بیند و با عجله و شتاب، به پیش می‌تازد.

5.     حرص، آبروی انسان را می‌ریزد و ارزش او را در نظرها پایین می‌آورد؛ زیرا شخص حریص، برای رسیدن به مقصود خود حتی ملاحظات اجتماعی را کنار می‌گذارد و هم‌چون اسیری که زنجیر بر گردنش انداخته باشند، به این سو و آن سو کشیده می‌شود.

6.     طمع، آدمی را آلوده به انواع گناهان هم‌چون: دروغ، خیانت، ظلم و غصب حقوق دیگران می‌کند؛ زیرا اگر بخواهد حلال و حرام خدا را رعایت کند، به مقصودش نمی‌رسد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/07/9
زمان : 08:14 ق.ظ
آداب و اعمال روز دحوالارض
نظرات | ادامه مطلب


دحو الارض

دحوالارض در کلام خدا

به گفته مفسّرین ، آیه شریفه « وَالْاَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحیها ؛ و زمین را بعد از آن با غلتانیدن گسترش داد » 1 اشاره به دحوالارض دارد و منظور از آن نیز این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب‌های حاصل از باران‌های سیلابی نخستین فراگرفته بود . این آب‌ها به تدریج در گودال‌های زمین جای گرفتند و خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده‌تر شدند تا به وضع فعلی درآمدند ، و نخستین برآمدگی که آشکار شد ، کعبه بوده است .

در این‌باره در آیه دیگری به بیانی دیگر می‌خوانیم : « وَ هُوَ الَّذی مَدَّ الْاَرْضَ ؛ و اوست کسی که زمین را گسترش داد .»2

در تفسیر این آیه نیز آمده است :

خداوند زمین را به‌ گونه‌ای گسترد که برای زندگی انسان و پرورش گیاهان و جانداران آماده باشد ؛ گودال‌ها و سراشیبی‌های تند و خطرناک را به وسیله فرسایش کوه‌ها و تبدیل سنگ‌ها به خاک پر کرد و آنها را مسطح و قابل زندگی ساخت ؛ درحالی‌که چین‌خوردگی‌های نخستین آن ، به‌گونه‌ای بودند که اجازه زندگی به انسان را نمی‌دادند .»3

از حضرت علی (علیه السلام) روایت است که فرمود : « نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد ، در روز بیست و پنجم ماه ذی‌القعده ، روز دحوالارض بوده است . و هرکس این روز را روزه بدارد و شب آن را به عبادت بپردازد ، به پاداش عبادت صد‌ ساله رسیده است ؛ عبادت صد ساله‌ای که روز‌های آن را به روزه و شب‌های آن را به عبادت گذرانیده است . و هر جماعتی که در این روز گِرد هم آیند و به ذکر پروردگار بپردازند ، پراکنده نخواهند شد مگر آنکه خواسته‌های آنان برآورده خواهد شد و در این روز هزاران رحمت از سوی پروردگار نازل می‌شود که نودونه درصد آن از آنِ کسانی است که روزش را به روزه و ذکر مشغول باشند و شبش را به احیا و عبادت بپردازند .»4

 

چراغ راه

سخنی از آیت‌الله ملکی تبریزی در پاسداشت روز دحوالارض

خداوند بزرگ در چنین روزی زمین را برای سکنای فرزندان آدم و زندگی بر روی آن آماده فرمود ، و روزی‌های ما و نعمت‌های پروردگار در چنین روزی گسترش یافته است ؛ روزی‌ها و نعمت‌هایی که از شماره بیرون است و کسی را یارای شکر آن نیست . و اگر تو در بزرگی شأن دحوالارض اندیشه نمایی حیرت‌زده خواهی شد . و از این‌جاست که انسان عارف و مراقب روز دحوالارض ، در برابر همه این نعمت‌های گوناگون ، شکری بر خویشتن واجب می‌بیند ، و چون به قلب خویش مراجعه می‌کند، می‌بیند که حتی بر ادای حق ناچیزی از آن همه نعمت‌ها توانا نیست

و چون بنده‌ای نسبت به آن همه نعمت‌ها شناخت حاصل کند ، به عجز و کوتاهی خویش در ادای حق آن نعمت‌های انبوه اقرار خواهد کرد و تلاش خود را در انجام شکر آنها ناچیز خواهد شمرد و همواره خود را در برابر آفریننده آن همه نعمت‌ها سرافکنده خواهد دید .5

پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ، اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است .

در واقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایات و تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی معصومین (علیهم السلام) نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است .

روایت است که « امام رضا » علیه السلام فرموده اند: درشب بیست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهیم (علیه السلام) و حضرت عیسى (علیه السلام)متولد شده اند. و نیز در این روز رسول خدا (صلی الله علیه و آله) ، به قصد حجة الوداع از مدینه به همراه یكصد و چهار هزار یا یكصد و بیست و چهار هزار نفر از راه شجره به مکه عزیمت نمودند که حضرت فاطمه (علیها السلام ) و تمامى زوجات آن حضرت نیز، ایشان را همراهی می کردند .



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/07/9
زمان : 08:12 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات