عوامل ظهور شیعه(آیات فضائل)
نظرات | ادامه مطلب

اگر خوانندگان محترم پیگیر مقاله قبلی ما بوده باشند عرض کردیم که میخواهیم عوامل ظهور و بروز شیعه و یا به تعبیر دیگر؛ جدایی شیعه از عامه را نام ببریم، که گفتیم در 7دسته این موارد را به این ترتیب میتوان ذکر کرد: اوّل: وجود آیات فراوان بر امامت و ولایت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ . دوم: وجود آیات فراوان درمورد فضائل و مناقب اهل بیت ـ علیهم السّلام . سوم: وجود آیات فراوان درباره مرجعیّت دینی اهل بیت ـ علیهم السّلام . چهارم: وجود روایات فراوان بر امامت و ولایت اهل بیت ـ علیهم السّلام . پنجم : وجود روایات فراوان درباره فضایل و مناقب اهل بیت ـ علیهم السّلام . ششم: وجودروایات فراوان درباره مرجعیّت دینی اهل بیت ـ علیهم السّلام . هفتم: وجد روایات فراوان در مرح شیعه و پیروان اهل بیت ـ علیهم السّلام ـمی باشد .

در مقاله قبلی مورد اول را با شواهد بیان کردیم و در این مجال به بررسی عامل دوم یعنی آیات فضائل می پردازیم.

امر دوم: آیات فضائل

در ذیل به برخی از این آیات اشاره می كنیم .

1. سوره دهر

خداوند متعال می فرماید: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی حُبِّه مِسْكیناً وَ یَتیماً وَ أَسیرًا، اِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللهِ لا نریدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُورًا [1] » و هم به دوستی خدا به فقیر و اسیر و طفل یتیم طعام می دهند؛ گویند:  فقط برای رضای خدا به شما طعام می دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی هم نمی طلبیم.

سی و شش نفر از علمای اهل سنت تصریح نموده اند كه این آیه در شأن اهل بیت پیامبر ـ علیهم السّلام ـ نازل شده است: فخر رازی در التفسیر الكبیر، ذیل همین آیه، قاضی بیضاوی در انوار التنزیل ، سیوطی در الدّر المنثور، ابوالفداءِ در تاریخش،[2] بغدادی در تاریخش[3] و غیره.

2. آیه شراء

خداوند متعال می فرماید: « وَ مِنَ النّاسَ مَنْ یَشتری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللهِ وَ اللهُ رَءُوفُ بِالْعِبادِ»[4]برخی مردان اند كه از جان خود در طلب رضایت خداوند در گذرند و خداوند دوست دار چنین بندگانی است.

ابن عباس می گوید: این آیه در شأن علیّ ـ علیه السّلام ـ نازل شد، هنگامی كه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از دست مشركین فرار كرده و با ابوبكر به غاری پناه برد، علی ـ علیه السّلام ـ در مكه در رخت خواب پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ خوابید. [5] ابن ابی الحدید می گوید: تمام مفسرین، روایت كرده اند كه آیه فوق در شأن علی ـ علیه السّلام ـ نازل شد، آن هم در شبی كه آن حضرت در فِراش پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آرمید تا جان پیامبر محفوظ بماند[6]

خداوند متعال می فرماید: « قُلْ لا أسْئَلُكُمْ عَلَیْهِ أجْراً اِلّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی» بگو من از اجر رسالت جز این نمی خواهم كه مودّت مرا در حق خویشاوندان من منظور دارید. جمهور عامه روایت كرده اند كه بعد از نزول آیه فوق، سوال كردند: ای رسول خدا! نزدیكان تو كه مودّت آنان بر ما واجب است كیانند؟ فرمود: علی، فاطمه ، حسن و حسین

چهارده نفر از علمای اهل سنت بر نزول آیه شریفه در شأن امام علی تصریح نموده اند كه عبارت اند از: زینی دحلان،[7] فخر رازی،[8] ابن اثیر، دیار بكری[9] و غیره .

سیزده نفر نیز تصریح نموده اند كه این آیه در  لیله المبیت  بر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نازل شده است كه عبارت اند از: احمد بن حنبل،[10] طبری،[12][11] ابن سعد،[13] ابن هشام،[14] ابن اثیر،[15] ابن كثیر[16] و غیره .

3. آیه مباهله

خداوند متعال می فرماید: « فَمَنْ حَاجَّكَ فیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا تَدْعُ أبْناءَنا وَ أبناءَكُمْ و نساءَنا وَ نساءَكُمْ وَ أنفُسَنا و أنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَتَجْعَلْ لَعْنَتَ اللهِ عَلَی الْكاذِبینَ »[17]

پس هر كس با تو در مقام مجادله درباره عیسی برآید پس از آنكه به وحی خدا بر احوال او آگاه شدی بگو كه بیایید ما و شما با فرزندان و زنان خود با هم به مباهله می خیزیم تا دروغ گو و كافران را به لعن عذاب خدا گرفتار سازیم.

امام علی

مفسرین، اجماع دارند بر این كه مراد از  انفسنا  در این آیه علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ است كه در این جا از علی ـ علیه السّلام ـ به نفس پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ تعبیر شده است.

احمد بن حنبل نقل می كنند: هنگامی كه این آیه نازل شد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ علی، فاطمه ـ حسن و حسین را خواست، آن گاه عرض كرد: بار خدایا اینان اهل بیت من اند.[18]

بیست و چهار نفر از صحابه و تابعین این مضمون را نقل كرده و آیه را در شأن اهل بیت ـ علیهم السّلام می دانند. از قرن سوم تا سیزدهم نیز بیش از پنجاه نفر از علمای اهل سنت این مضمون را نقل كرده اند.

این حدیث را می توان از راه های مختلف تصحیح نمود:

1. حدیث در صحیح مسلم از سعد بن ابی وقاص نقل شده.[19]

2. ترمذی به صحّت آن تصریح نموده .[20]

3. حاكم به صحت آن تصریح نموده.[21]

4. ذهبی در تلخیص المستدرك به صحت آن تصریح كرده. [22]

5. ابن اثیر اصل قضیه را از مسلّمات دانسته است.[23]

6. جصاص تصریح به عدم اختلاف در حدیث نموده است. [24]

7. قاضی ایجی نیز به صحت این حدیث تصریح دارد. [25]



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/06/27
زمان : 08:06 ق.ظ
تعامل دولت و بازرگانان
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

یکی از ارکان مهم جامعه را بازرگانان آن تشکیل می‌دهند. این گروه تأثیر بسیار زیادی در پیشرفت جامعه و یا رکود اجتماع دارند و بایستی بر طبق چارچوبی خاص زیر نظر دولت به فعالیت بپردازند.

در این مجال به بررسی دیدگاه امام علی (علیه السلام) در این‌باره با تکیه بر نامه 53 نهج البلاغه به مالک اشتر پرداخته می‌شود:

«ثُمَّ اسْتَوْصِ بِالتُّجَّارِ وَ ذَوِی الصِّنَاعَاتِ وَ أَوْصِ بِهِمْ خَیْراً الْمُقِیمِ مِنْهُمْ وَ الْمُضْطَرِبِ بِمَالِهِ وَ الْمُتَرَفِّقِ بِبَدَنِهِ فَإِنَّهُمْ مَوَادُّ الْمَنَافِعِ وَ أَسْبَابُ الْمَرَافِقِ وَ جُلَّابُهَا مِنَ الْمَبَاعِدِ وَ الْمَطَارِحِ فِی بَرِّكَ وَ بَحْرِكَ وَ سَهْلِكَ وَ جَبَلِكَ وَ حَیْثُ لَا یَلْتَئِمُ النَّاسُ لِمَوَاضِعِهَا وَ لَا یَجْتَرِءُونَ عَلَیْهَا فَإِنَّهُمْ سِلْمٌ لَا تُخَافُ بَائِقَتُهُ وَ صُلْحٌ لَا تُخْشَى غَائِلَتُهُ وَ تَفَقَّدْ أُمُورَهُمْ بِحَضْرَتِكَ وَ فِی حَوَاشِی بِلَادِكَ وَ اعْلَمْ مَعَ ذَلِكَ أَنَّ فِی كَثِیرٍ مِنْهُمْ ضِیقاً فَاحِشاً وَ شُحّاً قَبِیحاً وَ احْتِكَاراً لِلْمَنَافِعِ وَ تَحَكُّماً فِی الْبِیَاعَاتِ وَ ذَلِكَ بَابُ مَضَرَّةٍ لِلْعَامَّةِ وَ عَیْبٌ عَلَى الْوُلَاةِ فَامْنَعْ مِنَ الِاحْتِكَارِ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص مَنَعَ مِنْهُ وَ لْیَكُنِ الْبَیْعُ بَیْعاً سَمْحاً بِمَوَازِینِ عَدْلٍ وَ أَسْعَارٍ لَا تُجْحِفُ بِالْفَرِیقَیْنِ مِنَ الْبَائِعِ وَ الْمُبْتَاعِ فَمَنْ قَارَفَ حُكْرَةً بَعْدَ نَهْیِكَ إِیَّاهُ فَنَكِّلْ بِهِ وَ عَاقِبْهُ [مِنْ‏] فِی غَیْرِ إِسْرَافٍ».

«سپس سفارش درباره بازرگانان و صنعتگران و تولیدگران را بپذیر و نسبت به نیكى كردن با آنان سفارش كن چه آن كسانى كه در جایگاه كارشان مستقر و مقیم و ثابت هستند و چه آن كسانى كه براى نقل و انتقال مال التجاره و محصول كار خود تلاش مى كنند و در حال گردش و رفت و آمد هستند و چه آن كسانى كه با نیروى بدنى خود كاسبى مى كنند و نفعى را به وجود مى آورند زیرا اینان سرچشمه هاى سود و مایه آسایش و رفاه مردمند و جلب كننده منافع از نقاط دور دست و پرتگاههاى خشكى و دریا و دشت و كوه از قلمرو زمامدارى تو مى باشند. آنان براى نقل و انتقال كالا در جاهائى تلاش و كوشش مى نمایند كه دیگر مردم از این گونه فعالیتها خوددارى مى كنند و جرات حركت به سوى آن مناطق ندارند زیرا اینان مردمان مسالمت جو و آرامى هستند كه بیم خطرشان نمى رود و صلح جویانى هستند كه گمان آشوبگرى در مورد آنها وجود ندارد. پس به كار آنان چه در مركز حكومت و چه در شهرهاى دیگر كشورت رسیدگى كن. و على رغم تمام این سفارشات بدان بسیارى از آنان مبتلا به تنگ نظرى فاحش و بخل ناپسند و احتكار منافع و نرخ گذارى خودسرانه در فروش هستند و این صفات به ضرر و زیان جامعه و از عیبهاى زمامداران به شمار مى آید، لذا از احتكار جلوگیرى كن زیرا رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم از احتكار جلوگیرى فرمود. معاملات، خرید و فروش باید جوانمردانه و بر اساس عدل و با نرخهاى منصفانه صورت گیرد كه به هیچیك از فروشنده و خریدار زیان وارد نگردد و اگر كسى پس از اخطار و نهى تو باز احتكار ورزید تعزیرش كن و كیفرى بدون زیاده روى بر او اجراء نما». (نهج البلاغة، ص 426)

شرع مقدس اسلام سخت با احتكار و محتكران برخورد نموده و مى‌نماید و به هیچ قیمت و شرطى به احدى اجازه احتكار نمى‌دهد

نقش بازرگانان و تولیدگران

یكى از اركان و ستون‌هاى اساسى هر جامعه، اقتصاد آن جامعه است و هیچ نظامى نمى‌تواند بدون توجه به مسأله اقتصاد پایدار باشد بلكه از حساس‌ترین عوامل نگهدارى هر نظام مسائل اقتصادى و بهبود آن است و طبیعى است كه بازرگانان و تولیدگران نقش بسزائى در مسائل اقتصادى كشور و نظام داشته و خواهند داشت و بسیارى از مسائل رفاهى جامعه و كارگران به وسیله آنان تامین و تدارك مى گردد و نیازمندی‌هاى جامعه را از راه‌هاى دور و نزدیك بدون كمترین درگیرى و گرفتارى براى مردم تهیه و آماده مى نمایند. بنابراین نمى توان خدمات بازرگانان و تولیدگران را نادیده گرفت كه مستحق توجه خاص و حمایت بى‌دریغ و كمك شایسته مى‌باشند.

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/06/27
زمان : 08:05 ق.ظ
«تقوا» یا «نسبت خویشاوندی»، کدام از این دو؟!
نظرات | ادامه مطلب

امام رضا

جمله ی «سلمان منّا اهل البیت»[1]را خصوصا برای ما ایرانیان زیاد تکرار کرده اند. در روایات دیگر، حضرات معصومین علیهم السلام راه کسب این جایگاه بلند را تقوا[2]، عمل صالح[3] و پیروی از خود[4] معرفی کرده اند. امام صادق علیه السلام با استشهاد به آیه ی 36 سوره ابراهیم[5] می فرماید هر کسی تقوا داشته، عمل صالح انجام دهد از ما است.[6] در مقابل اگر کسی راهی غیر از آنچه آن بزرگواران فرموده اند در پیش گیرد، از اهل بیت علیهم السلام نخواهد بود.

رسول خدا صلی الله علیه و آله به خویشاوندان خود فرمود اعمال و کردارشان را عرضه کنند نه نسبت فامیلی خود را؛ چرا که در قیامت آنچه برایشان کارساز است اعمال آنها است نه نسبتشان با او.[7] اما موضع اهل بیت علیهم السلام در برابر کسی که منسوب به این خاندان بوده، در عین حال دست به کارهای ناشایست زده، و از نسبت خود نیز سوء استفاده می کرد، چگونه بوده است؟ آیا اهل بیت علیهم السلام به بیان این حکم کلی[8] اکتفا می کردند؟

برخورد امام رضا علیه السلام با برادر خود زید، نمونه ای است که موضع گیری اهل بیت علیهم السلام در برابر چنین مواردی. زید بن موسی، یکی از فرزندان امام کاظم علیه السلام است که به نام فردی از علویین بر ضد حکومت عباسی قیام کرد. در یکی از جنگها زید به بصره[9] حمله کرده، بسیاری از خانه های بنی عباس و پیروانشان را به آتش کشید و اموالی را سرقت کرد. حتی در تاریخ نقل شده است که اگر فردی از بنی عباس را پیش او می آوردند، مجازاتی که برایش در نظر می گرفت این بود که او را در آتش می سوزاند![10] نهایتا فرستاده ی مامون او را شکست داده، نزد مامون فرستاد، اما مامون از کشتن او صرف نظر کرد.

در کتب حدیثی ما چندین مورد از برخوردهای امام رضا علیه السلام با برادرش زید نقل شده است. حسن وشاء می گوید: روزی در مجلسی در خراسان محضر امام رضا علیه السلام بودیم. زید برادر امام نیز در همان مجلس بود. زید عده ای را دور خود جمع کرده بود و دائم می گفت ما خاندان چنین هستیم، ما خاندان چنان هستیم. وقتی امام رضا علیه السلام این گفتار را از زید شنید رو به او کرده، فرمود: «ای زید! قول راویان کوفه که گفته اند خداوند آتش را بر ذریّه فاطمه علیهاالسلام حرام کرده است تو را فریب داده... اگر موسی بن جعفر علیهماالسلام که خدا را اطاعت کرد و روزها روزه و شبها شب زنده داری نمود و تو که خدا را معصیت می کنی روز قیامت در نزد خدا یکسان باشید، پس قطعا تو از پدرت (امام کاظم علیه السلام) در نزد خدا عزیزتری! علی بن حسین علیهماالسلام بسیار می گفت خوبان ما مانند سایر مردم اجر می برند اما بدان ما عذابی دو برابر دارند.»[11]

هرگز امام به کسی اجازه نمی داد با بهره‌گیری از رابطه خود با امام و فرزندان حضرت زهرا و علی بن ابی طالب علیهم السلام، بتواند ستمی کرده، یا در عین بی تقوایی جایگاهی برای خود در بین مردم پیدا کند، خصوصا اینکه امام در خراسان دارای منصب ولایتعهدی بوده، جایگاهش در منسوبان حضرت طمع سوء استفاده از نسبتشان با ایشان را افزایش می داد. 

همین طور که از روایت پیدا است حضرت رضا علیه السلام در بین جمع، این بیان تند را نسبت به برادر خود داشته است. زید در مجلسی نشسته است، عده ای از مردم را دور خود جمع نموده، از فضایل خود و خاندان خود می گوید. او سعی دارد تا با این کار برای خود در بین مردم جایگاهی بلند درست کند. در همین بین ناگاه امام رضا علیه السلام نزدیک شده، او را معصیت کار خطاب کرده، می فرماید که او کلام راویان کوفه را نیز نفهمیده است. سپس با بیانی ساده می گوید تو خود را از پدرت نیز برتر می دانی تا با این بیان نیز او را رسوا کند. در پایان نیز عذابی که متوجه زید می شود را دو برابر دیگران می شمارد!!



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/06/26
زمان : 08:13 ق.ظ
یک استراتژی بی‌نظیر، و یک پاسخ بی‌نظیرتر
نظرات | ادامه مطلب

امام رضا


مامون، هفتمین خلیفه عباسی، در سیاستی كه با مردم، خواه عرب‌ها و خواه ایرانیان به ویژه اهالی خراسان در پیش گرفته بود، هرگز موفق نبود. زیرا بنا نداشت كه از سیاست ظلم و آزار كه پیشینیان وی اعمال می ‌كردند، دست بردارد. چه بسا كه در این وادی پیشتر هم دویده و بر ستمگران گذشته بسیار هم پیشی گرفته بود.

وی از یک سوی، پس از كشتن برادرش و رهایی از شرّ هواخواهانش، در جلب اطمینان اعراب با شكست روبه رو گردید. و از سوی دیگر، ایرانیان به چهره حقیقی عباسیان پی برده بودند و این‌ها تمام از حكومتی سر می ‌زد كه خود آن‌ها در راه ایجادش كوشیده بودند.

پس از رفتاری كه مردم از او درباره برادر و پیروانش دیده بودند، دیگر همه به راحتی می ‌توانستند سیاست مامون را درك كنند. به علاوه، پس از آن كه دیده بودند او وعده‌ های خویش را به فراموشی سپرده، دیگر مشكل می ‌نمود كه بتوانند به حرف‌های او دل خوش بدارند. از این رو از گرد وی پراكنده شده، به تایید و مهر علویان روی بردند، چه می ‌دانستند آنان كه دادگستری می ‌كنند و بر وفق شریعت گام بر می ‌دارند همینانند.

همچنین مامون گرفتار دشواریهای پایگاه‌های مردمی كه طرفدار امام رضا علیه السلام بودند، شد و از طرفی گرفتار جنبشهای انقلابی بود كه از قدرت بسیار برخوردار بودند، آن سان كه برای كرسی زمامداری مامون خطر جدی و حقیقی بوجود آورده بودند و در همه قسمتهای جهان اسلام پراكنده شده بودند.

مامون بیش از هر كس می ‌دانست كه برای روبه رو شدن با این مشكلات نمی ‌توانست نه از عباسیان كمك بگیرد - چه همواره قتل برادرش را بر او عیب‌جویی می‌ كردند - و نه از عرب‌ها كه از او سلب اعتماد كرده بودند. از همه مهم‌تر آن كه در میانشان شخص با كفایتی كه قابل اعتماد باشد، باقی نمانده بود. 

وی برای رهیدن از آن موقعیت دشوار و حفظ مقام خلافت، شیوه جدیدی را كه هرگز سابقه نداشت، طرح ریزی كرد. گویا برای یافتن چنین راه حلی مدت‌ها اندیشیده بود و نقشه ‌ای كه سرانجام یافت حكایت از رای محكم و بینش عمیق او می ‌كرد. یعنی پیشنهاد ولایتعهدی به امام علویان و محبوب مردم، حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام.

موضع منفی امام به منزله اشاره ‌ای گذرا به محكوم كردن واقعیت حكومت فاسد بود كه جز دگرگون كردن آن چاره ‌ای نبود، و این بدان معنی بود كه او بطور كلی از وضع موجود حكومت خرسندی نداشت. امام از نخستین هنگام، پرهیز از حكومت مامون و همه پی آمدهای آنرا اعلام فرمود. ازاین رو هیچگونه كار و مسوولیت سیاسی را بر عهده نمی‌گرفت

استراتژی منحصر بفرد

انتخاب امام برای ولیعهدی، كه جز با تهدید به قتل پذیرفته نشد، در ابتدای امر مشكلات و دردسری بزرگ برای مامون دربرداشت. ولی باید به این نكته توجه داشته باشیم كه امام بزرگ‌ترین منبع خطر بشمار می ‌آمد كه در میان طبقات مختلف از امت اسلامی نفوذ بسیاری داشت. مامون هرگز چنین انتخابی نكرد مگر پس از آن كه مطمئن گردید كه خلافت در خانواده خودش باقی می‌ ماند. امام بیست و دو سال از او بزرگ‌تر بود و این خود یكی از دلایل اطمینانش به این امر بود كه در صورت جریان طبیعی امور و مصون ماندن خلیفه از توطئه ‌ها، بعید می ‌نمود كه ولیعهد چنانی، روزی به خلافت دست یابد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/06/26
زمان : 08:12 ق.ظ
جامعه رضوی، بی‌کار یا اهل کار ؟!
نظرات | ادامه مطلب

امام رضا


انسان در ماهیت، كانون نیازها است و نیازهای او از مواد موجود در طبیعت برآورده می ‌شود. این مواد حاضر و آماده و ساخته شده نیست؛ بلكه استفاده از آنها نیاز به كار دارد و هر چیز كه بخواهد به نوعی مورد استفاده قرار گیرد باید كاری روی آن انجام شود. و این ضرورتی است كه نظام طبیعت بر دوش آدمی نهاده است.

در و اقع، كار از دو نظر اهمیتی حیاتی دارد: 1. قانون طبیعت و سنتهای حاكم بر نظام آفرینش. 2.  قانون شریعت و برنامه ‌های آن.

قرآن كریم، از كار و عمل، فراوان سخن گفته است و در بعد نظام تكوین و تشریع ضرورت و اهمیت كار و عمل را تبیین و تشریح كرده است. چنانكه می فرماید: «هو انشاكم من الارض و استعمركم فیها … ؛ (1) خداوند شما را از زمین پدید آورد و آباد كردن آن را به شما سپرد …».

واژه «استعمر» با واو به «انشا» عطف شده است، و این بدین معنا است كه ضرورت تشكیل بدن انسان از مواد زمین، و ضرورت عمران و آبادانی در زمین همسان و همانند است، و محكوم به یك حكم و مشمول یك قانون است.

 

کار، قانون حتمی طبیعت

از نظر قانون طبیعت، كار از یک سوی، وسیله‌ ای است برای فعلیت یافتن آثار پدیده‌ های طبیعی و آماده سازی آنها برای بهره برداری انسان. و از سوی دیگر، كار ابزاری است برای بودن و شدن آدمی و به فعلیت رسیدن نیروهای جسمی و عقلی وی و رشد و شكوفایی استعدادهای فطری و درونی شخصیت او. چنانكه قرآن كریم نیز اشاره می‌فرماید که «روز» تلاش و كوشش را برای انسان امكان پذیر می‌ كند:

«و جعلنا النهار معاشا ؛ (2) و روز را برای كسب روزی (و معیشت) قرار دادیم».

بنابراین جوهر روز، روشنایی است و قلمرو پویایی و تحرك آدمیان را روشن می ‌سازد، همانطور كه ماهیت شب و تاریكی برای باز ایستی از تلاش و آرامش و سكون است.

در این باره امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام در فرمایشی نورانی، به جنبه تکوینی و طبیعی كار اشاره می ‌كنند. از نظرگاه ایشان، كار و حركت در راه معیشت یك ضرورت معرفی شده و ناگزیری كار برای انسان، به همگان گوشزد گشته است:

« … لیس للناس بدّ من طلب معاشهم، فلا تدع الطلب ».(3)

عالم آل محمد علیه السلام می فرماید: مردم ناگزیرند در تلاش زندگی خویش باشند، پس كوشش در راه كسب مال را رها مكن.

طبق این تعلیم رضوی، تلاشگر برای بهبود زندگی خانواده‌ خویش، پاداشی از پاداش مجاهدان راه خدا برتر دارد. چراکه در پرتو كار و تلاش است كه امنیت روانی و شخصیت اجتماعی افراد خانواده تضمین می‌ شود و زمینه رشد و تكامل و سعادت آنان فراهم می ‌گردد

بر این اساس، این ضرورت و لزوم، قانونی بی استثنا است، و چنان است كه امام در این روایت تعبیر كرده و واژه عام و فراگیر: «الناس» را به كار برده است، یعنی همه‌ آحاد انسان برای تامین زندگی به كار و تلاش نیاز دارند، و معیشت و حیات بدون كار ممكن نیست.

اما با این وجود برخى با روح تن پرورى به كار و تولید توجّهى ندارند، و تن به فقر و ندارى داده و فكر مى كنند نوعى بى توجّهى به مال دنیاست، مشكلات آنان و خانواده شان بر دوش دیگران است .برخى دیگر كار و تولید را ننگ و عار مى دانند، یا مناسب شأن و مقام خود نمى پندارند و با انواع محرومیّت ها دست و پنجه نرم مى كنند.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/06/26
زمان : 08:11 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات