شما بگویید! زیباترین جمله‌ای که درباره حجاب شنیده‌ای چیست؟!
نظرات | ادامه مطلب

حجاب

سارا: من که کار بدی نکردم! حالا یه مشت از موهام از زیر چادر بیرون بزنه به کجا برمی خوره! اصلا کی میبینه؟

مریم: ولی تو با این کارت همه اون چیزهایی که به اونها عشق می ورزیدیم را زیر سوال بردی!...


سارا: نه اینطور نیست، ولی دنیا تغییر کرده و ما هم باید تغییر کنیم! خوبه که هرچند وقت، افکار آدم آپ تو دیت بشه!

تمام ماجرا همین بود. دو سه روزی است که سارا را ندیده ام. دروغ چرا، دیروز در کوچه همدیگر را دیدیم ولی مثل غریبه ها بدون سلام و علیک و با نوازش گوشه چشمی از کنار همدیگر گذشتیم! ما همسایه های دیوار به دیوار و از قدیمی های محله ایم. تا آنجایی که یادم می آید، ما از بچگی با هم قد کشیدیم و مثل دو خواهر با هم بزرگ شدیم. دوران کودکیمان در خانه های یکدیگر با بازی سپری شد و با هم در یک مدرسه درس خواندیم. مادرانمان دوستانی صمیمی اند و مردم محله پدرهای ما را به عنوان دو برادر می شناسند. به خاطر می آورم که روز جشن تکلیف هر دویمان با چادرهای سفیدی که گلهای ریز صورتی چشم نوازشان کرده بود به همراه بقیه بچه ها، کلی شادی کردیم و اینکه حجاب کدام یکی از ما بهتر است با هم بگو مگو داشتیم. چون من مثل مادرم نمیگذاشتم حتا یک تار مویم از زیر چادر بیرون بیاید اصرار داشتم که من از همه با حجابترم. از آن روز، مدل چادر سرکردن بچه ها، در کامل بودن حجابشان، بهانه گفتگوی اهل محله بود. هر کدام از بچه ها که می توانست حجابش را کاملتر حفظ کند، خودش را به رخ دیگران می کشید. پدرم به شوخی به پدر سارا می گفت که حجاب مریم از حجاب مادرش هم کاملتر است.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/12/12
زمان : 08:15 ق.ظ
سه دفتر معنی برای سلوک !
نظرات | ادامه مطلب

محمد شجاعی

مسئله خودسازی، در قرآن کریم با عنوان تزکیه و تزکی مطرح شده و معنای لغوی آن عبارت است از: پاک نمودن خود از ناپاکی ها.(مجمع‏البحرین، ج 1، ص 203) در آیات متعددی از قرآن مجید بر اهمیت این پاک‌سازی تأکید شده است، مثلاً؛ در سوره شمس می خوانیم: "به تحقیق کسانی که نفس خود را پاک کردند، به رستگاری رسیدند و کسانی که آن را آلوده و ضایع کردند، ضرر دیدند"، همچنین در آیه 19 سوره فاطر و آیات 14 و 15 سوره اعلی، بر این مسئله تأکید شده است. پس خودسازی و تزکیه نفس، امری مقبول و مورد پسند شرع مقدس است.

در علم اخلاق ثابت است که انسان تا جان خویش را پاک نسازد و آینه دل را گردگیری و غبارروبی نکند به زیورهای اخلاق و ارزش ها دست نمی یازد. برای فهم معنا و مفهوم خود سازی لازم است ابتدا تصور درستی از خود داشته باشیم. هویت واحد انسانی در ابتدای تكوین و نشو و نمو چیزی جز استعداد نیست، انسان از این دیدگاه، مجموعه ای از توانایی ها و استعدادهای فراوانی است كه در طول زندگی باید به فعلیت و شكوفایی برسند.

بنابراین خود سازی؛ یعنی فراهم آوردن زمینه برای پرورش استداد های درونی خود و به ظهور و فعلیت رساندن امكانات بالقوه ای كه خدای متعال در فطرت انسان قرار داده است.

در این راستا زندگی هم یعنی فرصتی برای به ظهور رساندن استعداد های انسانی و شكوفا شدن سرشت آدمی از طریق خود سازی و پرستش آزادانه خداوند ( عبادت احرار).

به عبارت دیگر خود سازی مجموعه فعالیت های اصلاحی و سازنده ای است كه انسان به صورت منظم و برنامه ریزی شده بر روی نفس خود اعمال می نماید تا در نتیجه آن به كمال حقیقی نایل و از لذت سعادت در دنیا و آخرت بر خوددار گردد.

انسانیت انسان مانند هسته ای است كه باید شكوفا و بارور گردد. به طور مثال یك هسته خرما را در نظر بگیرید ، این هسته استعداد تبدیل شدن به درخت و میوه خرما را در درون خود دارد، در صورت فراهم بودن شرایط و زمینه مناسب، استعداد درونی اش به فعلیت می رسد و دانه به درخت خرما و سپس به میوه شیرین تبدیل خواهد شد. آنچه در این میان حائز اهمیت است فراهم بودن شرایط و مقدمات لازم است. انسان با بهره گیری از معارف درست و صحیح و در عین حال موثق می تواند مراحل خودساز را به درستی پشت سر گذارد یکی از راه های کسب معارف و  اطلاعت لازم در این زمینه استفاده از کتاب های نگاشته شده توسط افرادی است که خود دستی در خودسازی و تزکیه دارند یکی از این افراد استاد اخلاق حضرت آیت الله محمد شجاعی است حضرت آیت الله محمد شجاعی در سال 1319 هجری شمسی در زنجان دیده به هستی باز كردند. ایشان نیز، چون عضوی از منظومة خورشیدی عالمان، در همان آغاز طفولیت، آثار استادی و فرزانگی بر چهره داشت و چشمهای باطن بین را به فردایی درخشنده در عرصة ایمان و اجتهاد و مجاهده نوید می‌داد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/12/12
زمان : 08:14 ق.ظ
حکم دقیق دست دادن با نامحرم!
نظرات | ادامه مطلب

دست

تمام مراجع تقلید عظام، هرگونه تماس جسمی بین دختر و پسر نامحرم را حرام می دانند، حتی دست دادن با افراد نامحرم از دینهایی غیر از اسلام است و افرادی که در خارج از کشور زندگی میکنند نیز از این کار منع شده اند. و فقط در صورتی دست دادن با نامحرم جایز است که از روی دستکش باشد، به شرط آنکه دست یکدیگر را فشار ندهند و قصد  لذت بردن نداشته باشند.


نظر اسلام در مورد دست دادن با نامحرم

با این که دست دادن با جنس مخالف، شاید برای افراد بسیاری موجب تحریک شهوت نشود، اما افراد دیگری وجود دارند که با این مقدار ارتباط مختصر نیز تحریک می شوند، با توجه به این که در میان گروه اول نیز ممکن است اشخاصی باشند که با صمیمی نشان دادن خود، زمینه را برای ارتباطات نامشروع فراهم سازند.

بر این اساس، سزاوار است که از دست دادن با نامحرم که در زندگی اجتماعی نیز امری ضروری قلمداد نمی شود، خودداری نمود. خداوند متعال، بیشتر احکام شرعی را به صورت کلی وضع کرده و مصلحت عموم جامعه را در نظر گرفته، اگرچه ممکن است حکمت تشریع حکم شامل برخی افراد نشود. به عنوان نمونه، هر چند ممکن است دست دادن با زنان، هیچ احساس شهوانی را در برخی افراد کهنسال و یا میانسال ایجاد نکند، اما شارع مقدس، به دلیل ایجاد همین احساس، در بسیاری از مردم، حکم به حرمت چنین رفتاری داده باشد.

اما در خصوص تماس بدنی مرد و زن نامحرم و دست دادن و مصافحه کردن آنان با یکدیگر، مراجع بزر گوار تقلید به صورت کلی فرموده اند: دست دادن با نامحرم جایز نیست، مگر این که چیزی حایل و حجاب گردد، یا عناوین ثانویه ای مثل ضرورت صدق کند.

مثلاً امام خمینی (ره) می فرماید: جایز نیست براى مرد که مس کند بدن زن نامحرم را حتى دست و صورت او را مگر آن که از روى دستکش و پارچه باشد، به شرط آن که قصد سویى نداشته باشد و دست زن را فشار ندهد، و هم چنین است مس کردن زن، مرد نامحرم را.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/12/11
زمان : 08:30 ق.ظ
صدا و سیمای ما مراقب است؟!
نظرات | ادامه مطلب

تلویزیون اینترنتی بالاخره آمد

شکی نیست که جامعه عرصه بروز و ظهور توانمندی‏های خدادادی انسان است. البته از این واقعیت هم نباید گذشت که هر جامعه‏ای و تحت هر شرایطی توان شکوفاسازی استعدادهای انسانیِ بشر را ندارد؛ زیرا جامعه‏ای می‏تواند زمینه پیدایش رفتارهای انسانی را فراهم سازد که خود از امنیت و آرامش لازم برخوردار باشد و این امر نیز در گرو حفظ و پاسداشت ارزش‏های حاکم در آن است.

از این‏رو، اندیشمندان و دانشوران فراوانی سعی بسیار نموده‏اند تا عوامل مۆثر بر نادیده گرفتن ارزش‏ها و بروز انحرافات در جامعه را شناسایی کنند، و علی‏رغم دیدگاه‏های متعدد، همگان بر عامل عدم آگاهی و شناخت اتفاق‏نظر دارند و این امر در متون دینی نیز مورد تأکید قرار گرفته است.

بهترین و کارآمدترین شیوه پیش‏گیری و یا حل آن را نیز آگاهی بخشی و شناساندن ارزش‏ها و هنجارهای حاکم بر جامعه دانسته‏اند.

رادیو تلویزیون، فیلم و سینما، کتب و مطبوعات و دیگر وسائل ارتباط جمعی از عواملی هستند که در رشد قابلیت‌های انسان نقش بسزایی دارند. فیلم و سینما، رادیو و تلویزیون را می‌توان در خدمت تقویت صفات عالیه بشری و پرورش قابلیت های  وجودی انسان، چون: جوانمردی، عدالت، خیرخواهی، فداکاری و ... قرار داد و یا در خدمت رشد زمینه‌های فساد، کجروی و انحطاط. دستگاه اجرایی کشور وظیفه‌مند است که این مۆسسات را تحت کنترل و تصفیه دائم قرار دهد. افرادی را به سرپرستی اداره و تهیه برنامه آن مأمور کند که از هر حیث دارای صلاحیت اخلاقی، تقوا و شرف و واقف به مسئولیتش باشد و نیز دیگر مسئولان کشور بر کارشان نظارت نمایند، به این دلیل که کسانی که قدر و ارزش منصب و وظیفه محتمل شده بر دوششان را نمی‌شناسند و به میزان نفوذی که بر عملکرد و ساختار رشد و یا عدم رشد توان‌مندی‌های انسان و قدر و ارزش انسان‌ها واقف نباشند، نباید که در چنین عرصه‌های خطیر و تأثیرگذاری نفوذ کنند. زیرا ارزش‌ها دگرگون و انحرافات فراوانی دامنگیر افراد و جامعه می‌شود. حضرت علی (علیه السلام) در این باره می‌فرماید:

«وَ لَا یَجْهَلُ مَبْلَغَ قَدْرِ نَفْسِهِ فِی الْأُمُورِ فَإِنَّ الْجَاهِلَ بِقَدْرِ نَفْسِهِ یَكُونُ بِقَدْرِ غَیْرِهِ أَجْهَلَ.»( نهج البلاغه، نامه /53)

ترجمه: و قدر خود را در كارها بداند، چه آن كه قدر خود را نداند در شناختن قدر جز خود نادانتر بود و درماند.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/12/11
زمان : 08:29 ق.ظ
پاسخ دندان شکن به سوال بی موقع
نظرات | ادامه مطلب

صفین

امام على(علیه السلام) بنیان گذار واقعى وحدت بین مسلمین بوده و با این كه امامت و خلافت را حق خود مى دانست؛ اما براى حفظ وحدت مسلمین و جلوگیرى از تفرقه از حق خود گذشت و با هر سه خلیفه بیعت نمود و با آن ها نهایت همكارى و همراهى را نمود تا از رهگذر اختلاف و تفرقه، دشمنان نتوانند به كیان اسلام و مسلمین ضربه بزنند و این نهایت و اوج ایثار و از خودگذشتگى است.


پاسخ به سوال بی موقع

جنگ صفین بود، و سپاه علی( علیه السلام ) با سپاه معاویه، از هر سو درگیر جنگ بودند. در این هنگامه پرغوغا ناگهان یکی از بستگان سببی امام علی (علیه السلام) بنام «ابن دودان» به حضور علی(علیه السلام) آمد و گفت: «شما از نظر نسب و پیوند به پیامبر (صلی الله علیه و اله ) و فهم قرآن، از همه نزدیک تر به رسول خدا هستید، بنابر این چرا شما را از این مقامی که سزاوار تر به آن هستید، بر کنار نمودند؟!»امام علی(علیه السلام) به او فرمود: ای برادر اسدی(1)، تو شخصی شتابزده و مضطرب هستی که بی موقع سوال می کنی؟ ولی در عین حال احترام خویشاوندی از یک سو و رعایت حق پرسش کننده از سوی دیگر، موجب می شود که پاسخ تو را بدهم. تا آن چه می خواهی بدانی.

اینک بدان که استبداد افراد نسبت به من در مورد مقام رهبری ـ با این که نسبت ما به پیامبر (صلی الله علیه و اله) از همه بالاتر، و پیوند ما به آن حضرت از همه بیشتر است ـ از این رو بود که عده ای بر این مقام بخل ورزیدند (و آن را تصاحب کردند) و گروهی (خودما) هم سخاوتمندانه از آن صرف نظر کردیم، حاکم و داور خداست وهمه ما در روز قیامت به سوی او باز می گردیم.

از گذشته بگذر و از مسأله ای که امروز با او روبرو هستیم (جنگ با معاویه) بپرس! روزگار پس از آن که مرا گریانید، اینک مرا به خنده (تعجب) در آورده است، پس بیائید تعجب کنید به این امر عجیب و عظیم که دیگر تعجبی را باقی نگذاشت ... اگر این مشکلات رفع شود، آن ها را به سوی حق خالص سوق می دهم و گرنه «فلا تذهب نفسک علیهم حسرات ان الله علیم بما یصنعون»(فاطر/8): «بنابر این جان خود را از روی حسرت بر آنان تباه مساز که خداوند به آن چه می کنند آگاه است»(2)

حضرت مایل نبود مسائل اختلاف انگیز مطرح شود؛ در حالى كه خطر بزرگى مثل معاویه متوجه جامعه اسلامى بود و امروز هم باید ملت ما مواظب مسائل اصلى و خطرات مهمى كه متوجه انقلاب و نظام است باشد و با اختلافات و كشمكش بى حاصل سیاسى و درگیرى هاى جناحى، خود را مشغول نكند و از دشمنان و توطئه هاى آن ها غافل نباشد

منظور سائل از غاصبان حق

«ابن ابى الحدید»می گوید از: «ابو جعفر یحیى ابن محمد علوى‏» نقیب بصره‏كه مردى منصف بود و عقلى وافر داشت پرسیدم منظور سۆال كننده از افرادى‏كه امام(علیه السلام) را از حقش بر كنار ساختند كیانند آیا منظور روز «سقیفه‏» است‏ یاروز «شورى‏»؟ گفت: «سقیفه‏» گفتم من به خود اجازه نمی دهم بگویم اصحاب‏پیامبرمخالفت پیامبر(صلی الله علیه و آله) را نمودند و نص خلافت را كنار گذاشتند،درپاسخم گفت من هم به خود اجازه نمی دهم به پیامبر(صلی الله علیه و آله) این نسبت را بدهم كه‏در امر خلافت و امامت پس از خود اهمال و سستى ورزیده،و مردم‏را بى سرپرست گذارده باشد، او كه براى مسافرتى در بیرون مدینه كسى را به‏جاى خود بر می‌گزید چگونه براى پس از مرگش كسى را به خلافت تعیین نكرد؟(3)



:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/12/11
زمان : 08:28 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات