ازدواج نکردن بهتر از انتخاب غلطه!
نظرات | ادامه مطلب

ازدواج

کسانیکه در شرف ازدواج و در پی یافتن همسری مناسب هستند و در پی آن به فکر تربیت فرزندان مفیدی برای جامعه خویش اند باید همواره این نکته را بخاطر داشته باشند که  از عوامل مۆثر و مهم در تربیت فرزندان وراثت است. پس مهم است که دختر یا پسر چه کسی را برای نقش پدری یا مادری فرزندانشان انتخاب می کنند.

 در تعریف آن گفته‌اند: «وراثت عبارت است از انتقال صفات و خصوصیات جسمانی و روانی و حالات و ویژگی‌های اخلاقی، رفتاری از پدر و مادر و یا خویشاوندان و اجداد به نسل‌های بعدی». ( حجتی، سید محمد باقر، اسلام و تعلیم و تربیت، ص 79)

آیاتی در قرآن کریم تأثیر وراثت در تربیت را تأیید می‌نماید به عنوان مثال آمده است:

(إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلیهِ فَجَعَلْناهُ سَمیعاً بَصیراً). انسان/ 2؛

ترجمه: ما انسان را از نطفه‌ای اندر آمیخته آفریدیم تا او را بیازماییم و وی را شنوا و بینا گردانیدیم.

در آیه دیگری در سوره نوح آمده:

(وَ قالَ نُوحٌ رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرینَ دَیَّاراً،ِانَّكَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبادَكَ وَ لا یَلِدُوا إِلاَّ فاجِراً كَفَّاراً)

نوح/ 27 ـ 26؛ ترجمه: و نوح گفت: «پروردگارا، هیچ كس از كافران را بر روى زمین مگذار، چرا كه اگر تو آنان را باقى گذارى، بندگانت را گمراه می‌كنند و جز پلیدكارِ ناسپاس نزایند.

در آیه ذکر شده هم به نقش تأثیرگذار وراثت و هم به نقش محیط اشاره شده است، زیرا قوم نوح نسل اندر نسل کافر بودند و دیگر امیدی به هدایت آن‌ها نبود و هم اینکه محیط آنان فاسد و گمراه کننده بود. لذا حضرت نوح به وجود آمدن نسلی صالح از آن‌ها را نفی می‌کند.

برخی وراثت‌ها مثل کوری و دیوانگی، به صورت دائم و سرنوشت قطعی فرد خواهد بود که نه تعالیم انبیاء آنها را عاقل می‌کند و نه روش‌های طبی و تربیتی. ولی بعضی از وراثت‌ها به صورت زمینه مساعد به فرزندان منتقل می‌شود و شرایط رحم علت معدّه خواهد بود. مثل حالات نفسانی، و ملکات خوب و بد والدین که هر کدام زمینه مساعدی برای فرزندان خواهد بود. بنابراین قسمت اعظم شالوده شخصیت یک فرد در شکم مادر مشخص می‌گردد و پس از تولد نقش خانواده در تربیت خیلی مۆثر است.( فلسفی، محمدتقی، کودک از نظر وراثت و تربیت، ص 138)

برای تربیت انسان و کمک به رشد قابلیت‌هایش اولین گام انتخاب همسر است. و این به آن معنا است که تربیت فرزند، قبل از انعقاد نطفه آغاز و در دوران بارداری و تولد و کودکی و دوره‌های بعدی ادامه دارد. اگر همسر انسان از خانواده‌ای تربیت شده باشد، صفات موروثی او بستری برای تربیت صحیح فراهم خواهد ساخت. و دیگر اینکه فرزند را بهتر تربیت می‌کند

سعادت یا شقاوت؛ رشد یا سرکوب شدن توان‌مندی‌های انسان، جمع مکنیه عوامل موروثی در رحم مادر و عوامل تربیتی و محیط اجتماعی و اراده خود افراد است. البته چون وراثت نقش زمینه‌ساز و مستقیم برای تربیت را دارد راه تربیت را برای بقیه عوامل آسانتر می‌کند.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/11/14
زمان : 12:23 ب.ظ
با خانواده‌ام مشکل دارم! خسته شدم!
نظرات | ادامه مطلب

محبت

وقتی با خودت دوست شدی احساس می‌ کنی که مشکلاتت با خانواده و مردم چقدر ساده و قابل بخشش است. دیگران هم ممکن است اشتباه کنند، آنها هم نیاز به محبت و توجه دارند، آنها هم بنده خدا هستند، مثل خودت توانشان محدود است و مریضی، دوری و مرگ دارند. در حکمتی از نهج البلاغه آمده است: مرگ نزدیک است و زمان با هم بودن اندک. [1]حال بیاییم با نگاهی ژرف به این سخن گهر بار امیر المومنین(علیه السلام) نظر بیفکنیم.    

زمان به سرعت می گذرد

کسی که با اطرافیانش ناسازگاری می کند، فکر می کند آنها همیشه هستند و وقت دارند که هر روز آنها را سرزنش کند و درباره اشکالاتشان حرف بزند. غافل از اینکه زمان به سرعت می گذرد و هیچ کس تضمین نداده، عزیزی که ناراضی از خانه ات می رود، دوباره زنده و سالم باز خواهد گشت. یا آن که امشب غمگین می خوابد، فردا دوباره بیدار خواهد شد. چه زیبا پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) گفته اند: مدارا با مردم نیمی از ایمان و مهربانی با آنان نیمی از خوشی زندگی است.[2]

 

به افراد خانواده ات محبت کن

بسیار پیش می آید که برای اشتباهات دوستانمان حوصله می کنیم و هر مشکلی را به زبان نمی آوریم، چرا که نمی خواهیم لحظه های شادیمان فدای گلایه ها بشود. اما با افراد خانواده همواره در بحث و مجادله ایم، به این بهانه که دوستشان داریم و برایمان مهم اند.

اگر نشانه دوست داشتن، ندیدن کاستی ها و بالا بردن سطح روابط صمیمانه است، پس آدم فهمیده با حذف تلخی و درگیری از محیط خانواده، ویژه ترین محبت و موافقتش را نثار کسانی می کند که بیشترین زمان عمرش را در کنار آنان می‌گذراند. امام صادق (علیه السلام) فرمودند: به راستی که خداوند عزوجل رحم می نماید به مرد، به سبب شدت محبت او به فرزندش.[3]

اگر دوست داری که از عزیزانت موافقت و همراهی و «بله» و «باشه» بشنوی، یادت باشد که آنها هم همین را دوست دارند. بذر دوستی و محبت را باید کاشت و در طی زمان مراقبت کرد تا وقت گل دهی بوستانش فرا برسد. شاعر در توصیف امام سجاد (علیه السلام) می گوید: اگر برای تشهد نماز نبود، کلمه «لا» (نه) از او شنیده نمیشد.

«لولا التشهد کانت لائه نعم          مشتقه من رسول الله نبعته»



:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/11/13
زمان : 09:08 ق.ظ
از این درد تلخ چیزی شنیده ای؟ آن را میشناسی؟!
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

علی (علیه السلام) تنهاست!

چه كسی تنها نیست؟ كسی كه با همه و در سطح همه است. كسی كه رنگ زمان به خود می گیرد. احساس خلأ مربوط به روحی است كه آنچه در این جامعه و زمان و در این ابتذال روزمرگی وجود دارد نمی تواند سیرش كند. و لذا آنهمه یاران، آنهمه همرزمان، آنهمه نشست و برخاست با اصحاب پیامبر، هیچكدام برای علی (علیه السلام) تفاهمی بوجود نیاورده است. هیچكدام از آنها در سطح او نیستند. می خواهد دردش را بگوید، حرفش را بزند، گوش نیست، دلی نیست، و فهمی نیست تا بفهمد.

رنج بزرگ یك انسان این است كه  عظمت او و شخصیت او در قالب فكرهای كوتاه، در برابر نگاههای پست و پلید، و احساس او در روحهای بسیار آلوده و اندك و تنگ قرار گیرد.

 نیمه شب به طرف نخلستان می رود، آنجا هیچكس نیست، مردم راحت آرمیده اند، هیچ دردی آنها را در دل شب بیدار نگاه نداشته است، و این مرد تنها،‌ كه روی زمین خودش را تنها می یابد، با این زمین و این آسمان بیگانه است، و فقط رسالت و وظیفه اش، او را با جامعه و این شهر پیوند داده.

ولی وقتی به خودش بر می گردد می بیند كه تنهاست.

شبانه به نخلستان می رود، و باز برای اینكه ناله او بگوش هیچ فهم پلیدی و هیچ نگاه آلوده ای نرسد، سر در حلقوم چاه فرو میكند و می گرید.

این گریه از چیست؟؟؟

افسوس كه گریه او یك معما برای همه است، زیرا حتی شیعیان او نمی دانند علی چرا  می گرید.

از اینكه خلافتش غصب شده؟

از اینكه فدك از دست رفته؟

از اینكه فلانی روی كار آمده؟



:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/11/13
زمان : 09:07 ق.ظ
در احکام تشخیص موضوع با کیست؟
نظرات | ادامه مطلب

احکام

کسانی که خود کارشناس دین نیستند و دانش و توان لازم برای استخراج احکام شرعی از منابع اولیه دینی را ندارند به حکم عقل ناچارند پاسخ سوالات دینی خود را از کسانی جویا شوند که از آن دانش و توان برخوردارند.

در گویش دینی به آن کارشناس می گویند «مرجع تقلید» و به کسی که به او مراجعه می کند تا پاسخش را بگیرد می گویند «مُقَلِّد» و به این کار هم می گویند «تقلید».

آیا تقلید در تمام موضوعات دینی رواست؟

تقلید در اصول دین، ممنوع است و هر کس به هر مقدار و از راهی که برایش مقدور است باید باورهای دینی را در جان خود ثبت نماید. باور به یگانگی خداوند متعال، اعتقاد به نبوت و معاد و هر آنچه مربوط به این سه رکن اصلی می شود از اموری است که نمی شود به صرف باور داشتن دیگران آن را باور داشت؛ یعنی نمی شود باور تقلیدی باشد.

تقلید تنها در حوزه فروعات دینی است که به رفتار عملی برمی گردد؛ نماز، روزه، خمس، زکات، حج و جهاد و ... فروعات دینی هستند که در فقه بحث می شوند و تکلیفِ رفتارِ عملی مسلمانان را روشن می کنند.

 

حکم و موضوع در فروعات دین

هر دستور فقهی به دو بخش اصلی تقسیم می شود: حکم و موضوع

«موضوع»، آن بخشی از دستور است که نظر دین درباره آن بیان می شود و «حکم»، همان نظر اسلام است که در دستور وجود دارد.

در گزاره «نماز واجب است» ؛ «نماز» موضوع و «واجب است» حکم یا نظر اسلام درباره آن موضوع است.

 

وظیفه مرجں وظیفه مقلد



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/11/13
زمان : 09:05 ق.ظ
اکثر انحرافات ما!
نظرات | ادامه مطلب

توحید
مقدمه

از مراتب مهم توحید که توحید در عمل است، توحید در عبادت است که بر اساس آن تنها خدای تبارک و تعالی شایسته ی عبادت و پرستش است. در مقابل شرک در عبادت، شریک کردن غیر خدا در پرستش و عبادت است.

 

توحید در عبادت

همه مسلمانان و حتی همه موحدان عالم بر توحید در عبادت و انحصار عبادت برای خداوند تبارک و تعالی اعتقاد دارند. قرآن کریم نیز هدف عالی بعثت انبیاء و پیامبران را همین مطلب شمرده است. آنچنانکه فرماید: "و لقد بعثنا فی کل امة رسولا أن اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت. ... و همانا ما در میان هر امتی پیامبری فرستادیم تا به خلق ابلاغ کنند که خدای یکتا را بپرستید و از بتان و فرعونان دوری کنید." (نحل/36)

بر این اساس عبادت به عنوان هدف عالی بعثت انبیاء در هر امتی شمرده شده است. حتی بالاتر از این هدف از خلقت انسان و هستی نیز عبادت خداوند متعال دانسته شده است چنانچه می فرماید: "و ما خلقت الجن والانس إلا لیعبدون".

 

حقیقت عبادت

گاهی عبادت را به خضوع و خشوع و یا نهایت خضوع تعریف می کنند ولی این گونه از تعاریف ناقص هستند، زیرا در قرآن کریم به انسان دستور داده شده است که به والدین خود خضوع و خشوع نمایید و یا آنکه به فرشتگان دستور داده شد تا بر انسان سجده کنند. بنابراین معنای عبادت خدا چیزی فراتر از خضوع و خشوع و یا سجده است. با توجه به آیات قرآنی، حقیقت عبادت عبارتست از: خضوع و تذلل لفظی و یا عملی همراه با اعتقاد به الوهیت و خدا بودن موجود مورد نظر که برای او عبادت انجام می شود از این رو قرآن کریم می فرماید:

"و یا قوم اعبدوا الله ما لکم من إله غیره، وای قوم من خدا را عبادت کنید آنچه را که برای شما غیر از او اله و معبودی نیست." (اعراف/59)

در این آیه ی شریفه در بیان تعلیل عبادت خداوند مفهوم و حقیقت آن را روشن ساخته است و از تعلیل در آیه فهمیده می‌شود که اعتقاد به خدا بودن معبود از ارکان حقیقت عبادت است.

توحید در عبادت قسم مهم توحید عملی است که می تواند زندگی موحدانه حقیقی را برای انسان رقم بزند و اکثر مردم در این مرتبه از توحید با چالش و انحراف روبه رو هستند!


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/11/12
زمان : 08:53 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات