مرگ!! اسمش هم ترسناک است چه رسد به...
نظرات | ادامه مطلب

مرگ

ترس از مرگ، كاملا طبیعی است. چنان كه عشق و دلبستگی به زندگی كاملا طبیعی است. از هر چه بترسیم به خاطر آن است كه به كمالات زندگی زیان دارد و یا اصل حیات و زندگی ما را تهدید می كند. ما از شكست ها، بدبختی ها، فقر، جهل و بیماری ها بیمناكیم برای این كه با وجود نواقص و كاستی در زندگی و وسایل و اندام های خود، حالت طبیعی زندگی را از دست می دهیم. یعنی اگر چه اصل زندگی را داریم اما بیماری، شكست و ضعف و نقص، فعالیت حیاتی را با مشكل روبرو ساخته، ما را از بهره مندی كامل از ثمرات و لذایذ زندگی محروم می سازد.

اما این كاستی ها و بیماری ها وقتی مخوف و خطرناك جلوه می كنند كه ما را در معرض مرگ قرار بدهند! برای انسان بیماری، بهتر از مرگ است. برای این كه بیماری اصل حیات را قطع نمی كند و تا ریشه در آب باشد امید ثمری هست. اما اگر به مرگ بیانجامد چون ریشه زندگی را قطع می كند خطرناك تر و ترسناك تر می گردد. ترس از مرگ علل و جهات مختلفی دارد كه ما با ملاحظه گنجایش مقاله به مواردی از آن ها اشاره می كنیم:

 

علل ترس از مرگ

عشق به زندگی

امام علی علیه السلام می فرماید:

«و اعلموا انه لیس من شی ء الا و یكاد صاحبه یشبع منه و یمله الا الحیاة فانه لا یجد فی الموت راحة؛  توجه كنید كه انسان سرانجام همه لذت های دنیا سیر می شود، جز لذت زندگی؛ برای این كه هیچ كس در مرگ آسایش نمی بیند.»

چنان كه گفتیم حتی عرفا و اولیای الهی این نكته را قبول دارند كه نظام ادراكی یعنی هوش و حواس ما بر محور حیات دنیوی تنظیم شده اند، بنابراین تا از هوش و حواس بهره مندیم، حیات دنیوی و لذایذ آن ارج و منزلت خود را از دست نمی دهد. یك انسان متعادل زندگی را دوست می دارد، جهان و زیبائی های آن را دوست می دارد و آرزو می كند كه بتواند برای همیشه زنده بماند.

انسان در دشوارترین شرایط هم دل از زندگی برنمی كند و معذور هم هست برای این كه عشق به زندگی یك عشق غریزی و نهادی است.

انسان زندگی را حتی در شرایط تلخ و ناگوار هم بر مرگ و تلخی های آن ترجیح می دهد. صائب تبریزی می گوید:

زهری است زهر مرگ كه شیرین نمی شود

هر چند تلخ می گذرد روزگار عمر

 



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/14
زمان : 08:39 ق.ظ
سرمایه گذاری پر سود و کم هزینه برای آخرت!!
نظرات | ادامه مطلب

وقف

این سۆال برایش پیش آمده بود که تکلیف ما که مالی نداریم چه می‌شود؟! آیا این انصاف است که تنها ثروتمندانی که در دنیا راحت بوده‌اند در آخرت نیز راحت باشند؟!


کتاب‌های حدیثی را ورق زده بود ... تفاسیر را خوانده بود ... سخنان علمای دین را شنیده بود ... حسرتی بزرگ جانش را فراگرفته بود. حسرت آنکه نمی‌تواند وقف کند. مال چندانی ندارد که آن را در راه خدا وقف نماید. اما دلش می‌خواست موقوفه‌ای از خود به جا گذارد تا در روز واپسین یاری‌رسانش باشد.

حدیث پیامبر (صلی الله علیه و آله) که فرموده بودند "إِذَا مَاتَ ابْنُ آدَمَ انْقَطَعَ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاثَةٍ وَلَدٍ صَالِحٍ یَدْعُو لَهُ وَ عِلْمٍ یُنْتَفَعُ بِهِ بَعْدَ مَوْتِهِ وَ صَدَقَةٍ جَارِیَةٍ‏؛ انسانی که از دنیا می‌رود جز از ناحیه سه چیز پیوندش با دنیا قطع می‌شود: دانشی که از آن سود برده شود، یا صدقه جاری (وقف) یا فرزند صالحی که برایش دعا کند". (بحار الانوار، ج 2، ص 23) ذهنش را درگیر خود ساخته بود. این سۆال برایش پیش آمده بود که تکلیف ما که مالی نداریم چه می‌شود؟! آیا این انصاف است که تنها ثروتمندانی که در دنیا راحت بوده‌اند در آخرت نیز راحت باشند؟! تا آنکه پاسخ پرسش خویش را در لا به لای همان کتاب‌ها و سخنان یافت:

 

وقف در حد توان

بر اساس مبانی اسلامی و آنچه در قرآن و احادیث آمده است خداوند بساط رشد و کمال را برای همگان فراهم ساخته است. لکن این بدان معنا نیست که از همگان به یک شکل و به یک اندازه تکلیف خواسته باشد بلکه هر کس به اندازه قدر و منزلت مادی و معنوی خود مسئول خواهد بود. این اصل و قاعده‌ای است کلی که در تمام اصول و احکام شرع اسلام حاکم است و دامنه آن واجبات و مستحبات را در برگرفته است.

انسانی که قصد وقف کردن را داشته باشد از حداقل‌های موجودش نیز می‌تواند برای این کار استفاده نماید و اگر واقعا چیزی در اختیارش نیست امید است خداوند به نیت خیر او پاسخ دهد و ثواب و اجری نصیبش گرداند

وقف و بخشیدن اموال نیز از این اصل کلی مستثنی نخواهد بود. خداوند هنگام پاداش دادن به موقوفات بشر تنها به کمیت توجه ندارد. در نظر حضرت حق آنچه بیش از کمیت در اثربخشی وقف تأثیرگذار است میزان خلوص نیت است. در کنار آن نگاه می‌شود که فرد واقف چه بخش از اموال خویش را در راه خدا بخشیده است.

می‌توان دو نفر را در نظر گرفت. نفر اول اقدام به ساخت مسجد می‌نماید و برای احداث آن تمام اموال و دارایی خود را بخشیده و یا حتی ممکن است مقروض دیگران نیز شود. در کنار آن فرد دیگری بخشی از مال خود را برای ساخت مسجد صرف نموده و آن را بنا می‌کند. هر دو نفر یک کار را انجام داده‌اند و عمل هر دو نیز ارزشمند خواهد بود اما بی‌شک اجر و پاداشی که اولی می‌برد بیش از فرد دوم است. زیرا او در راه خدا از تمام متعلقات خود گذشت اما دیگری بخشی را بخشید.

این وضع در مورد وقف در هنگامه تنگدستی نیز صادق است. مۆمنانی هستند که با تمام وجود دوست دارند در راه خدا اموال خویش را وقف نمایند اما مالی برای بخشیدن در اختیارشان نیست و حسرت آن سراسر وجودشان را فراگرفته است.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/14
زمان : 08:38 ق.ظ
خورشید تابان امامت بر بام خانواده و جامعه
نظرات | ادامه مطلب

امام رضا

امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام جامع تمام فضایل بودند، به طوری كه تمام صفات عالی در ایشان جمع شده بود. خصایص شریف امام رضا علیه السلام قسمتی از صفات جدش، بزرگترین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بود كه از میان پیامبران ممتاز بودند.

سایه‌ای بر سر خانه

سراسر مدت سی و پنج سال امامت امام موسی كاظم علیه السلام با حوادث و فراز و نشیب‌های سیاسی آمیخته بود. بیشتر زندگانی ایشان در زندان‌های هارون الرشید سپری شد. امام رضا علیه السلام در تمامی مدتی كه امام كاظم علیه السلام زندانی بودند دستیار و پشتوانه استوار پدر در حوادث سیاسی فرهنگی بودند. شریك غم‌ها و رنج‌های پدرشان بودند هرگز در برابر قدرت ‌طلبان هوس باز، خودشان را تسلیم نكردند. ایشان راه پدر را ادامه دادند و مردم را به شدت از یاری رساندن و كمك به خلفای طاغوتی دور می‌كردند.

چون امام كاظم علیه السلام بیشتر عمر شریفشان در زندان‌ها سپری شد، امام رضا علیه ‌السلام به عنوان فرزند ارشد مسئول نگهداری خانواده ایشان بودند، ایشان در این مدت طوری از خانواده‌شان مراقبت كردند، كه اجازه ندادند كسی به آنها بی ‌احترامی كند، نهایت احترام را به آنها می ‌گذاشتند و خطرات دشمنان را از آنان دور می ‌كردند.

علاقه حضرت به خانواده‌ اشان در محبتی كه به امام جواد علیه السلام داشتند نیز قابل ملاحظه است. قبل از تولد امام جواد علیه السلام فردی به امام رضا علیه السلام می‌گوید شما كودكان را دوست دارید پس از خداوند بخواهید كه پسری به شما عطا كند. حضرت فرمودند: خداوند پسری به من خواهد داد كه وارث من می‌شود هنگامی كه اباجعفر علیه السلام متولد شدند، حضرت در طول شب گهواره ایشان را حركت می‌دادند و با او بازی می‌كردند. امام فرزندشان را آن قدر دوست می‌داشتند كه شب را نمی‌خوابیدند و گهواره امام جواد علیه السلام را حركت می‌دادند.

رفتار امام با فرزندشان امام جواد علیه السلام آن قدر محبت آمیز و توام با احترام بود كه ایشان را به نام صدا نمی‌زدند بلكه بیشتر با كنیه مورد خطاب قرارش می‌دادند. به عنوان مثال می‌فرمودند:  «ابوجعفر برای من نوشته است و من برای ابوجعفر نوشتم.» به این ترتیب می‌خواست ایشان را احترام و تمجید كنند.

اگر فردی حتی كوچك‌ترین خدمتی برای امام رضا علیه السلام انجام می ‌داد، ایشان نهایت تشكر و قدردانی را به جا می ‌آوردند و حتما خدمت آن فرد را جبران می‌ نمودند. آن حضرت به مستضعفان و گرفتاران توجه خاصی می ‌كردند، اگر آنها گرفتاری و ناراحتی داشتند، سعی می‌كردند مشكل آنان را حل كنند

نمونه دیگر علاقه و وابستگی امام رضا علیه السلام، محبتی بود كه به حضرت معصومه علیهاالسلام داشتند که در تایخ زبانزد است. مدت 25 سال تمام، حضرت رضا علیه السلام تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از یك ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره ای تابان از دامان نجمه درخشید كه هم سنگ امام هشتم علیه السلام بود و امام علیه السلام توانست والاترین عواطف انباشته شده و در سودای دلش را بر او نثار كند. بین حضرت معصومه و برادرش امام رضا علیه السلام عواطف سرشار و محبت شگفت انگیزی بود كه قلم از ترسیم آن عاجز است.

 



:: مرتبط با: امام علی بن موسی الرضا ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/11
زمان : 08:40 ق.ظ
بنده خالص شده به ‌دست خدا، سخن می‌گوید
نظرات | ادامه مطلب

امام رضا

در بعضی از آیات و روایات نهی از توصیف خداوند وجود دارد ولی در برخی دیگر برای خداوند به نوعی، وصف قائل شده اند به طور مثال در توحید صدوق مذكور است كه شخصی از حضرت امیر علیه السلام توصیف خداوند را درخواست می نماید و حضرت غضبناك می شود (1) اما در خطبه اول نهج البلاغه خود آن حضرت می فرمایند «الذی لیس لصفته حد محدود و لا نعت موجود » كه از این عبارت برداشت می شود كه خداوند صفت دارد لكن صفت او محدودیت ندارد و هر یك از صفات كمال خدا بی منتها می باشد راه حل این تعارض ظاهری و ابتدایی، دو آیه كوتاه از قرآن است كه می فرماید:

« سبحان الله عما یصفون إلا عباد الله المخلصین » (2)

یعنی خداوند پاك و منزه است از هر آنچه توصیف كنندگان در مورد او توصیف می كنند مگر آن توصیف كنندگانی كه بندگان مخلص خداوند می باشند كه توصیف آنها مطابق حق و واقعیت است و در واقع چون این بندگان به مقام مخلَصین رسیده اند دیگر توصیف آنها همان توصیف خداوند محسوب می شود چرا كه كلام آنها بدون هیچ شائبه ای همان كلام خداست و شیطان و سهو و خطا به هیچ شكلش در آنها راه ندارد چنانچه در قرآن، خود ابلیس بارها اعتراف به این حقیقت نموده است كه من بر بندگان مخلَص هیچ سلطه ای ندارم (3) البته مخلص با لام مفتوح و نه مكسور، و بین این دو بسی فرق می باشد چرا كه مخلص با فتحه لام یعنی خالص شده و كسی كه در این زمینه به پایان راه رسیده است و به عبارت بهتر خدا او را خالص نموده چنانچه خداوند در مورد ابراهیم و برخی دیگر از پیامبران فرموده ما آنها را خالص كردیم :

« إنا أخلصناهم بخالصة ذكری الدار » (4) .

و در مورد یوسف نیز وقتی هوای نفس و شیطان بر او غلبه نكرد، فرمود:

ما بدی و فحشا را از او دور نمودیم چرا كه او از بندگان مخلص – به فتح لام - ما بود (5)

اما مخلص با كسر لام اسم فاعل است یعنی كسی كه تازه مشغول خالص نمودن خود است حال ممكن است موفق بشود یا نشود و به پایان راه برسد یا نرسد!!



:: مرتبط با: امام علی بن موسی الرضا ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/11
زمان : 08:39 ق.ظ
رأفتی از جنس رضا علیه السلام
نظرات | ادامه مطلب

امام رضا

با شنیدن نام امام هشتم علی بن موسی الرضا صلوات الله علیه اولین خصوصیتی که از ایشان به ذهن هر دلداده ای می رسد رأفت و مهربانی غیر قابل وصف ایشان است. هر کسی که بر حریم رضوی وارد شده باشد این احساس پاک او سراسر وجودش را فرا گرفته است که بر آستان آقایی مهربان وارد شده است. جذبه معنوی حرم نشان از جاذبه بی مانند صاحب حرم است. او کسی است که هم نام جد بزرگوارش امیرالمۆمنین علیه السلام است. او همان است که جدش رسول الله صلی الله علیه و آله در باره او تعبیر پاره تن و جان من دارد. و او کسی است که روضه خوان جدش اباعبدالله الحسین علیه السلام است.

او هشتمین خورشید فروزنده از تبار فاطمه علیهاالسلام است. او فرزند باب الحوائج الی الله موسی بن جعفر علیهماالسلام است. او ضامن هر آن کسی است که به درگاهش پناه آورد. و او همان بزرگواری است که در سه جای سر نوشت ساز به دیدار زائرانش خواهد آمد. او ضامن بهشت بر زائران با معرفت خود است. او عالم آل محمد صلی الله علیه و آله است.

از رأفت بی مثالش چه می توان گفت که کسی را توان نیست حق مطلب ادا نماید. هر چند چیزی که عیان است و آن مهربانی امام رضا علیه السلام است چه حاجت به بیان است؛ با این وجود آب دریا را اگر نتوان چشید هم به قدر تشنگی باید چشید. برای عرض ارادت به ساحت قدسی امام رئوف لازم است چند کلامی در خصوص این ویژگی حضرتش سخن به میان آورد.

 

رأفت امام رئوف بر زائرانش

رأفت امام رضا علیه السلام بر زائرانش را باید در توجه و نگاه رحیمانه ایشان به آنان مشاهد کرد؛ و این نگاه رحیمانه در پاک نمودن زائران از گناهانی است که مرتکب شده اند و نیز صفای دل از آلودگی ها که همین امر باعث برطرف شدن غم و اندوه زائر نیز خواهد شد از این روست که در روایتی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله است که می فرمایند: سَتُدْفَنُ‏ بَضْعَةٌ مِنِّی بِخُرَاسَانَ مَا زَارَهَا مَكْرُوبٌ إِلَّا نَفَّسَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ كَرْبَهُ وَ لَا مُذْنِبٌ إِلَّا غَفَرَ اللَّهُ لَهُ ذُنُوبَهُ‏. [1]

و چه رأفتی از این بالاتر که حضرت در سخترین لحظات به فریاد زائران قبرش برسد و آنها را از ترس آن روزهای هولناک که هر کس در پی پناهگاهی است پناه دهد؟

نهایت رأفت حضرت بر زائرانش در عاقبت نیک آنان خواهد بود که جایگاه زائران حضرتش بهشت و از آن مهم تر حرام شدن بدن آنان بر آتش جهنم است


:: مرتبط با: امام علی بن موسی الرضا ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/11
زمان : 08:32 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات