حق پیشوایی امام عصر (علیه السلام)
نظرات | ادامه مطلب

امام زمان

از میان همه‌ی حقوق گوناگونی که در آموزه‌های اسلامی بر ادای آنها تأکید شده است، پس از حقّ خدای متعال، هیچ حقّی به بزرگی حقّی که امامان و پیشوایان معصوم دین(علیهم السلام) بر عهده‌ی ما دارند، نیست؛ زیرا هیچ کس به اندازه‌ی آنها در زندگی ما نقش ندارد و استمرار زندگی ما بدون وجود آنان امکانپذیر نیست.

برای روشن شدن این موضوع، به روایتی از امام صادق(علیه السلام) که از پدر ارجمندش، امام باقر(علیه السلام) و از جدّ بزرگوارش امام سجّاد(علیه السلام) نقل کرده است، اشاره میکنیم. در این روایت چنین می خوانیم:

« ما پیشوایان اهل اسلام و حجّتهای خدا بر جهانیان و سروران مۆمنان، رهبران رو سفیدان و سرپرستان مۆمنان هستیم. ما امانی برای ساکنان زمین هستیم، همچنان که ستارگان، امانی برای اهل آسمان هستند. ما کسانی هستیم که خداوند به وسیله‌ی ما، آسمان را از اینکه جز به اذن او بر زمین افتد، نگه می دارد و به وسیله‌ی ما، زمین را از اینکه ساکنانش را پریشان سازد، حفظ می کند و به وسیله‌ی ما، باران را فرو می فرستد، رحمتش را جاری می سازد و برکات زمین را خارج می کند. اگر یکی از ما در زمین نباشیم، زمین ساکنانش را در کام خود فرو می برد. »

سپس فرمود: «زمین از زمانی که خدا، آدم را آفرید، هیچ گاه از حجّت خدا خالی نبوده است، خواه این حجّت، آشکار و شناخته شده باشد، خواه غایب و از دیده ها پنهان و تا برپایی رستاخیز نیز زمین از حجّت خدا خالی نمی ماند، اگر این گونه نبود، خدا پرستیده نمی شد.»

امام امیرالمۆمنین علیه السلام در زمینه‌ی «حقوق پیشوایی» فرمود:

« وَ أما حَقّی عَلَیکُم فَالوَفاء بالبَیعه و النَّصیحَه فِی المَشهدِ و المغیب وَ الاجابَه حینَ ادعوکُم وَ الطاعَه حینَ آمُرُوکُم».1

بدین سان حضرتش چهار حق مشخص و مسلم را برای خویش بیان داشته و از مردم خواسته تا به ایفای این حقوق – که همان حقوق پیشوایی است – ملتزم و متعهد باشند. این در حالی است که پیش از این، حقوق متقابل مردم در این زمینه را نیز بیان داشته است. اما آن حقوق متقابل که حضرتش از مردم می طلبد، در چهار زمینه‌ی «وفاداری در بیعت»، «جانب داری و هواخواهی در آشکار و نهان»، «پذیرش در هنگام دعوت» و سرانجام «اطاعت و فرمانبرداری در زمان صدور فرمان» خلاصه می شود.

در این میان توجه به بار واژه های به کار گرفته شده در این کلام نورانی به ویژه «بیعت» و «نصیحت» می تواند بسیار راهگشا باشد. انسانی که تن به بیعت داده، دیگر خود را فراموش می کند و همه‌ی خواسته ها را در طرف مقابل خود خلاصه می بیند. او خود را – همان طور که واژه‌ی بیع نشان می دهد – به معنی صحیح آن و از سر آگاهی فروخته است. در این صورت، طبیعی است که در این عرصه دیگر خود او مطرح نباشد؛ چرا که پیشاپیش خود به خواست خویش آن را واگذار نموده است.

دقت در همین واژه شناسی ساده می طلبد که فرد از هیچ چیز، در راهی که هستی خود را بر سر آن نهاده دریغ نکند و تنها در این صورت است که او به تمام معنی واژه‌ی «بیعت» را لباس تحقق پوشانیده است. پیشوایی، در گام اول می طلبد که پیروان، اگر از سرِ آگاهی و اختیار تن به پذیرش آن داده اند، راهی این چنین – آن هم از سرِ شوق و ذوق – در پیش گیرند.

«زمین از زمانی که خدا، آدم را آفرید، هیچ گاه از حجّت خدا خالی نبوده است، خواه این حجّت، آشکار و شناخته شده باشد، خواه غایب و از دیده ها پنهان و تا برپایی رستاخیز نیز زمین از حجّت خدا خالی نمی ماند، اگر این گونه نبود، خدا پرستیده نمی شد»

این است که در لغت، بیعت را «متولی کردن و عقد تولیت»2 معنی کرده اند؛ یعنی انسانی آگاهانه و آزادانه دیگری را بر خویش متولی کند و ولایت او را از سرِ اختیر گردن نهد و اساساً خود را نبیند و وخویشتن را فراموش کند. آن وقت از چنین فردی انتظار می رود که در این زمینه استواری و پایداری پیش گیرد و تحت هیچ شرایطی، از آن روی نگرداند و – همان طور که در کلام امیر مۆمنان علیه السلام تصریح شده – وفاداری در چنین بیعتی را پیشه کند.


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/18
زمان : 08:34 ق.ظ
یک چیزی که قلبتو آروم می‌کند!!
نظرات | ادامه مطلب

عبادت

قرآن حكیم: ای كسانی كه ایمان آورده اید! از (مخالفت با دستورات الهی) پرهیز كنید و وسیله ای  برای تقرب به او بجویید؛ ودر راه او جهاد كنید باشد كه رستگار شوید. (سوره مائده - آیه 35)

اساسا دنیا  مقدمه ای جهت رسیدن و تقرب به خداست و در آن وسایط و وسایلی قرارد دارد که تحقق این هدف را تسریع می بخشد.

مفهوم قرب و تقرب به خدا

باید دانست‌ كه‌ چون‌ تقرّب‌ بنده‌ به‌ خداوند عزّوجلّ حاصل‌ گردد حجابهای‌ نفسانی‌ او از میان‌ برداشته‌ می‌شود. قرب‌ به‌ خدا یعنی‌ بی‌پرده‌ بودن‌. تقرّب‌ به‌ خدا یعنی‌ انجام‌ دادن‌ فعلی‌ كه‌ موجب‌ رفع‌ حجاب‌ شود.تمام‌ عباداتی‌ را كه‌ انجام‌ می‌دهیم‌ باید به‌ نیّت‌ تقرّب‌ به‌ سوی‌ او بوده‌ باشد، و گرنه‌ آن‌ عبادت‌ باطل‌ است‌ و به‌ پشیزی‌ ارزش‌ ندارد، گرچه‌ پیكره عمل‌ درشت‌ و چشمگیر بوده‌ باشد.قرب‌ به‌ خداوند، قرب‌ مكانی‌ و یا زمانی‌ و یا سائر امور طبیعی‌ نیست‌. چرا كه‌ خداوند محلّی‌ ندارد تا انسان‌ بدان‌ محلّ نزدیك‌ گردد. و در زمانی‌ واقع‌ نمی‌باشد تا انسان‌ بدان‌ زمان‌ خود را نزدیك‌ نماید. مكان‌ و زمان‌ و سائر عوارض‌ و جواهر، مخلوق‌ و آفریده خدا هستند، و در مشت‌ قدرت‌ وی‌ قرار دارند. امّا میان‌ نفس‌ انسان‌ و خداوند حجابهائیست‌، بلكه‌ هفتاد هزار حجاب‌ است‌. و هر عملی‌ را كه‌ انسان‌ انجام‌ دهد، خواه‌ فعل‌ طاعت‌ بوده‌ باشد خواه‌ ترك‌ معصیت‌، اگر از روی‌ قصد قربت‌ و نیّت‌ نزدیكی‌ به‌ وی‌ باشد، یك‌ عدد از حجابها را بر می‌دارد یعنی‌ نفس‌ انسان‌ یك‌ مرحله‌ به‌ خداوند نزدیكتر می‌شود و خود را روشن‌تر می‌نگرد، و قساوت‌ و ظلمات‌ درونی‌اش‌ را كمتر و سبكتر احساس‌ می‌نماید؛ تا رفته‌ رفته‌، بنده‌ جمیع‌ حجابهایش‌ از بین‌ می‌رود و میان‌ وی‌ و خدای‌ وی‌ هیچ‌ فاصله‌ و بعد نفسانی‌ باقی‌ و برقرار نمی‌ماند. (کتاب الله‌شناسی/ جلد اول)

 

وسایل تقرب به خدا

امیرالمومنین علی(علیه السلام) در خطبه 110 نهج البلاغه وسایل تقرب به خداوند را اینطورمعرفی فرموده است: ایمان به خدا و پیامبر، جهاد، نماز، زكات، روزه، حج و عمره، صله رحم، صدقه پنهانی و آشكار، نیكوكاری، یادخدا، پیروی از راه و رسم پیامبر(صلی الله علیه) و عمل به قرآن.

لبیك-یعنى اجابت میكنم دعوت ترا اى خداى من،كه اگر این كلمه واقعااز دل برآید، قطعى است كه دعوت از خدا هم واقعا متوجه آن بنده گشته است. آیاكسانى كه مورد دعوت خداوندى قرار گرفته‏اند،شرفى بالاتر از این سراغ دارند كه‏خدا آنان را خواسته است كه در پیشگاه او حاضر شوند و به شهود عظمت و فروغ اونائل آیند؟

«بهترین وسیله‏اى كه توسل كنندگان بخداوند سبحانه و تعالى انتخاب نموده‏اند، ایمان به او و به فرستاده او، و جهاد در راه اوست، زیرا جهاد در راه خدا مقام اعلاى‏اسلام است، و كلمه اخلاص است، كه مبناى فطرت اصلى انسان بر آن است، و برپاداشتن نماز است كه اصل دین است، و پرداخت زكاتست كه فریضه واجب است، وروزه ماه رمضان كه سپرى از عذاب است، و حج‏بیت الله و عمره در آن كه فقر رامنتفى و گناه را میشوید، و صله رحم مال را مى‏افزاید، و اجل را به تاخیر مى‏اندازد، و صدقه پنهانى كه كفاره گناهست، و صدقه آشكار كه مرگ زشت و سخت را دفع‏مینماید، و انجام كارهاى نیكو كه از سقوطهاى پست جلوگیرى مى‏كند، در ذكرخداوندى حركت كنید كه بهترین ذكر است، و علاقه پیدا كنید به آنچه كه خداوندمتقیان را وعده فرموده است، زیرا وعده خداوندى راست‏ترین وعده‏ها است، و اقتداء كنید به هدایت پیامبرتان، زیرا برترین هدایت‏ها است، و بپذیرید سنت پیامبرتان را زیرا هدایت كننده‏ترین سنتها است. »(نهج البلاغه/ترجمه علامه محمد تقی جعفری) در ادامه چند مورد این وسایل تقرب به خدا را مورد توجه قرار می دهیم:

ایمان

ایمان به خدا:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. , نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/18
زمان : 08:33 ق.ظ
فرزند صالح؛ ذخیره ای برای قیامت
نظرات | ادامه مطلب

فرزند

قرآن کریم می فرماید کودکان نابالغ در سه وقت قبل از نماز صبح و در نیمروز و بعد از نماز عشاء. هنگامی که والدین لباسهای معمولی خود را بیرون می آورند برای ورود به اطاق آنها از پدر و مادر اجازه بگیرند و جهت آن این است که زندگی آنها آنقدر با زندگی والدین آمیخته است که اگر بخواهند در همه حال اجازه بگیرند مشکل خواهد بود بعلاوه احساسات جنسی آنها هنوز به طور کامل بیدار نشده است ولی نوجوانان بالغ در همه احوال برای ورود بر پدر مادر باید اجازه بگیرند و این حکم مخصوص به مکانی است که والدین در آنجا استراحت می کنند و گرنه وارد شدن در اتاق عمومی (اگر اطاق عمومی داشته باشند) مخصوصاً به هنگامی که دیگران هم در آنجا حاضرند اجازه گرفتن لزومی ندارد.


فرزند مایه روشنایی چشم

بعضی از فرزندان و همسران بال انسان هستند و مایه روشنایی چشم: (رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ) (74/ فرقان)و بعضی از فرزندان و همسران بار انسان هستند و دشمن جان محسوب می شوند (إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِكُمْ وَأَوْلَادِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ) (14/ تغابن)

امیر المۆمنین (علیه السلام) می فرماید: از خداوند فرزند خوش صورت و خوش قد و قامت درخواست نکردم بلکه از خداوند فرزندانی را درخواست کردم که مطیع خداوند باشند که از او بترسند که هر گاه به آنها نگاه کردم در حالی که از خدا اطاعت می کنند مایه روشنایی چشم من باشند. (عن أمیر المۆمنین علیه السلام قال ما سألت ربی أولادا نضر الوجه و لا سألته ولدا حسن القامه و لکن سألت ربی أولادا مطیعین لله وجلین منه حتی إذا نظرت إلیه و هو مطیع لله قرت عینی) (بحار الانوار ج 101 ص 98)

 

فرزند را در پناه خداوند قرار دادن

از آنجا که فرزند هر انسانی در معرض خطر و وسوسه شیطان قرار دارد بر پدر و مادر لازم است که فرزند خویش را در پناه خداوند قرار دهند از اینرو همسر عمران وقتی که خداوند مریم (علیه السلام) را به او عنایت کرد گفت من فرزندم مریم و نسل و ذریه او را در پناه خداوند قرار می دهم تا از شر شیطان محفوظ بمانند. (وَإِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وِإِنِّی أُعِیذُهَا بِكَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ) (آل عمران 36)

در برخی از آیات دیگر، آن عمل خیری که انسان می تواند از آن بهره برداری کند تربیت فرزند صالح معرفی کرده است از این رو می فرماید: همسران شما محل بذر افشانی شما هستند و هدف از ازدواج تنها لذت جنسی نباشد بلکه با تربیت فرزند شایسته آثار نیکی برای خود از پیش بفرستید

دعا برای فرزند



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/17
زمان : 09:12 ق.ظ
سكینه علیهاالسلام، بانویی از تبار عشق
نظرات | ادامه مطلب

حضرت سکینه

حضرت سـكـینه علیهاالسلام دخـتـر بـا كـمـال و بـا فـضـیـلت امـام حـسـیـن علیه السلام و ربـاب فـرزنـد امـرىء القـیـس اسـت.(1) نـامـش را، أمـیـمـه، أمـیـنـه، آمـنه، امامه و امیّه گفته اند (2) امّا به «سـكـیـنـه» لقـبـى كـه مـادرش، ربـاب بـه او داده (3) مـشهور مى باشد.

سـال ولادت ایشان به درستى روشن نیست ولى ولادتش قبل از شهادت عمویش امام مجتبی علیه ‌السلام بوده است و در روز عاشورا، از ده سال بیشتر داشت.(4)

دربـاره ازدواج حضرت سـكـینه علیهاالسلام نیز، بـا همسـران مـتـعـدّد گـزارشهاى مـخـتـلفـى نـقـل شـده،(5) ولى آنـچـه صـحـیـح به نظر مى رسد آن است كه وى با پسر عموی خویش «عبدالله بن الحسن بن علی بن ابی ‌طالب» ازدواج كرد اما عبدالله در كربلا شهید شد و آن بانو از او فرزندی نداشت.(6)

 

غرق در یاد خدا

حضرت سـكـینه علیهاالسلام، بانویی عـفـیـفـه، بـخـشـنـده، شـاعـر، فـصـیـح و بـلیـغ، آشـنـا در نـزد اهـل ادب، بـا فـراسـت، بـا وقـار و خوش ذوق بود(7)  امام حسین علیه ‌السلام در روز عاشورا بـه جـهـت مـقـام والای ایشان، وى را «یا خیرة النسوان»، اى بهترین زنان، خطاب فرمود.(8)

همچنین وقتی «حسن المثنی» فرزند امام مجتبی علیه ‌السلام برای خواستگاری نزد امام حسین علیه ‌السلام آمد امر انتخاب فاطمه یا سكینه را به امام حسین علیه ‌السلام واگذار نمود، امام برای وی فاطمه را برگزید و در مورد سكینه این گونه فرمود:

«ان الغالب علی سكینة الاستغراق مع الله؛ فلا تصلح لرجل» (9) سكینه غرق در یاد خدای تعالی است. مستغرق بودن در خدا تنها برای شایستگان سیر و سلوك آن هم گاهی رخ می‌دهد؛ ولی به اعتراف این بیان شریف، صفت غالبی سكینه بنت الحسین علیهما‌السلام غرق بودن در یاد خداوند متعال دانسته شده است.

 

با كاروان نور

از سكینه دخت گرامى سیّدالشهداء علیهما‌السلام گزارش هایى درباره شب عاشورا، هنگام شهادت على اكبر علیه ‌السلام، وداع پدر و آمدن ذوالجناح و نیز در قتلگاه بیان شده است (10) از جمله اینكه نـقـل شـده است كه امام حسین علیه ‌السلام به زنها گفت : سكینه ى من امروز یـتـیـم خـواهـد شـد؛ بـه او تـوجـّه و التـفـات كـنـیـد، زیـرا دل یتیمان نازك مى باشد.(11) در این وقت سكینه فریاد كنان به سوى آن حضرت آمد و امام او را در آغوش گرفت و فرمود:

اى سكینه ! بدان كه گریه ى تو پس از مرگ من طولانى خواهد شد. (12)

چـون اسـیران كربلا را با دستان بسته مقابل یزید قرار دادند، حضرت سكینه علیها‌السلام، او را تهدید كرد و با شجاعت تمام به او گفت : «اى یزید! دختران رسول خدا را به اسارت مى گیرى، واللّه مـاَ رَاءیـْتُ اءقـسـى قـلبـا مـِنْ یـزیـدٍ ولا راءیـتُ كـافـرا ولا مـشـركا شرا منه ولا اجفا منه به خدا سوگند! هرگز كسى را سخت دل تر و كافرتر و جفا كارتر از یزید ندیدم»


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/17
زمان : 09:04 ق.ظ
تا حالا سوال بی موقع شنیدی؟!
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

امام على(علیه السلام) بنیان گذار واقعى وحدت بین مسلمین بوده و با این كه امامت و خلافت را حق خود مى دانست؛ اما براى حفظ وحدت مسلمین و جلوگیرى از تفرقه از حق خود گذشت و با هر سه خلیفه بیعت نمود و با آن ها نهایت همكارى و همراهى را نمود تا از رهگذر اختلاف و تفرقه، دشمنان نتوانند به كیان اسلام و مسلمین ضربه بزنند و این نهایت و اوج ایثار و از خودگذشتگى است.

پاسخ به سوال بی موقع

جنگ صفین بود، و سپاه علی( علیه السلام )با سپاه معاویه، از هر سو درگیر جنگ بودند. در این هنگامه پرغوغا ناگهان یکی از بستگان سببی امام علی (علیه السلام) بنام «ابن دودان» به حضور علی(علیه السلام) آمد و گفت: «شما از نظر نسب و پیوند به پیامبر (صلی الله علیه و اله ) و فهم قرآن، از همه نزدیک تر به رسول خدا هستید، بنابر این چرا شما را از این مقامی که سزاوار تر به آن هستید، بر کنار نمودند؟!»امام علی(علیه السلام) به او فرمود: ای برادر اسدی(1)، تو شخصی شتابزده و مضطرب هستی که بی موقع سوال می کنی؟ ولی در عین حال احترام خویشاوندی از یک سو و رعایت حق پرسش کننده از سوی دیگر، موجب می شود که پاسخ تو را بدهم. تا آن چه می خواهی بدانی.

اینک بدان که استبداد افراد نسبت به من در مورد مقام رهبری ـ با این که نسبت ما به پیامبر (صلی الله علیه و اله) از همه بالاتر، و پیوند ما به آن حضرت از همه بیشتر است ـ از این رو بود که عده ای بر این مقام بخل ورزیدند (و آن را تصاحب کردند) و گروهی (خودما) هم سخاوتمندانه از آن صرف نظر کردیم، حاکم و داور خداست وهمه ما در روز قیامت به سوی او باز می گردیم.

از گذشته بگذر و از مسأله ای که امروز با او روبرو هستیم (جنگ با معاویه) بپرس! روزگار پس از آن که مرا گریانید، اینک مرا به خنده (تعجب) در آورده است، پس بیائید تعجب کنید به این امر عجیب و عظیم که دیگر تعجبی را باقی نگذاشت ... اگر این مشکلات رفع شود، آن ها را به سوی حق خالص سوق می دهم و گرنه «فلا تذهب نفسک علیهم حسرات ان الله علیم بما یصنعون»(فاطر/8):«بنابر این جان خود را از روی حسرت بر آنان تباه مساز که خداوند به آن چه می کنند آگاه است» .(2)

در خطبه شقشقیه، مشهورترین خطبه نهج البلاغه، كه دانشمندان بزرگ اهل سنت آن را شرح كرده اند، امام على(علیه السلام) در اول خطبه، گله و شكایاتى از خلفاى پیشین خود مى نماید و آنان را به صفاتى معرفى مى كند كه تاریخ و روایات هم وجود آن صفات را تایید مى كند.روشن تر از خطبه شقشقیه، در مطرح نكردن امور اختلاف انگیز،همین پاسخى است كه امام على (علیه السلام) به مرد اسدى مى دهد

منظور سائل از غاصبان حق

«ابن ابى الحدید»می گوید از:«ابو جعفر یحیى ابن محمد علوى‏»نقیب بصره‏كه مردى منصف بود و عقلى وافر داشت پرسیدم منظور سۆال كننده از افرادى‏كه امام(علیه السلام)را از حقش بر كنار ساختند كیانند آیا منظور روز«سقیفه‏»است‏ یاروز«شورى‏»؟ گفت: «سقیفه‏»گفتم من به خود اجازه نمی دهم بگویم اصحاب‏پیامبرمخالفت پیامبر(صلی الله علیه و آله)را نمودند و نص خلافت را كنار گذاشتند،درپاسخم گفت من هم به خود اجازه نمی دهم به پیامبر(صلی الله علیه و آله)این نسبت را بدهم كه‏در امر خلافت و امامت پس از خود اهمال و سستى ورزیده، و مردم ‏را بى سرپرست گذارده باشد، او كه براى مسافرتى در بیرون مدینه كسى را به‏جاى خود بر می گزید چگونه براى پس از مرگش كسى را به خلافت تعیین نكرد؟(3)

عبدالمتعال صعیدى، استاد دانشگاه الازهر، از علماء اهل سنت در مقاله اى تحت عنوان على بن ابیطالب و تقریب بین المذاهب مى نویسد:

این فضیلت بزرگ براى على بن ابیطالب رضى الله عنه و كرم الله وجهه است كه اولین بنبان گذار تقریب بین مذاهب بود، تا اختلاف راى و نظر موجب تفرقه و پراكندگى نگردد و غبار دشمنى میان طوائف مختلف برپا نشود، بلكه با وجود اختلاف نظر، وحدت و یگانگى خود را حفظ كنند و برادروار زندگى نمایند. هر كس نسبت به نظر برادرش ، یكى از دو وجه را در پیش بگیرد، یا برادرش را نسبت به راى و نظرش آزاد گذارد، (چه این كه هر صاحب نظرى یا نظرش صائب است و ماجور و یا بر خطاست و معذور) یا با برادرش به نحو شایسته درباره موضوع مورد اختلاف به بحث و گفتگو مى پردازد، به طورى كه تعصبى نباشد، بلكه مقصود از بحث رسیدن به حقیقت باشد نه غلبه و پیروزى و این یكى از فضائل على (علیه السلام) است كه از فضیلت و شرافت خانوادگى و قرابتش به پیغمبر (صلى الله علیه و آله) و سبقتش در ایمان، كمتر نیست. او بود كه جهاد به راى و جهاد به مال و جهاد به شمشیر كرد. نخستین اختلاف میان مسلمین، اختلاف بر سر خلافت بود و على رضى الله عنه با آن كه مى دانست از دیگران به خلافت سزاوارتر است ولى با ابوبكر و عمر و عثمان به مدارا رفتار كرد و از هیچ گونه كمك نسبت به آنان دریغ نفرمود تا نمونه عالى مدارا و حافظ اتحاد به هنگام اختلاف راى باشد. و چون با اصرار مسلمین به خلافت رسید، هیچ كس را ملزم به قبول خلافتش نكرد و نسبت به یاران خود آن قدر روح گذشت و مناعت داشت كه علیه خوارج حكم ننمود تا وقتى كه شمشیر به رویش كشیدند و دستور داد از قاتلش به خوبى پذیرایى كنند و بیش از یك ضربه به او نزنند.(4)



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/16
زمان : 08:34 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic