شباهت امام عصر(عج) به حضرت نوح و حضرت الیاس
نظرات | ادامه مطلب

حضرت الیاس

زیر بنای نبوت و امامت را یک چیز تشکیل می دهد و این دو مقام مانند حلقه های زنجیر به هم متصل هستند؛ و شرایط حاکم برای متصدیان این دو اصل از اصول دین [انبیاء و امامان معصوم (علیهم السلام)] نیز در مواردی مشابه یکدیگر است.

در روایات اسلامی شباهت های زیادی برای امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) با برخی از پیامبران (علیهم السلام) آمده است که در این مقال به شباهت موجود میان امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) با حضرت نوح و حضرت الیاس (علیهما السّلام) پرداخته خواهد شد.

 

الف) شباهت امام (عجل الله فرجه الشریف) به حضرت نوح (علیه السّلام) 

1- حضرت نوح (علیه السّلام) شیخ الانبیاء است. از امام صادق و امام هادی علیهما السلام روایت است که حضرت نوح (علیه السّلام) دو هزار سال عمر کرد. و حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) شیخ الاوصیاء است؛ در نیمه ی شعبان سال 255 هجری متولد شد و تاکنون زنده است. و امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «در قائم (عجل الله فرجه الشریف) روشی از نوح (علیه السّلام) است و آن طول عمر می باشد»[1] . [2]

2- نوح (علیه السّلام) زمین را با سخن خود از کافرین پاک کرد و فرمود: «پروردگارا! بر روی زمین احدی از کافران را بر جای مگذار». [3] حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز زمین را با شمشیر از لوث وجود کافرین پاک می گرداند تا جایی که هیچ اثری از آنها باقی نمی ماند.

3- خداوند آنقدر فرج حضرت نوح علیه السلام و اصحابش را به تأخیر انداخت تا اینکه بیشتر معتقدین به آن حضرت از او برگشتند؛ فرج حضرت ولی عصر (عجل الله فرجه الشریف) را نیز خداوند آن قدر به تأخیر می اندازد که بیشتر معتقدین به آن حضرت از او برگشتند.

4- هرکه از نوح علیه السلام تخلف جست, هلاک شد, و هرکه از حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) تخلف جوید, نیز هلاک می شود.

5- نداهای نوح علیه السلام به شرق و غرب عالم می رسید و این یکی از معجزات آن حضرت بود؛ حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز هنگام ظهور, بین رکن و مقام می ایستد و فریادی بر می اورد (انا بقیه الله) و صدای آن حضرت به انصارش می رسد در حالی که در محراب ها و بر فرش ها و رختخواب هایشان باشند. [4]

گفته می شود که حضرت الیاس علیه السلام به فریاد دردمندان می رسد و گمشدگان مضطر را در بیابانها و دشتها راهنمایی می کند و حضرت خضر علیه السلام نیز مردم را در جزایر و دریاها فریادرسی می کند. حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) نیز به دردمندان رسیدگی می کند و گمشدگان را در خشکی و دریا راهنمایی می کند و بلکه در زمین و آسمان .....

6- ادریس به ظهور نوح علیه السلام بشارت داد, و خداوند تعالی به ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه الشریف) فرشتگان را بشارت داد و پیغمبر و امامان علیهم السلام بلکه پیغمبران گذشته ظهورش را بشارت داده اند. [5]

7- نوح علیه السلام 950 سال صبر کرد, حضرت مهدی (عج) نیز از اول امامتش تاکنون صبر کرده است. [6]



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/23
زمان : 08:36 ق.ظ
حواست به روانت هست؟!!!
نظرات | ادامه مطلب

پرواز روح

پیش از پیشرفت علوم و بخصوص علم روانشناسى و اكتشافات و تجربیات شگفت پیرامون روح و روان آدمى، بسیارى باور نداشتند كه روح آدمى، به گونه‏اى مستقل وجود دارد، و قابل كشف و شناسائى است، و تنها به جشم و تن انسان‏ها نظر دوخته و نیارها و نیازمندى‏هاى انسان را با دیدگاه مادّى ارزیابى مى‏كردند. و باور نمى‏كردند كه روح آدمى چونان جسم او، بیمار مى‏شود، زنگار مى‏گیرد، افسرده مى‏شود، و مى‏تواند نقش تعیین كننده‏اى در سرنوشت انسان داشته باشد.

بسیارى باور نمى‏كردند كه:

روح انسان اصالت دارد، استقلال دارد،

و حالات گوناگون آن در تن آدمى تأثیر فراوان دارد.

نه روح و روان را باور داشتند،

و نه بیمارى‏هاى روانى را مى‏شناختند، و نه راه‏هاى درمان روح را مى‏پذیرفتند.

برخى دیگر گرچه در وجود روح تردید نمى‏كردند اما آن را بازتاب جسم، آثار طبیعى خون، و یكى از حالات تن آدمى به حساب مى‏آوردند.

در صورتى كه در تعالیم پیامبران الهى و رسول گرامى اسلام، و از منظر و نگاه امام على (علیه السلام) تن آدمى مستقل و جداى از روح و روح انسان نیز داراى اصالت بوده و جداى از تن وجود مستقل دارد.

گرچه در یكدیگر تأثیر مى‏گذارند، و از هم تأثیر پذیرند،

امّا هر كدام داراى اصالت و استقلال مى‏باشند،

این حقیقت چهارده قرن قبل در نهج‏البلاغه حضرت امیرالمۆمنین (علیه السلام) بخوبى مطرح شده است،

كه امام على (علیه السلام) فرمود:

مَا أَضْمَرَ أَحَدٌ شَیْئاً إِلَّا ظَهَرَ فِی فَلَتَاتِ لِسَانِهِ، وَصَفَحَاتِ وَجْهِهِ.

كسى چیزى را در دل پنهان نكند جز آن كه در لغزشهاى زبان، و رنگ رخسار، آشكار خواهد شد .

پس روح آدمى به گونه‏اى مستقل وجود دارد.

دچار انواع بیمارى‏ها مى‏شود.

و شناخت بیمارى‏هاى روانى و درمان آن یكى از ضرورت‏هاى زندگى انسان است.

و نمى‏شود روح و حالات آن را در زندگى انسان نادیده گرفت.

بنابراین از نگاه امیرالمۆمنین (علیه السلام) هم باید نیازها و نیازمندى‏هاى روح و روان را تأمین كرد. و هم بیمارى‏هاى روانى را باید درمان نمود

قرن‏ها گذشت؛

و علم روانشناسى و روانكارى (پسى كانالیز) رونق گرفت.

و روانشناسى در تمام اقسام و جوانب زندگى انسان حضور پیدا كرد.

و كشفیّات و تجربیّات انسان‏ها در مراكز پژوهشى به بار نشست،

دانشمندان جهان آرام، آرام، به اُفُق نورانى علوم و معارف اسلامى و حضرت امیرالمۆمنین (علیه السلام) در نهج‏البلاغه نزدیك شدند و باور كرده‏اند كه:

روح بگونه‏اى مستقل وجود دارد.

و داراى نیازها و نیازمندى‏هاست.

و داراى امراض و آفت‏هاست.

و چونان تن آدمى باید درمان شود،

و از آفات و موانع رشد كناره گیرد،

و باور كردند كه:



:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/22
زمان : 09:00 ق.ظ
خطبه بدون نقطه را خوانده ای؟!
نظرات | ادامه مطلب

نهج البلاغه

کتاب شریف «نهج البلاغه»، شامل سخنان و کلمات و نامه‌هاى گهربار امام علی (علیه السلام) است که دارای ویژگی‌هایی؛ چون زیبایى، فصاحت، انسجام، تأثیر و نفوذ شگفت‌انگیز آن است؛ اما شناخت نهج‌البلاغه نباید به این الفاظ و کلمات منحصر باشد، بلکه الفاظ را به همراه محتوا باید نگاه کرد تا به عمق کلام حضرت توجه شود. خطبه بی‌نقطه نیز در عین ارزش‌مندی، نباید سبب غفلت از محتوا شده و درباره شناخت و معرفت نسبت به امام علی (علیه السلام) و کسب معارف الهی، به شگفت‌انگیز بودن الفاظ خطبه بسنده کرد.

 

خطبه بدون نقطه امام علی (علیه السلام):

خطبه‌ای منسوب به امام علی (علیه السلام) وجود دارد که در آن از هیچ کلمه نقطه‌داری استفاده نشده است و تمام خطبه بدون نقطه می‌باشد. البته این خطبه در نهج البلاغه وجود ندارد، بلکه در منابع دیگر ذکر شده است. سید رضى در جمع‏آورى سخنان امام علی (علیه السلام)، روشى مخصوص به خود داشته است و آن این‌که وى، بناى نوشتن و جمع‌آورى مجموع سخنان علی (علیه السلام) را نداشته، به همین جهت، از بین منابع فراوانى که داشته، قسمت‌هایى را گل‌چین نموده است. او خود نیز در مقدمه کتاب، به این نکته اشاره کرده که آنچه می‌آورد انتخاب شده‌هایى از کلمات و نامه‌هاى آن‌حضرت است.(نهج البلاغه، صالح، صبحی، مقدمه سیدرضی، ص 34)

برخى چنین پنداشته‌اند که سخنان امیر مۆمنان على (علیه السلام) تنها حجمى معادل نهج البلاغه دارد، یا خطبه‌ها و نامه‌هاى آن‌حضرت را منحصر در همان تعداد نموده‌اند، در حالى‌که چنین نیست. مسعودى که حدود صد سال قبل از سید رضى می‌زیسته، در «مروج الذهب» می‌گوید: «هم اکنون چهار صد و هشتاد و اندى خطبه از على(علیه السلام) در دست مردم است». و یا آمُدى در «غرر الحکم»، پانزده هزار کلمه قصار از امیر المۆمنین (علیه السلام)  نقل کرده است، در حالى‌که کلمات قصار نهج البلاغة، 480 کلمه است.

کتاب‌های فراوان دیگرى نیز پیرامون کلمات آن‌حضرت تحریر شده؛ مانند تحف العقول، روضة الواعظین و... که بیش از یک‌صد و اندى کتاب قبل از نهج البلاغة، خطبه‌هاى امام علی (علیه السلام) را جمع کرده‌اند.

نقل کننده این خطبه توضیحاتی پیرامون منبع و مأخذ این خطبه داده است که نیازی به ذکر آن در این مختصر نیست.

البته برخی از منابع  جملات اول این خطبه را نقل کرده، ولی بقیه خطبه را بیان نکرده‌اند و گفته‌اند «إلی آخرها»؛ و همین نشان دهنده این است که اصل این خطبه را پذیرفته‌اند. (بحار الانوار، ج 40، ص 163)

با توجه به سند و منبع ضعیف خطبه البیان و اشکالات اساسی که به آن وارد می شود، بزرگان علمای شیعه از انتساب این خطبه به امام علی (علیه السلام) خودداری کرده و در کتاب های خود نیاورده اند، و بعضی آن را ساخته و پرداخته غلات و صوفیه می دانند

در پایان ذکر این نکته‌ ضروری به نظر می‌رسد که خطبه بی‌نقطه، در ظاهر موجب شگفتی بسیار می‌شود و این شگفتی به حق نیز هست، اما باید توجه داشت که شناخت و معرفت نسبت به امام علی (علیه السلام) را نباید به دانش ادبیات و روش سخنوری آن‌حضرت منحصر ساخت؛ چرا که مهارت بالای امام علی (علیه السلام) در سخنوری و فصاحت و بلاغت آن‌حضرت، یکی از ابعاد ظاهری شناخت به حساب می‌آید.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/22
زمان : 08:59 ق.ظ
46 اصل در مدیریت خانواده مهدوی (1)
نظرات | ادامه مطلب


خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی، نیازمند نظم و نظام، مدیریت و تدبیر و اعمال اصول و قوانینی خاص در جهت رشد و تعالی و پرورش انسان‌های تعالی‌خواه است. در اینجا، تعدادی از مهم‌ترین اصول مدیریت خانواده را مرور خواهیم کرد.


خانواده اسلامی

در یک خانواده مهدوی، مهم‌ترین قوانین حاکم بر زندگی «خداگرایی»، «ولی گرایی» و به دنبال آن، «والا گرایی» (1) اخلاقی است.

قانون «خدا گرایی» با تفکر توحیدی و زندگی توحیدی شکل می‌گیرد. در همین خصوص، شهید مطهری (ره) در دو گفتار ارزشمند، دو مبحث «خدا در اندیشه‌ی انسان» و «خدا در زندگی انسان» را ارائه می‌دهند. قانون «ولی گرایی» با شناخت و معرفت امام زمان (ع) و تنظیم زندگی بر اساس سیره‌ی مبارک حضرت و خواسته‌ها و رضایت ایشان تحقق می‌یابد؛ و قانون «والا گرایی» با اخلاق‌محوری و رعایت اصول مدیریت خانواده، عینیت خواهد یافت. رعایت این اصول، سطح فرهنگ و معنویت خانواده را بالا برده و به تعالی می‌رساند.

در اینجا، تعدادی از مهم‌ترین اصول مدیریت خانواده را مرور خواهیم کرد.

1. اصل محبت‌ورزی (گنج زندگی)

قال علی (ع): (أنفَعُ الکُنُوزِ مَحبَّهُ القُلُوبِ.)(2) «پر سودترین گنج‌ها (به دست آوردن) محبت دل‌هاست.»

خانه، آشیانه‌ی کوچک عشق و میدان بزرگ تبادل عواطف و احساسات و بانک مهرورزی است، لذا همه‌ی اعضای یک خانه باید در این بانک سرمایه گذاری‌های بلندمدت داشته باشد تا بتوانند همواره از حساب جاری خود محبت‌های خالصانه را دریافت و پرداخت کنند.

2. اصل عدالت محوری

خانه و خانواده هم می‌تواند به کشوری کوچک که درگیر جنگ‌های داخلی است تبدیل شده و عرصه‌ی ظلم و حق‌کشی گردد و هم می‌تواند مدینه‌ی فاضله‌ای شود که عدالت در سرتاسر آن حاکم است. انتخاب هر یک از این دو تصویر، بر عهده‌ی اعضای خانواده است. اما پیشه‌کردن عدالت در ارتباطات، برخوردها و مسائل زندگی، از عوامل پایداری یک خانواده محسوب می‌شود.

3. اصل لذت جویی و تمتّع

خداوند متعال در انسان‌ها غریزه و میل جنسی قرار داده و محدوده پاسخگویی به این نیاز طبیعی را تنها حریم ازدواج، مقرر فرموده است. در نظام تربیتی اسلام، یکی از اهداف ازدواج و تشکیل خانواده، ارضای مشروع غرائز و درک لذت‌های حلال می‌باشد که بجاست کانون یک خانواده برای زن و شوهر در این خصوص، محیطی پاسخگو باشد. بدیهی است در صورت ارضای صحیح غرائز در حریم زناشویی خانه، جامعه از آفات و روابط نامشروع تا حد بسیاری مصون می‌ماند، چنانچه علت بسیاری از ناهنجاری‌های جنسی اجتماع، عدم تشکیل خانواده و یا عدم ارضای کافی در چارچوب ازدواج می‌باشد.

4. اصل تقسیم کار

یکی از اصول مدیریت خانه و خانواده، تقسیم عادلانه و منصفانه کارها بین همه‌ی اعضاء می‌باشد، به گونه‌ای که هر کس به نوبه‌ی خود سهمی از وظایف خانه را بر عهده گیرد، چنانچه پیامبر (ص) در تقسیم کارهای خانه، کارهای بیرون از منزل را بر عهده‌ی حضرت علی (ع) و کارهای درون خانه را بر عهده‌ی حضرت زهرا (س) گذاشتند.

خانواده همسر
5. اصل عفو و صفح

قرآن کریم می‌فرماید: (وإن تَعفُوا و تَصفَحوا و تَغفِرُوا فَإنَّ اللهَ غَفورٌ رحیمٌ) (3)

«اگر (آنان را) عفو کرده، چشم‌پوشی کنید و ببخشید. پس خدا هم (در حق شما) آمرزنده و مهربان است.»

درنتیجه‌ی عمل به این اصل، نه تنها نباید ناراحتی‌ها، آزردگی‌ها و حتی دشمنی‌ها را در دل نگه داشت، بلکه باید آن‌ها را بخشید و نادیده گرفت. با وجود این خصلت در زندگی، اختلافات به حداقل رسیده و رحمت و عطوفت بر فضای خانواده حاکم می‌شود.

6. اصل تدبیر و برنامه‌ریزی

امیرالمۆمنین (ع) می‌فرماید: (صَلاحُ العیش التَّدبیر.) (4)

«تدبیر و برنامه‌ریزی، سبب اصلاح امور زندگانی می‌شود.»

برنامه یعنی تهیه جدول زمانی تقسیم کارها و مسئولیت‌ها، تهیه برنامه‌ای برای کار، عبادت، ورزش، تفریح، تغذیه، مطالعه و ضیافت به گونه‌ای که همه نیازهای طبیعی انسان برطرف شود؛ از این رو، برنامه‌ریزی یکی از کلیدهای کامیابی در مدیریت خانه و خانواده است.

7. اصل سازگاری و انعطاف

امیرالمۆمنین علی (ع) می‌فرماید: (الرِّفقُ مفتاحُ النَّجاح) (5) «نرم خویی، کلید کامیابی است.»

واژه‌های رفق، سازگاری و انعطاف‌پذیری، مفاهیم اخلاقی مقدس و لازمی برای حرکتی سالم و پرشتاب در چرخه‌ی زندگی به شمار می‌روند و هرگاه خداوند خیر اهل خانه‌ای را بخواهد، میان آنان رفق، همدلی و همراهی قرار می‌دهد.

8. اصل مادر محوری

در مدیریت نظام خانواده، باید جایگاه افراد به خوبی شناخته شود و حریم آن‌ها به خوبی رعایت شود تا هر کس بتواند نقش خود را به درستی ایفاء کند. مادر، مهم‌ترین رکن خانواده و دارای مهم‌ترین نقش تربیتی است، نقشی که به هیچ وجه جانشین‌پذیر نیست. هر چند پدر نیز در این امر سهیم است؛ لذا بایستی هم پدر و هم فرزندان به اصل مادر محوری توجه کنند و با احسان، احترام، اکرام و خدمت مادر، او را در ایفای نقش تربیتی خویش یاری دهند.

9. اصل قناعت و کنترل

حضرت علی (ع) می‌فرمایند: (جمالُ العیشِ القناعهُ.) (6) «زیبایی زندگی و رفاه، به قناعت است.»

قناعت یعنی خودکفایی و بسنده کردن به قدر ضرورت و به اندازه‌ی نیاز زندگی، لذا مدیریت خواهش‌ها و تمایلات و کسب مناعت طبع از ابزار لازم ساختن یک زندگانی شیرین است.

10. اصل توسعه‌ی اخلاق



:: مرتبط با: امام مهدی عج الله تعالی فرجه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/21
زمان : 08:43 ق.ظ
معرفت امام و راه‌های رسیدن به آن
نظرات | ادامه مطلب

امام زمان

هدف از آفرینش، بندگی خداوند، و اساس و پایه این بندگی نیز، شناخت خداوند است. عالی‌ترین تبلور این شناخت، در شناخت پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) و اوصیای آن حضرت می‌باشد؛ زیرا آدمی از طریق پیامبر(صلی الله علیه و آله) و امامان(علیهم السلام) می‌تواند آموزه‌های دینی را فرا گیرد و از همین دانش و آگاهی به خدای متعال معرفت و شناخت پیدا کند؛ چنان‌که امام باقر(علیه السلام) فرموده‌ است: «همانا کسی خدا را بندگی می‌کند که به او شناخت داشته باشد ... [مراد از شناخت خدا]، تصدیق خدا و رسولش و پیروی از علی(علیه السلام) و امام دانستن سایر امامان و برائت از دشمنان آنان است و خدا این‌گونه شناخته می‌شود». (1)

بنابراین شناخت امام نه تنها از شناخت خدا جدا نیست؛ بلکه یکی از ابعاد آن نیز می‌باشد. این امر را می‌‌توان از این فراز دعای معرفت دریافت؛ آن‌جا که می‌خوانیم:

« اللّهُمَّ عَرِّفنِی نَفسَکَ فَإِنَّکَ إِن لَم تُعَرِّفنِی نَفسَکَ لَم أَعرِف نَبِیَکَ ، اللّهُمَّ عَرِّفنِی رَسُولَکَ فَإِنَّکَ إِن لَم تُعَرِّفنِی رَسُولَکَ لَم أَعرِف حُجَّتَکَ ، اللَّهُمَّ عَرِّفنِی حَجَّتَکَ فَإِنَّکَ إِن لَم تُعَرِّفنِی حُجَّتَکَ ضَلَلتُ عَن دِینِی؛

خدایا! خودت را به من بشناسان که اگر خود را به من نشناسانی، پیامبرت را نمی‌شناسم. خدایا! رسول خود را به من بشناسان، که اگر رسول خود را به من نشناسانی، حجت تو را نمی‌شناسم. خدایا! حجتت را به من بشناسان که اگر حجت خود را به من نشناسانی، از دین خود گمراه می‌شوم ». (2)

بنابراین در دوران غیبت می‌بایست شناخت خدا و رسول و امام را از خدا خواست و نباید تنها به دانش و آگاهی خود در زمینه خداشناسی و پیامبرشناسی و امام شناسی اتکا کرد و خود را از عنایات خداوند بی‌نیاز دانست؛ بلکه در هر حال باید به پروردگار توکل کرد و از خداوند درخواست شناخت نمود. چنان‌که در این دعا لازمه شناخت خدا، شناخت پیامبر(صلی الله علیه و آله) و لازمه شناخت شخصیت پیامبر(صلی الله علیه و آله)، شناخت امام و حجت خدا دانسته شده است. بنابراین اگر امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) شناخته نشود، پیامبر و خدا نیز به درستی شناخته نخواهند شد و انسان در گمراهی و ضلالت خواهد بود.

با توجه به نقشی که امام در حفظ نظام و کمال بشر و سیر او به سوی خدا و اجرای احکام خدا دارد و با توجه به اینکه اطاعت امر امام از نگاه شرع و عقل واجب است، در وجوب معرفت امام نیز بر حسب حکم عقل و شرع، جای هیچ‌گونه تردید و شبهه‌ای نیست؛ زیرا هم مقدمه اطاعت است ـ که واجب است و بدون وجوب آن، اطاعت و نصب امام بیهوده خواهد شد ـ و هم بر حسب آن‌چه از روایات استفاده می‌شود، بالخصوص نیز واجب است.(3)

امام صادق(علیه السلام) نیز درباره کم‌ترین درجه شناخت امام فرموده است: «کم‌ترین مقدار شناخت امام این است که [بدانی] امام، هم‌طراز پیامبر است ـ مگر در نبوت ـ و وارث او به شمار می‌آید و اینکه اطاعت از امام، اطاعت از خداوند و پیامبر خداست؛ باید در هر کاری تسلیم او باشیم و حکم کارها را از او بخواهیم و از فرمانش پیروی کنیم»

راه‌های رسیدن به معرفت امام



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/21
زمان : 08:43 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات