تا بحال مورد ظلم واقع شدی؟!
نظرات | ادامه مطلب

خیلی از مصائب و مشکلاتی که برایمان اتفاق می افتد حاصل اعمال ناپسند خودمان است، در این مواقع اگر به اعمالمان در گذشته فکر کنیم متوجه می شویم که چه بی توجهی هایی به حقوق دیگران داشته ایم و چه ظلم هایی که در حق دیگران روا داشته ایم که حالا همانها گریبانمان را گرفته است.

 

مفهوم ظلم و ستم

بعضی از کتاب های لغت، ظلم را به معنی ستم، بیداد و ناقص کردن حقّ دانسته اند و در تعریف آن گفته اند: ظلم عبارت است از: گذاشتن یک شی ء در غیر محل و جای مناسب آن. بر این اساس، ظلم و ستم در مقابل عدل و داد قرار می گیرد؛ چون در تعریف عدل هم گفته شده است: عدل عبارت است از: قرار دادن هر چیز در جای خودش. در اصطلاح، ظلم عبارت است از اینکه: اشیاء، اعمال، صفات و عقاید از محل و جایگاه واقعی آن ها تغییر داده شوند. در علوم اجتماعی نیز ظلم عبارت است از: غصب و نادیده گرفتن حقوق اجتماعی و اقتصادی افراد و اجبار آنان به اموری ناپسند که برایشان مطبوع و مطلوب نیست. امّا در اصطلاح قرآن، ظلم اختصاص به تجاوز فرد یا گروهی به حقوق فرد یا گروه دیگر ندارد، بلکه شامل ظلم فرد به نفس خود او نیز می شود و هر فسق و فجور و خارج شدن از مسیر درست انسانیّت را هم ظلم می گویند.

در قرآن یکی از فلسفه های بعثت انبیاء برقراری قسط بیان شده است: "همانا ما پیغمبران خود را با ادله و معجزات فرستادیم و برایشان کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به راستی و عدالت گرایند و آهن را که در آن هم سختی و کارزار و هم منافع بسیار بر مردم است نیز برای حفظ عدالت آفریدیم تا معلوم شود که خداوند رسلش را با ایمان قلبی یاری خواهد کرد که خدا بسیار قوی و مقتدر است".(1)

 

انواع ستم

امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه ستم را بر سه گونه شمرده اند:" وَإنَّ الظُّلْمَ ثَلاَثَةٌ: فَظُلْمٌ لاَ یُغْفَرُ، وَظُلْمٌ لاَ یُتْرَكُ، و ظُلْمٌ مَغْفُورٌ لاَیُطْلَبُ: فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی لاَ یُغْفَرُ فَالشِّرْكُ بِاللهِ، قَالَ اللهُ تَعَالَى: . وَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی یُغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضِ الْهَنَاتِ وَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی لاَ یُتْرَكُ فَظُلْمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً. الْقِصَاصُ هُنَاكَ شَدِیدٌ، لَیْسَ هُوَ جَرْحاً بِالْمُدَىوَلاَ ضَرْباً بِالسِّیَاطِ وَلكِنَّهُ مَا یُسْتَصْغَرُ ذلِكَ مَعَهُ (2) بدانید ظلم و ستم بر سه گونه است: ستمى كه هرگز بخشوده نمى‏شود،و ستمى كه‏بدون مجازات نخواهد بود و ظلمى است كه از آن صرفنظر مى‏شود و باز خواست ندارد.اماظلمى كه بخشوده نخواهد شد«شرك بخدا است‏»خداوند مى‏فرماید:«خداوند هیچگاه از شرك به خود در نمى‏گذرد»(آیه 48 سوره نساء.)،اما ظلمى‏كه بخشوده مى‏شود ستمى است كه بنده با گناهان صغیره به خویشتن كرده است. و اما ستمى كه بدون مجازات نمى‏ماند ستمگرى بعضى از بندگان به برخى دیگر است. قصاص در آنجا بسیار سخت است(این قصاص) مجروح ساختن با كارد و یا زدن با تازیانه ‏نیست ‏بلكه چیزى است كه اینها در برابرش كوچك است.

پس اگر ما دو جمعیت داشته باشیم، یک جمعیت مسلمان ولی نسبت به همدیگر ظالم باشند و جمعیت دیگر کافر، اما نسبت به خودشان عدالت و انصاف داشته باشند، از نظر دنیوی جامعه کافرانی که اهل عدالتند پایدارتر است

بدترین ظلم ها، ظلم به ضعیف است. فرق نمی کند، چه در روابط خانوادگی و چه در روابط اجتماعی، بدین معنا که در کانون خانواده نباید احترام بر مبنای ترس باشد، همیشه کوچکترها از اعمال قدرت بزرگترها در ترس و اضطراب باشند و یا در روابط اجتماعی تحت هر عنوانی از موقعیت خودش سوء استفاده کرده و به زیردستان یا ارباب رجوع ظلم کند و به تدریج اهداف سازمانی را فدای منافع شخصی و ارضای قدرت و جاه طلبی نماید.  

 



:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/24
زمان : 09:43 ق.ظ
رمز این همه محبت چیست؟!
نظرات | ادامه مطلب

امام علی

رمز محبت را هنوز كسی كشف نكرده است؛ یعنی نمی توان آنرا فرموله كرد و گفت اگر چنین شد چنان می شود و اگر چنان شد چنین، ولی البته رمزی دارد. چیزی در محبوب هست كه برای محب از نظر زیبایی خیره كننده است و او را به سوی خود می كشد. جاذبه و محبت در درجات بالا «عشق» نامیده می شود. علی محبوب دلها و معشوق انسانهاست، چرا؟ و در چه جهت؟ فوق العادگی علی در چیست كه عشقها را برانگیخته و دلها را به خود شیفته ساخته و رنگ حیات جاودانی گرفته است و برای همیشه زنده است؟ چرا دلها همه خود را با او آشنا می بینند و اصلاً او را مرده احساس نمی كنند بلكه زنده می یابند؟.

مسلماً ملاك دوستی او جسم او نیست، زیرا جسم او اكنون در بین ما نیست و ما آن را احساس نكرده ایم. و باز محبت علی از نوع قهرماندوستی كه در همه ی ملتها وجود دارد نیست. هم اشتباه است كه بگوییم محبت علی از راه محبت فضیلتهای اخلاقی و انسانی است و حب علی حب انسانیت است. درست است علی مظهر انسان كامل بود و درست است كه انسان نمونه های عالی انسانیت را دوست می دارد اما اگر علی همه ی این فضایل انسانی را كه داشت می داشت: آن حكمت و آن علم، آن فداكاریها و از خودگذشتگی ها، آن تواضع و فروتنی، آن ادب، آن مهربانی و عطوفت، آن ضعیف [نوازی ] ، آن عدالت، آن آزادگی و آزادیخواهی، آن احترام به انسان، آن ایثار، آن شجاعت، آن مروّت و مردانگی نسبت به دشمن، و به قول مولوی:

 در شجاعت شیر ربّانیستی

در مروت خود كه داند كیستی؟

آن سخا و جود و كرم و. . . اگر علی همه ی اینها را كه داشت می داشت اما رنگ الهی نمی داشت، مسلماً این قدر كه امروز عاطفه انگیز و محبت خیز است نبود.

امام علی از آن نظر محبوب است كه پیوند الهی دارد. دلهای ما به طور ناخودآگاه در اعماق خویش با حق سر و سرّ و پیوستگی دارد، و چون علی را آیت بزرگ حق و مظهر صفات حق می یابند به او عشق می ورزند. در حقیقت پشتوانه ی عشق علی پیوند جانها با حضرت حق است كه برای همیشه در فطرتها نهاده شده، و چون فطرتها جاودانی است مهر علی نیز جاودان است. نقطه های روشن در وجود علی بسیار است اما آنچه برای همیشه او را درخشنده و تابان قرار داده است ایمان و اخلاص اوست و آن است كه به وی جذبه ی الهی داده است.

نزدیكترین مردم بودی به پیغمبر. اول كسی بودی كه به اسلام گرویدی. از یقین لبریز و در دل محكم و از همه فداكارتر [بودی ] و نصیبت از خیر بیشتر بود. خداوند ما را از اجر مصیبتت محروم نكند و پس از تو ما را خوار نگرداند. به خدا سوگند كه زندگی ات كلید خیر بود و قفل شر، و مرگت كلید هر شری است و قفل هر خیری. اگر مردم از تو پذیرفته بودند، از آسمان و زمین نعمتها برایشان می بارید اما آنان دنیا را بر آخرت برگزیدند »

سوده ی همدانی، بانوی فداكار و دلباخته ی علی، در مقابل معاویه بر علی درود فرستاد و در وصفش گفت:


:: مرتبط با: نهج البلاغه ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/24
زمان : 09:42 ق.ظ
مهم‌ترین دلایل نماز نخواندن من !!
نظرات | ادامه مطلب


یكی از تفكرات خطرناكی كه متاسفانه امروزه در بین مردم و مخصوصا نسل جوان رواج زیادی پیدا كرده است و برخی با تمسک به آن در صدد  شانه خالی كردن از مسئولیت های مادی و معنوی كه بر عهده دارند هستند این تفكر انحرافی است كه برای تقرب به خداوند تنها ایمان كافی است و نیازی به عمل نخواهد بود .


نماز
با جستجوی اجمالی در آیات و روایات اسلامی به این مطلب پی خواهیم برد كه برخی از عبادات و اعمال بر بعضی دیگر ترجیح داشته و برتر می باشند كه در این زمینه روایات متعددی بیان شده است و هر یک در صدد معرفی بهترین عبادات توصیه های طلایی را به مسلمانان بیان كرده اند اعمالی همچون تفكر كه در روایات ثواب آن برتر از هفتاد سال عبادات معرفی شده است.

و یا انتظار فرج كه در روایات بهترین اعمال امت در زمان غیبت امام معصوم بیان شده است .

اما آنچه در این میان از اهمیت خاصی برخوردار است و نه تنها به عنوان برترین اعمال بلكه به عنوان ستون و ركن دین معرفی شده است چیزی نیست مگر نماز كه با وجود آن خیمه اسلام بنا می شود و در صورت فقدان عبادات دیگر نیز نه تنها بهتر نبوده بلكه هیچ ارزشی نخواهند داشت، چنانچه امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

«در پاسخ به سوال برترین اعمال و محبوبترین آنها نزد خداوند: بعد از معرفت [خدا] چیزی برتر از این نماز نمی شناسم مگر نمی بینی كه بنده صالح عیسی بن مریم، گفت: مرا به نماز سفارش كرد.»[الكافی،ج3،ص264]

اما با این حال كم نیستند كسانی كه با  تمسک به دلائل مختلف از انجام این واجب الهی طفره می روند و به هر صورت در صدد هستند تا نقش نماز را در مسلمانی افراد كم نور جلوه دهند و مسائل و موضوعات دیگر را جایگزین آن كنند.

در این مقاله قصد داریم با مصاحبه ای مجازی با افرادی كه اهمیت زیادی برای نماز قائل نیستند به بررسی دلائل آنان برای ترک نماز بپردازیم تا با پاسخی كه از آیات و روایات به این افراد داده می شود به جایگاه ارزشمند نماز در دین اسلام اشاره كنیم .

 

من به این دلائل نماز نمی خوانم:



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/24
زمان : 09:39 ق.ظ
پر سود و ضررترین تجارت های جهان چیست؟
نظرات | ادامه مطلب


امام صادق علیه السلام می فرماید : «آگاه باشید کسی‌که مال خود را در راه اطاعت خداوند انفاق نکند به هزینه کردن آن مال در راه معصیت خداوند گرفتار می‌شود.»

انفاق
در آموزه‌های دینی به‌همان مقدار كه انفاق كنندگان مورد ستایش قرار گرفته‌اند، بخل‏ورزان، مذمّت و نكوهش شده‌اند. برای اینکه تفاوت بین کسی‌که مالش را در راه حق‌تعالی انفاق می‌کند و کسی‌که بخل می‌ورزد روشن گردد، به چند نمونه اشاره می‌کنیم:

1- انسان بخیل مشكل اعتقادى دارد و رفتار او بازتابى از اندیشه و باور اوست. على علیه السّلام در این زمینه مى‏فرمایند: «اَلبُخلُ بِالمَوجُودِ سُوءُ الظَّنِّ بِالمَعبُود»،[1]؛ «بخل ورزیدن به آن‌چه در دست هست، بدگمانى به معبود است.»

یعنى آنكه مالی در اختیار دارد، ولی از کمک نمودن به دیگران شانه خالی می‌کند گویى چنین مى‏پندارد كه آنچه از مالش جدا مى‏‌گردد، جایگزین ندارد و خزائن حق‌تعالی را خالى مى‏بیند و اعتقاد به جبران و چند برابر برگرداندن كار نیك از سوى خدا را ندارد.

در حالی‌که شخص انفاق کننده، به این آیه اعتقاد راسخ دارد: «...وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرَّازِقین»،[سبأ ،39]؛ «و هرچه را انفاق مى‏كنید [چه كم و چه زیاد] خدا عوضى را جایگزین آن مى‏كند و او بهترین روزى دهندگان است.»

2- انفاق تشكر عملی و بخل كفران عملی است:

انفاق کردن بخشی از اموال در راه خدا، از مصادیق شکر عملی است، امام على علیه السلام  می‌فرماید: «بهترین شکر نعمت‌ها، بخشیدن آن است»[2]، بالطبع بخل، کفران نعمت می‌باشد.

3- مالی ‌که در راه خدا انفاق شود، در حقیقت برای انسان می‌ماند، و انفاق مال فانی را جاودانه می‌‌کند، ولی مالی‌که به ‌واسطه بخل جمع می‌شود ماندگاری و دوام ندارد. «ما عِنْدَكُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اللَّهِ باق»،[نحل،96]؛ « آنچه نزد شماست همه نابود خواهد شد و آن‌چه نزد خداست باقى خواهد بود»

4- مسیر سهل و آسان در انتظار انفاق کننده و مسیر سخت و دشوار برای بخیل:

«فَأَمَّا مَنْ أَعْطى‏ وَ اتَّقى‏ وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى‏ فسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْری و أَمَّا مَنْ بَخِلَ وَ اسْتَغْنى‏ وَ كَذَّبَ بِالْحُسْنى‏ فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْری»،[لیل،5-10]؛ اما کسی‌که ثروتش را [در راه خدا] انفاق كرد و پرهیزكارى پیشه ساخت، و وعده نیكوتر را [كه وعده خدا نسبت به پاداش انفاق و پرهیزكارى است‏] باور كرد، پس به زودى او را براى راه آسانى [كه انجام همه اعمال نیك به توفیق خداست‏] آماده مى‏كنیم، و اما كسى كه [از انفاق ثروت‏] بخل ورزید و خود را بى‏نیاز نشان داد، و وعده نیكوتر را تكذیب كرد، پس او را براى راه سخت و دشوارى [كه سلب هرگونه توفیق از اوست‏] آماده مى‏كنیم.»

مالی‌که در راه خدا انفاق شود، در حقیقت برای انسان می‌ماند، و انفاق مال فانی را جاودانه می‌‌کند، ولی مالی‌که به‌واسطه بخل جمع می‌شود ماندگاری و دوام ندارد

5- تمثّل انفاق به‌شکل صورتی زیبا و خوشبو و تمثّل بخل به‌ صورت طوقی بر گردن:

بنابر بحث تمثل اعمال و این‌که فردای قیامت ما با جنبه ملکوتی اعمالمان روبرو خواهیم شد:

«هفت دوزخ چیست اخلاق بدت /هشت جنت چیست اعمال خودت

حشر تو بر صورت اعمال توست/هر چه بینی نیک و بد احوال توست

جمله اخلاق و اوصاف ای پسر/هر زمان گردد ممثل در صور»[3]



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/23
زمان : 08:40 ق.ظ
از رفتن به عیادت این فرد بپرهیزید
نظرات | ادامه مطلب


یکی از آثار در دام افتادن شیطان، استفاده برخی افراد از مسکرات است. در روایتی از پیامبر اعظم (صلی الله و علیه وآله) آمده است: شرابخوار اگر بیمار شود به عیادتش نروید و اگر مرد بر جنازه اش حاضر نشوید، و اگر گواهی داد او را شایسته ندانید، و اگر خواستگاری کرد به او زن ندهید، و اگر امانتی از شما خواست او را امین نشمارید. (الکافی، ج 6، ص 397)


شراب الکل
مضرات شراب خواری

شرابخواری به دلیل اثرات سوئی که بر جسم انسان می گذارد و روان آدمی را دگرگون می کند در آیین اسلام مورد نکوهش قرار گرفته و برای شرابخوار مجازات های سختی در نظرگرفته شده است.

شراب از نظر لغوی یعنی مایع نوشیدنی و از «شُرب» یعنی نوشیدن گرفته شده است اما از نظر اصطلاحی همان مایع مست کننده می‌باشد. این کلمه فارسی است و عربی آن خَمر است و خمر از نظر لغوی یعنی پوشاندن.

راغب می‌گوید: «اصل خمر یعنی پوشاندن شی و آنچه با آن چیزی را می‌پوشانند خمار گویند ولی در تعاریف، خمار به آنچه زن، سر خود را با آن می‌پوشاند گفته شده و به شراب از آن جهت خمر می‌گویند که عقل را پوشانده و زائل می‌کند.»[1]

در اصطلاح شرابخواری، خَمر آن است که مستی می‌آورد: از انگور باشد یا غیر از انگور.[2]

البته در قرآن واژگان دیگری هم برای شراب استفاده شده است که عبارتند از: سکر رحیق و کأس.[3]

در رابطه با شراب در وسائل الشیعه حدیثی آمده است که رسول الله (صلی الله علیه وآله) فرمودند: «شراب از پنج چیز گرفته می‌شود: عصیر از انگور، نقیع از کشمش، بتع از عسل، مزر از جو و نبیذ از خرما.»[4]

 

دلائل حرمت شرابخواری در قرآن

ملاک عمل مسلمانان کلام پروردگار است که از عالم ملکوت نازل و در قرآن به شکل بلیغ و شیوایی تجلّی نموده است و همه نکاتی که برای هدایت بشریت نیاز است در قرآن تجمیع شده است.

یکی از احکامی که در قرآن به آن پرداخته شده است حکم حرمت خمر و نوشیدن آن می‌باشد. آیاتی که در مورد حکم حرمت شرب خمر به طور تدریجی نازل شده است به شرح ذیر می‌باشد:

1- «و از میوه‌های درختان نخل و انگور، مسکرات (ناپاک) و روزی خوب و پاکیزه می‌گیرید؛ در این نشانه روشنی است برای جمعیتی که اندیشه می‌کنند.»[5]

شراب‌خواری مهمترین عاملی است که انسان را بسوی انحطاط و پستی می‌کشاند به این معنی که با بزرگترین سرمایة بشر و مایة امتیاز او از سایر جانداران که همانا عقل و خرد است سر جنگ و مبارزه دارد

این آیه در مکه نازل شده و به نظر بسیاری از مفسران اولین اخطاری است که در زمینه تحریم صورت گرفته و اشاره به حرمت آن می‌کند. قرآن مجید می‌خواهد ضمن برشمردن نعمت های الهی اشاره کند به اینکه مردم ممکن است از مواهب الهی سوء استفاده هم بکنند.»[6] «زیرا اگر همه استعمالات مردم را نعمت می‌دانست اتخاذ سکر را در مقابل رزق حسن قرار نمی‌داد با اینکه این آیه دلالت بر نوعی عتاب و سرزنش دارد و می‌خواهد بر مردم تعریض کند که چرا از آن دو شراب مسکر می‌گیرند.»[7]

2- «درباره شراب و قمار از تو سۆال می‌کنند، بگو: در آنها گناه و زیان بزرگی است و منافعی (از نظر مادی) برای مردم دربردارد؛ (ولی) گناه آنها از نفعشان بیشتر است و...»[8]

در مورد شأن نزول این آیه آمده است که گروهی از یاران پیامبر خدمتش آمدند و عرض کردند حکم شراب و قمار را که عقل را زائل و مال را تباه می‌کند بیان فرمایید. در این هنگام آیه فوق نازل شد و به آنها پاسخ داد.»[9]

این آیه دلالت بر تحریم دارد برای اینکه در اینجا تصریح می‌کند بر اینکه شرب خمر «اثم کبیر» است، چون خداوند فقط در مورد شراب و قمار «اثم کبیر» آورده است.[10]



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1392/10/23
زمان : 08:39 ق.ظ
 

 




.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات