زائربقیع
[مدیر اصلی]
سایت هیئت محبان امام حسن مجتبی علیه السلام زاهدان.این سایت به حول قوه خدا و به كمك آقام كریم اهل بیت علیه السلام در تاریخ 17/12/1384افتتاح شد كه بحمد خدا تا كنون در مسیر راهی كه داشته موفق بوده .این سایت متعلق به هیئت محبان امام حسن مجتبی علیه السلام زاهدان می باشد.این سایت آمادگی خود را برای تبادل لینك با ولاگ های ارزشی و مذهبی دارد.یاحق امام حسن مجتبی علیه السلام پشت وپناه تون
::
كلوپ هیئت محبان امام حسن مجتبی زاهدان
[-]
::
کریم اهل بیت
[-]
::
موسسه آسیب های اجتماعی ستایشگران{ مشاوره پزشكی اعتیاد ایدز بیماری هاو..}
[-]
::
عرشیان خاك نشین {شهید بصیری}
[-]
::
اولین وبلاگ تخصصی حضرت معصومه س {کریمه اهل بیت }
[-]
::
لینک باکس کریم اهل بیت
[-]
::
تنها ترین سردار
[-]
::
آموزش تصویری رساله توضیح المسایل
[-]
::
مجموعه تصویری داستانهای شگفت ویژه موبایل
[-]
::
مجموعه كامل ادعیه ویژه موبایل
[-]
::
فیلم و صوت سیاحت غرب
[-]
::
كلیپ های مذهبی موبایل
[-]
::
نرم افزارهای اسلامی موبایل
[-]
::
نرم افزارهای موبایل
[-]
::
تم های مذهبی موبایل
[-]
::
مرحوم آغاسی
[-]
::
عبدالرضا هلالی
[-]
::
حمید علیمی
[-]
::
دانلود مداحی و عکس از سید محمد جواد ذاکر
[-]
::
دانلود مداحی
[-]
گلستان بقیع
بس كه پنهان گشته گل در زیر دامان بقیع بوى گل مىآید از چاك گریبان بقیع
مرغ شب در سوگ گلهایىكه بر این خاك ریخت از سر شب تا سحر، باشد غزلخوان بقیع
نالههاى حضرت زهرا هنوز آید به گوش از فضاى حسرت آلودِ غم افشان بقیع
گوش ده تا گریهی زار على را بشنوى نیمه شبها از دل خونین و حیران بقیع
این حریم عشق دارد عقدهها پنهان به دل شعلهها سر مىكشد از جان سوزان بقیع
از دل هر ذرّه بینى جلوهگر صد آفتاب گر شكافى ذرّه ذرّه خاكِ رخشان بقیع
هر گل اینجا دارد از خون جگر نقش و نگار وه چه خوش رنگ است گلهاى گلستان بقیع
بستهام پیمان الفت با مزار عاشقان خورده عمق جان من پیوند با جان بقیع
اى ولىّ حق، تسلاّ بخشِ دلهاى حزین خیز و سامان ده به گلزار پریشان بقیع
سینه این خاكِ گلگون، هست مالامالِ درد كوش اى غمخوار رنجوران به درمان بقیع
اى جهان آباد كن، برخیز و مهر و داد كن باز كن آباد از نو، كوى ویران بقیع
چون ببیند هر غروبش مات و خاموش و غریب سیلِ خون ریزد «شفق» از دل به دامان بقیع
استاد محمدحسین بهجتى «شفق
در فراق یاس، مشكى پوشیم

عشق من! پاییز آمد مثل پار باز هم، ما باز ماندیم از بهار
احتراق لاله را دیدیم ما گُل دمید و خون نجوشیدیم ما
باید از فقدان گل، خونجوش بود در فراق یاس، مشكى پوش بود
یاس بوى مهربانى مىدهد عطر دوران جوانى مىدهد
یاسها یادآور پروانهاند یاسها پیغمبران خانهاند
یاس ما را رو به پاكى مىبرد رو به عشقى اشتراكى مىبرد
یاس در هر جا نوید آشتىست یاس دامان سپید آشتىست
در شبان ما كه شد خورشید؟ یاس بر لبان ما كه مىخندید؟ یاس
یاس یك شب را گُل ایوان ماست یاس تنها یك سحر مهمان ماست
بعد روى صبح پرپر مىشود راهى شبهاى دیگر مىشود
یاس مثل عطر پاك نیت است یاس استنشاق معصومیت است
یاس را آیینهها رو كردهاند یاس را پیغمبران بو كردهاند
یاس بوى حوض كوثر مىدهد عطر اخلاق پیمبر مىدهد
حضرت زهرا دلش از یاس بود دانههاى اشكش از الماس بود
داغ عطر یاس زهرا زیر ماه مىچكانید اشك حیدر را به چاه
عشق محزون على یاس است و بس چشم او یك چشمه الماس است و بس
اشك مىریزد على مانند رود بر تن زهرا، گل یاس كبود
"احمد عزیزى"
فاطمیه شعر داغ لاله است

فاطمیه قصهگوى رنجهاست بهترین تفسیرسوز مرتضى است
فاطمیه شعر داغ لاله است قصه زهراى هجده ساله است
فاطمیه آتشافروز دل است احتجاجش یك كتاب كامل است
فاطمیه سینهچاك دردهاست شاهد نامردى نامردهاست
فاطمیه سوز دل را ساز كرد دفتر داغ على را باز كرد
فاطمیه ماه گل افشردن است فتح باب تازیانه خوردن است
فاطمیه قفل غم را شد كلید چون كه دارد هم شهیده، هم شهید
"میرزا عباس مهدوىفرد
ما و فاطمه (علیهاالسلام)
باور ما این است كه در عرصه جهان چهره فاطمه علیهاالسلام محجوب است، نه تنها در جوامع منهای اسلام، بلكه در جامعه اسلامی، وای وای كه چه میگوید حتی در جامعه شیعی ما، بیش از چهارده قرن از تاریخ حیات و ممات فاطمه علیهاالسلام میگذرد، با این همه آثار و نوشتهها در شان و موقعیت ایشان به این همه بحث و سخنرانی و مرثیهسرائی درباره او، هنوز تصویری درست از چهره حیات فاطمه علیهاالسلام در اذهان وجود ندارد. آنچه كه دوستدارانش در اذهان دارند شبحهائی نامفهوم و مبهم از فاطمه علیهاالسلام است و نه چیزی بیشتر.
او حتی در میان طرفدارانش نیز غریب و ناشناخته است به گفته محقق، چهرهای است كه در پشت مدح و ثنا و گریه دوستان محجوب مانده و فرصتی نیافتهاند كه از حركات و سكنات رفتار و مواضع او سر درآورند. بحثها اغلب در مورد مصیبتهای وارده بر فاطمه علیهاالسلام دور میزند، و كمتر از حقایق و جهات زندگی او.
این واقعاً جای تأسف است كه با وجود این همه مجالس و فاطمیهها و عزاداریها تلاش گویندگان و سرایندگان متوجه برانگیختن عواطف و گریستن و گریاندن باشد. این خواستهای معقول برای همه دوستداران فاطمه علیهاالسلام است كه بدانند برای چگونه فردی گریه میكنند و فاطمه علیهاالسلام برای بشریت چه رهآورد ارزندهای داشت كه اینك برای فقدانش آن همه اشك بریزیم. از خداوند برای وصول به چنین هدف تمنای توفقی و برای تلاشگران در این راه دعا میكنیم.
نوع شناختها از فاطمه علیهاالسلام
- دوستدارانش او را زنی مظلومه و معصومه میشناسند، كه البته فاطمه علیهاالسلام چنین بود.
- از گریههای ممتد و طولانی او پس از مرگ پدرش خبر دارند كه البته او را گریهای بسیار بود.
- و از ناشناخته بودن قبر او سخن دارند كه البته قبرش هنوز شناخته شده و معلوم نیست.
ولی از این نكته غافلند آن چه را كه بیشتر سازنده شناخت رمز و راز مظلومه و مغضوبه بودن است، شناخت علل گریههای ممتد و طولانی اوست و دریافت راز مخفی بودن قبر اوست. از مبارزات فاطمه علیهاالسلام، از حقطلبیهای او از مشی سیاسی و اقتصادی او، از حیات احساسی و تعقلی او، از مقام معاونت او در رابطه با علی (علیهالسلام)، از شیوه كیفیت تربیت فرزندش، از خانهداری او، از همت و پشتكار او، از بیترسی و بی واهمگی او، از فریاد اعتراضش علیه ستمگریها، تجاوزها و ناحقیها، از تلاش او در هدایت زنان و ... كمتر سخن به میان میآید. در حالی كه زمان ما به آگاهی از این مسائل بیشتر نیاز دارند تا به مسائل دیگر.
نیاز زنان ما
زنان ما نیاز دارند دریابند چگونه باید پیوندی بین عبادت و لذت ایجاد كرد، و چگونه در عین حضور اجتماعی باید به پوشش و عفاف خود عنایت داشت و چگونه میتوان در جو زمانی نامناسب هدف و هویت خود را فراموش نكرد. بحثها باید در این حدود دور زند.
باید خطوط فكری فاطمه علیهاالسلام را از لا به لای تاریخ، از احادیث و سخنان حضرات معصومین، از گفتهها و سرودهها و مواضع ایشان استخراج كرد و به صورت یك طرح و یك دستورالعمل درآورد تا زنان ما بدانند چگونه باید عمل كرده و در شرایط گوناگون چگونه باید موضع بگیرند.
جامعه زنان ما باید دریابند كه ارزش تلاش مبارزاتی فاطمه علیهاالسلام كمتر از ارزش صلح حسن (علیهالسلام) و كمبهاتر از قیام حسین (علیهالسلام) نیست و اگر تصویری در اذهان، خلاف چنین باور است بدان خاطر است كه هنوز ما در فاطمهشناسی ضعیفیم و هنوز ما را توان ارزیابی و تحلیل و مقایسه و بررسی ریشهها و عوامل پدید آوردنده یك نهضت و حركت نیست.
ما و بمباران تبلیغاتی
در عین وجود نارسائیهائی این چنین، و با مواجهه با مشكلات و دشواریهائی كه ما را در رساندن پیام فاطمه علیهاالسلام و مكتب او در عرصه ملی و بینالمللی است، ما با سد راهها و حایلسازیهای متعددی مواجهیم كه از جمله آنها بمباران تبلیغاتی دشمنان اسلام است، تبلیغاتی كه خصم درباره آن از سالهای سال قبل، به ویژه پس از جنگهای صلیبی درباره آن حساب شده، برنامهریزی كرده است.
برنامهریزیها به گونهای بوده است كه در آن حذف نام فاطمه علیهاالسلام از صحنههای علم و عمل مطرح و مورد نظر بوده است. در دانشكدههای معارف و الهیات جهان و در محافلی كه از خدمت ناچیز زن در عرصه جهان یاد میشود از فاطمه علیهاالسلام دختر پیامبر، اسم و خبری نیست و اگر هم باشد به گونهای مبهم و مسخ شده است.
ما امروز با دنیائی مواجهیم كه از جرقهزنان غربی، نورافكنهایی ساختهاند و از زنی به نام ژاندارك، بتی پدید آوردهاند و كوشیدند با حماسهسازیها و شور آفرینیها، نام و یاد آن را زنده داشته و محبت آنها را در دلها بیافكنند - در قبال چنین وضعی در دنیای اسلام چه خبر است؟ از فاطمه علیهاالسلام چه سخنی در میان است؟ از زینب و كلثوم و سكینه چه حرف و بحث و مطلبی؟
اعتقاد ما بر این است كه تلاشی كامل و همه جانبه برای شناخت فاطمه علیهاالسلام و ابعاد حیات او لازم است، كاری كه دیگران آن را عرضه و ارائه كرده و بیش و كم از عهده آن برآمدهاند. اما آنچه مهم است بیرون آوردن جنبههای حیات فاطمه علیهاالسلام از صورت تاریخی و قرار دادن آن در مقابل یك مكتب است، كاری كه ما را شوق انجام دادن آن بود ولی عرضه و توان كافی برای آن نبود.
گناه جوامع اسلامی
در این گناه نارسائی، جوامع اسلامی تا چه حد شركت دارند؟ سهم آنها در این كوتاهی و نارسائی به چه میزان است؟ آیا دستگاه تبلیغاتی و وسایل ارتباط جمعی آنها را در این جنبه گناهی نیست؟ آیا آنها به وظیفه اسلامی خود در این زمینه عمل كردهاند؟
كوتاهیهای آنان در این زمینه به گونهای است كه گویی آنان دستگاه ارتباط جمعی و وسایل رادیو، تلویزیون خود با شرط همگامی با شیوه غرب از آنان خریداری كردهاند. و شاید به همین نظر است كه در آنان جرئتی و همتی برای معرفی زنان نمونه به چشم نمیخورد و یا باید گفت افكار مسئولان و گروندگان آنها در حدی نیست كه برای چنین اقداماتی ارزش قائل باشند و یا در سطحی نیستند كه از حیات فاطمه علیهاالسلام و ابعاد زندگی او سر درآورده باشند.
شناخت علل گریههای ممتد و طولانی اوست و دریافت راز مخفی بودن قبر اوست. از مبارزات فاطمه علیهاالسلام، از حقطلبیهای او از مشی سیاسی و اقتصادی او، از حیات احساسی و تعقلی او، از مقام معاونت او در رابطه با علی (علیهالسلام)، از شیوه كیفیت تربیت فرزندش، از خانهداری او، از همت و پشتكار او، از بیترسی و بی واهمگی او، از فریاد اعتراضش علیه ستمگریها، تجاوزها و ناحقیها، از تلاش او در هدایت زنان و ... كمتر سخن به میان میآید. در حالی كه زمان ما به آگاهی از این مسائل بیشتر نیاز دارند تا به مسائل دیگر.
سیده زنان بودن فاطمه علیهاالسلام و جنبه الگوئی او مورد قبول همه فرق مسلمین است، تنها مورد بحث شیعیان نیست، حال باید پرسید با چنین زمینه و اعتقادی درباره معرفی فاطمه علیهاالسلام چه كردهاند؟ چه بررسی و تحلیلی؟ چه ارائه تصویری از او؟ و كدام شیوه برای جا انداختن او به عنوان یك الگو و مدل؟ در دنیائی كه غرب میكوشد هنر پیشهای معروف الحال را مدل و الگو معرفی كند و با سخن گفتن از وقار و حیاء و زیبائی و راه و مشیش دلها را واله و حیران او بسازد از فاطمه علیهاالسلام چه خبر؟ برای استقرار محبتش در دلها چه برنامهریزیهائی شد؟
تلاش نویسندگان
نویسندگان در شان و مدح فاطمه علیهاالسلام سخنها گفتند، آثار و نوشتههایی از خود بر جای گذاردند كه الحق باید گفت شكرالله ساعیهم. ولی جنبه تحلیل و نتیجهگیریها و درس آموزیها از بحث را بر عهده خوانندگان گذاردهاند و این مسألهای است كه برای افراد نوپائی چون ما دشواری میآفریند، ما در آن درجه از فرصت و تعمق و تفكر نیستیم كه بتوانیم در سایه بررسیها از حقایق سر درآوریم، عادت كردهایم كه دیگران به ما درس بدهند و یا تصویرهائی درسآموز به ما ارائه دهند.
سیده زنان بودن فاطمه علیهاالسلام و جنبه الگوئی او مورد قبول همه فرق مسلمین است، تنها مورد بحث شیعیان نیست، حال باید پرسید با چنین زمینه و اعتقادی درباره معرفی فاطمه علیهاالسلام چه كردهاند؟ چه بررسی و تحلیلی؟ چه ارائه تصویری از او؟ و كدام شیوه برای جا انداختن او به عنوان یك الگو و مدل؟
و البته كوتاهی عمر فاطمه علیهاالسلام، عدم ثبت همه وقایع حیاتش توسط تاریخ نگاران، و به دست نرسیدن همه آنچه را كه تازه در مورد زندگیش ثبت شده سبب شدند كه شناخت او كامل نباشد و نویسندگان تا حدودی از این بابت معذور باشند.
البته این نكته هم قابل ذكر است كه دوستیهای نیاندیشیده و سعی افراطی در جا انداختن مسألهای كه متكی به سند و استدلالی نیست، ذكر حقایق و مسلمات با تكیه به تعصبورزیها، و بد و ناسزاگوئی به خصم و نه تنها اثری مثبت بر جای نمیگذارد بلكه در مواردی نوعی سرخوردگی و وازدگی نسبت به گوینده و نویسنده پدید میآورد كه حاصل آن مهجور ماندن از آشنائی با فاطمه علیهاالسلام است.
كوششهای لازم
اعتقاد ما بر این است كه تلاشی كامل و همه جانبه برای شناخت فاطمه علیهاالسلام و ابعاد حیات او لازم است، كاری كه دیگران آن را عرضه و ارائه كرده و بیش و كم از عهده آن برآمدهاند. اما آنچه مهم است بیرون آوردن جنبههای حیات فاطمه علیهاالسلام از صورت تاریخی و قرار دادن آن در مقابل یك مكتب است، كاری كه ما را شوق انجام دادن آن بود ولی عرضه و توان كافی برای آن نبود.
باید خطوط فكری فاطمه علیهاالسلام را از لا به لای تاریخ، از احادیث و سخنان حضرات معصومین، از گفتهها و سرودهها و مواضع ایشان استخراج كرد و به صورت یك طرح و یك دستورالعمل درآورد تا زنان ما بدانند چگونه باید عمل كرده و در شرایط گوناگون چگونه باید موضع بگیرند.
جامعه زنان ما باید دریابند كه ارزش تلاش مبارزاتی فاطمه علیهاالسلام كمتر از ارزش صلح حسن (علیهالسلام) و كمبهاتر از قیام حسین (علیهالسلام) نیست و اگر تصویری در اذهان، خلاف چنین باور است بدان خاطر است كه هنوز ما در فاطمهشناسی ضعیفیم و هنوز ما را توان ارزیابی و تحلیل و مقایسه و بررسی ریشهها و عوامل پدید آوردنده یك نهضت و حركت نیست.
گام به گام زندگی را باید مورد بررسی و تحلیل قرار داد و یافتهها را به صورت درس عرضه كرد این واقعاً جای تأسف است كه با وجود این همه مجالس و فاطمیهها و عزاداریها تلاش گویندگان و سرایندگان متوجه برانگیختن عواطف و گریستن و گریاندن باشد. این خواستهای معقول برای همه دوستداران فاطمه علیهاالسلام است كه بدانند برای چگونه فردی گریه میكنند و فاطمه علیهاالسلام برای بشریت چه رهآورد ارزندهای داشت كه اینك برای فقدانش آن همه اشك بریزیم. از خداوند برای وصول به چنین هدف تمنای توفقی و برای تلاشگران در این راه دعا میكنیم.
منبع:
کتاب در مكتب فاطمه علیهاالسلام، دكتر علی قائمی، فصل 27.
درسهایی از فاطمه علیهاالسلام

فاطمه علیهاالسلام آن بانوی بزرگ ما شهید شد و نه تنها شیعیان جهان، بلكه همه دوستان و آزادمنشان را عزادار ساخت. او زنی در خور احترام و بانویی نمونه و بیمانند در جهان بشریت بود. عمری كوتاه داشت، ولی از همه ساعات و ایام آن در راه بندگی خدا، و نجات انسانها از قیود و انحرافات استفاده كرد.
اینك مائیم و خاطرات فاطمه (علیهاالسلام)، مائیم و روح جهان و تلاش قرآنی فاطمه (علیهاالسلام) كه برای زنده داشتن آن خاطرات، سالانه هزاران مجلس وعظ سخنرانی برپا میسازیم و به یاد عظمت و بزرگواریهای او احساس غرور میكنیم و جهت رنجها و مصیبتهای وارده بر او اشكها میریزیم و یا او را وسیله گرانقدری در پیشگاه خدا قرار داده و به عرض حاجت مینشینیم.
فاطمه علیهاالسلام امروز در میان ما نیست ولی خاطره نالههای دردمندانهاش كه به خاطر نجات امت و اصلاح شوؤن آنها بر میآمد هنوز در گوشها طنینانداز است. و شهادت مظلومانهاش حاكی از مقاومت و خطابه جانانهاش پرچمی افروخته بر قلب تاریخ برای اعلام حق و قبر پنهانش اعلام نوعی ناامنی پدید آمده از غاصبان حق.
این تلاشها و برنامهها خوب و ارزندهاند ولی جهتدهنده به سوی مقصود نیستند و نقش سازندگی و تحولانگیزی آنها اندك است. فاطمه علیهاالسلام برای این، تلاش نکرد كه به او احسنت و مرحبا بگوئیم و بدان خاطر به شهادت نرسید كه اشك ما را بدرقه راه كند و یا مجالس عزای او صرفاً برای عزاداری و توبه نیست كه مقصدی فوق آن مطرح است.

بهترین توسل
بهترین توسل برای نجات از مشكلات و همّ و غمّی كه در سر راه ماست توسل به راه و رسم حیات فاطمه علیهاالسلام است. فاطمه علیهاالسلام قافله سالار زنان جهان و مایه افتخار دنیای اسلام است. زندگی او بر اساس ایمان و اعتقاد و باور راستین است. عرضه كننده بهترین ایدهها و سنتهاست و راه او، راه نجات است. و از رمز پیروزیها و انحطاطها در پیروی یا عدم تبعیت از راه و رسم اوست.
گریه بر فاطمه علیهاالسلام باید گریه معرفت باشد و گریه ندامت از این كه من گنهكارم چرا كه میتوانستم پاك و سالم باشم. چرا گنه كردهام؛ و گریه حسرت كه چرا از كاروان فاطمه (علیهاالسلام) عقب افتادهام. و در پس این گریه تصمیمگیری بر این امر كه دیگر به راه خطا نروم، و حق خدا و خلق را كه بر ذمه دارم ادا كنم.
راه فاطمه (علیهاالسلام) تنها راه دیروز نبوده و نیست كه راه امروز است و هر روز. و تنها راه. شریعت خاص و آئینی ویژه نیست كه راه فطرت است و بدین سان در همه جای جهان قابل اجرا و عملی است. اگر ما راه فاطمه (علیهاالسلام) را راه اسلام میخوانیم بدان خاطر است كه در باور ما اسلام، آئین فطرت است. تعالیم آن با زمینههای فطری سازگار است و فاطمه (علیهاالسلام) آنچه را كه دارد از عطایای الهی است كه در سایه تطابق خود با اندیشههای اسلامی آن را به دست آورده است.
هم او سند مظلومیت است، سند حقطلبی است. كبودی بدنش خط روشنی بر سیه روزی خصم است و ورم بازویش نشانه بدستیزی دشمن برای كوتاه كردن دست او از دامن حق و این خود یك سند است. اثر ضربههای تازیانه بر بدن، خطوط كبودی در آن پدید آوردند كه هر كدام خطوط روشنی است بر بی منطقی دشمن.
ذكر یک هشدار بجاست كه گمان نرود نجاتبخشی انسان تنها در سایه گریه بر فاطمه علیهاالسلام حاصل است و یا با گریهی تنها، میتوان آلودگیها را از خود زدود. گریه عاطفی و ناشی از دلسوزیها و به خاطر تصویر مصائب جانكاه و دردهای انسانی ستمدیده نمیتواند گرهی از مشكل بگشاید و عامل نجات گردد كه اگر چنین بود عمر سعد نجات یافته است. زیرا در عصر عاشورا از دیدن مصائب بازماندگان حسین دلش به رقّت آمد و سوخت و قطرات اشك هم نثار كرد.
گریه بر فاطمه علیهاالسلام باید گریه معرفت باشد و گریه ندامت از این كه من گنهكارم چرا كه میتوانستم پاك و سالم باشم. چرا گنه كردهام؛ و گریه حسرت كه چرا از كاروان فاطمه (علیهاالسلام) عقب افتادهام. و در پس این گریه تصمیمگیری بر این امر كه دیگر به راه خطا نروم، و حق خدا و خلق را كه بر ذمه دارم ادا كنم. و سختگیری بر خود از طریق عبادتی چون عبادت فاطمه (علیهاالسلام)، که لذت گناه را فراموش كنم و حتی گوشت روئیده از گناه را ذوب نمایم و حال و عملم خلاف آن باشد كه بوده است.

یاد فاطمه علیهاالسلام
فاطمه (علیهاالسلام) را باید همیشه به یاد داشت و یاد او باید یاد عشق در ایمان باشد و یاد عاطفه و احساس توام با تعقل او درخور یاد كردن و ذكر است؛ بدان خاطر كه تصویر آزادگی او به ما درس آزادی میدهد، خاطره حقطلبیش به ما درس وظیفه و جرئت و شهامت میدهد و یا مبارزهاش در ما روح مبارزات حقطلبانه را احیاء میكند.
او با عمل درس داد، درس توّلا و تبّرا، درس همرزمی با همسر در تعقیب هدف مشترك، درس صفا و اخلاص در كارها، درس انجام وظیفه هدایت برای زنان، درس كمككاری برای مردم، درس زیر بازوگیری، درس بیان حق، درس از خود گذشتگی و ایثار، درس ثبات قدم در برابر متجاوزان و غاصبان، درس حجاب و پوشش، درس پرچمافرازی و گاهی پرچم ساختن مظلومیت، حتی پنهان کردن جنازه و قبر خود برای هشیار كردن.
ما با یاد فاطمه علیهاالسلام و موضعگیریهایش باید این درس را داشته باشیم كه به موضعگیری اندیشه در شرایط گوناگون و متفاوت زندگی دست یابیم و در هر مساله و مشكل از خود سوال كنیم اگر فاطمه (علیهاالسلام) با این مشكل مواجه میشد چه میكرد؟ و هم با مطالعه تاریخ زندگیش از او و از راه و روش او الهام میگیریم و طریق خود را روشن و هموار كرده و به پیش رویم.
او ولیّ خدا بود دارای ایمان و عصمت، علی (علیهالسلام) او را یکی از دو ركن جهان اسلام معرفی كرد كه ركن اول آن شخص پیامبر بود. و آن روز كه فاطمه (علیهاالسلام) از دنیا رفت علی (علیهالسلام) با تأثر و اندوه فرموده بود این همان ركن دومی بود كه از دست رفت (هذا ركن الاخر) و چنانچه پیامبر اکرم در مورد فاطمه علیهاالسلام فرموده بود: هذا احدالركنین [1] و آدمی برای استواری نیایش، ناگزیر به ستون و ركنی نیاز دارد. هر قدر آن ركن مهمتر و سنگینتر، استحكام بنا و اعتماد ما بدان بیشتر و زیادتر است و این خود نیز اسوهآموزی و الگوپذیری است كه آیات قرآن و روایات، ما را بدان توصیه میكنند.

درس آموزی از فاطمه علیهاالسلام
برای فاطمه علیهاالسلام رمز و رازی الهی و مقصدی لاهوتی، معرفی كردهاند و در خور اسوه بودن برای بشریت. اسناد و روایات ما نشان میدهند او ولی خداست، معصومه و محصوره از گناه است، آزاده است و آزاد از قیود بشر ساخته، دارای تقوائی بینظیر و ادبی كم نظیرتر در دنیای زنان. دارای رقّت قلب، ایمان آمیخته با اركان وجودی، صبر و مقاومت در امور، حلم و متانت در كارها، علوّ روح، دارای سرعت در ادراك و تعقل جهتدار كه به سوی بینهایت است، دارای شجاعت گرفته از ایمان، تنها و تنها در جهان بشریت و نمونه عالی حبّ خدا و اسوه در پرستش و نیایش، شرافت و جدال و برگزیده خدا و ... .
فاطمه علیهاالسلام جان داد ولی آبرومندانه، زندگی كرد ولی مدبرانه، مبارزه كرد ولی اندیشمندانه، تسلیم نشد حتی در بستر مرگ، رای خود را عوض نكرد حتی به بهای جان، دست از دفاع از مقام ولایت علی (علیهالسلام) برنداشت حتی به بهای سقط فرزند، و از دامن علی (علیهالسلام) دست نكشید مگر به ضربه تازیانه، و وقتی که بیهوش شد. و اینها همه درس است برای آن كس كه حسرت جلال و شكوه فاطمه علیهاالسلام را در دل دارد.
و بدین سان همه عملكردها، مواضع، حالات و حركاتش درس است. زندگی او خود یك راه است و راه اسلام، مسلمانی و راه فطرت با درسآموزی از فاطمه علیهاالسلام است كه میتوانیم دریابیم راه خدا چیست؟ راه ایمان و تقوا كدام است؟ راه حقطلبی و مبارزه و تلاش در راه هدف الهی كدام است؟.
فاطمه علیهاالسلام به زنان ما درس میدهد، درس زندگی، درس جهاد و مبارزه، درس مرزداری ایدئولوژی و درس حضور اجتماعی در عین رعایت موازین شرعی و او آموزگار مسلم راهی است كه بشریت از ابتدای پیدایش خود تا امروز خواستار و متوقع شناخت آن راه و طی طریق در آن مسیر بوده است.

عبرتآموزی از تاریخ
ما در مطالعه حیات فاطمه علیهاالسلام درسهائی میآموزیم كه از یك سو درس عبرتاند و از سوی دیگر در خور ثبت در تاریخ برای راهآموزی ما. و در ضمن این مطالعه با كسانی آشنا شدیم كه برای دستیابی به رتبه و مقام ظاهر و بزرگ و جلال و شكوه فاطمه علیهاالسلام را نادیده گرفته و خواستند از این راه به نوائی برسند ولی خدای آن را برای همیشهشان پذیرا نشد.
ولی امروز نه آن دونانصفت حضور دارند و نه فاطمه علیهاالسلام؛ هر دو از جهان رخت بربستند و چه درس عبرتی از این بالاتر كه میبینیم ظالمان با خرید آن همه ننگها طرفی نیستند و ظلم و تجاوز و غصبشان برای آنها آبروئی نساخت و راه و روش شرم انگیزشان راهی و وسیلهای برای سعادتشان فراهم نكرد.
برخی شكوه فاطمه علیهاالسلام را فراموش كردند، به خاطر نانی، به دریوزگی درآمدن و به خاطر مقامی، با دستگاه ظلم همدست شدند، آزادگی خود، و حتی شرافت خویش را فروختند و مجری فرمان خائنان شدند كه در سایه آن فاطمه علیهاالسلام مجروح و زخمی به بستر افتاد و بر اثر همان صدمات جسمش ناتوان شد و از دنیا رفت.

ولی امروز نه آن دونانصفت حضور دارند و نه فاطمه علیهاالسلام؛ هر دو از جهان رخت بربستند و چه درس عبرتی از این بالاتر كه میبینیم ظالمان با خرید آن همه ننگها طرفی نیستند و ظلم و تجاوز و غصبشان برای آنها آبروئی نساخت و راه و روش شرم انگیزشان راهی و وسیلهای برای سعادتشان فراهم نكرد.
برخی شكوه فاطمه علیهاالسلام را فراموش كردند، به خاطر نانی، به دریوزگی درآمدن و به خاطر مقامی، با دستگاه ظلم همدست شدند، آزادگی خود، و حتی شرافت خویش را فروختند و مجری فرمان خائنان شدند كه در سایه آن فاطمه علیهاالسلام مجروح و زخمی به بستر افتاد و بر اثر همان صدمات جسمش ناتوان شد و از دنیا رفت.
آنان كه در آن روز جز به خود و نیت پست خود نمیاندیشیدند اینك در كجایند و فاطمه علیهاالسلام در كجاست؟
آنها كه در زیر پوششهای تبلیغاتی خود خواستند نور خدا را خاموش كنند آیا به هدف خود رسیدند؟ آیا آنها عزت دارند یا فاطمه علیهاالسلام؟ دیدید كه اشك مظلوم چهها كرد؟ و قطرات سرشك صاف و روان چگونه ریشه آنها را قطع کرد؟
فاطمه علیهاالسلام جان داد ولی آبرومندانه، زندگی كرد ولی مدبرانه، مبارزه كرد ولی اندیشمندانه، تسلیم نشد حتی در بستر مرگ، رای خود را عوض نكرد حتی به بهای جان، دست از دفاع از مقام ولایت علی (علیهالسلام) برنداشت حتی به بهای سقط فرزند، و از دامن علی (علیهالسلام) دست نكشید مگر به ضربه تازیانه، و وقتی که بیهوش شد. و اینها همه درس است برای آن كس كه حسرت جلال و شكوه فاطمه علیهاالسلام را در دل دارد.
فاطمه علیهاالسلام محور درسها
او محور درسهاست و در حیات شخصی، در عبادت و نیایش در كار و تلاش، در احساس تعهد و در انجام مسؤلیت، در تكلیف نسبت به خود و خدا و جامعه در هدفداری و در برنامهریزی، در اعمال روش معین در امور، در نظارت اجتماعی، در امر به معروف و نهی از منكر و در مبارزه و حقطلبی.
برای فاطمه علیهاالسلام رمز و رازی الهی و مقصدی لاهوتی، معرفی كردهاند و در خور اسوه بودن برای بشریت. اسناد و روایات ما نشان میدهند او ولی خداست، معصومه و محصوره از گناه است، آزاده است و آزاد از قیود بشر ساخته، دارای تقوائی بینظیر و ادبی كم نظیرتر در دنیای زنان.
او با عمل درس داد، درس توّلا و تبّرا، درس همرزمی با همسر در تعقیب هدف مشترك، درس صفا و اخلاص در كارها، درس انجام وظیفه هدایت برای زنان، درس كمككاری برای مردم، درس زیر بازوگیری، درس بیان حق، درس از خود گذشتگی و ایثار، درس ثبات قدم در برابر متجاوزان و غاصبان، درس حجاب و پوشش، درس پرچمافرازی و گاهی پرچم ساختن مظلومیت، حتی پنهان کردن جنازه و قبر خود برای هشیار كردن.
- او دختری برای پدر است در احترام پدر، رعایت حال او، دفاع از او، مهرورزی به پدر، رعایت شئون او.
- او همسری است برای شوهر، همشأن او، كفو او، دوستی با شوهر، همرزمی با او، همگامی با او.
- او مادری است برای فرزندان، مادری متعهد، درسآموز، مهربان، صمیمی و همراه، القاء كننده ایمان و اخلاق.
- او عضوی است برای جامعه، خود اهل احسان و خیر، اهل هدایت و ارشاد، تمام كننده حجت.
- و او الگوی مكتب محمد (صلیاللهعلیهوآله) است.

مرزهای درس آموزی
برای آن كس که طالب راه فاطمه علیهاالسلام و در مسیر سعادت آموزی است، مرزهای مطالعه و تحقیق در حیاتش از این دیدها و جنبهها میتوانند مفید باشند.
1- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با خود: تلاش او در خداشناسی، خودسازی، پرورش ابعاد وجودی، حیات شخصی، رشد خود و ... .
2- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با خدای خود در شناخت او از خدا در عبادت، اطاعت، تسلیم، استمداد، توكل، هدف و خشیت از خدا، امیدواریها ...
3- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با انسانها: پدر، مادر، اعضای خانواده، همسر، فرزندان، خادمان، دوست، دشمن، مؤمن، كافر، مشرك، منافق و ... .
علی (علیهالسلام) او را یکی از دو ركن جهان اسلام معرفی كرد كه ركن اول آن شخص پیامبر بود. و آن روز كه فاطمه (علیهاالسلام) از دنیا رفت علی (علیهالسلام) با تأثر و اندوه فرموده بود این همان ركن دومی بود كه از دست رفت (هذا ركن الاخر)
4- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با دنیا: دنیا، ارزش آن، تلقی از آن، وظیفهاش در جهان، موضعگیریها، نگرشها ... .
5- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با پدیدههای این جهان: از نعمتها، آب و خاك، حیوان، حق، باطل و عوامل و موانع رشد، پدیدههای مرئی و نامرئی ... .
6- فاطمه علیهاالسلام در رابطه با واقعیتهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، فقر و غنا و دیگر جنبههائی كه از آن میزایند.
و در سایه این مطالعه و تحقیق راهها روشن میشوند. و آنگاه عزم و ارادهای نیرومند لازم است تا حیات خود را بر پایه این شناختها استوار سازد. قدم در جای قدم او بگذارد خوشبختی و بدبختی را بر اساس این چارچوبها تنظیم نماید.
فاطمه علیهاالسلام؛ سندیت حق
فاطمه علیهاالسلام سند حق است در برابر باطل، سند زن اسلامی در برابر غیر آن است. او سندی است برای معرفی زن و ارزش او و رشد او، و كمال او، و نمونهای از یك همسر ایدهآل، مادر ارزنده و عضوی برای جامعه، هادی زنان، الگوی نیایش، اسوه پوشش... .
فاطمه (علیهاالسلام) را باید همیشه به یاد داشت و یاد او باید یاد عشق در ایمان باشد و یاد عاطفه و احساس توام با تعقل او درخور یاد كردن و ذكر است؛ بدان خاطر كه تصویر آزادگی او به ما درس آزادی میدهد، خاطره حقطلبیش به ما درس وظیفه و جرئت و شهامت میدهد و یا مبارزهاش در ما روح مبارزات حقطلبانه را احیاء میكند.
و هم او سند مظلومیت است، سند حقطلبی است. كبودی بدنش خط روشنی بر سیه روزی خصم است و ورم بازویش نشانه بدستیزی دشمن برای كوتاه كردن دست او از دامن حق و این خود یك سند است. اثر ضربههای تازیانه بر بدن، خطوط كبودی در آن پدید آوردند كه هر كدام خطوط روشنی است بر بی منطقی دشمن.
فاطمه علیهاالسلام امروز در میان ما نیست ولی خاطره نالههای دردمندانهاش كه به خاطر نجات امت و اصلاح شوؤن آنها بر میآمد هنوز در گوشها طنینانداز است. و شهادت مظلومانهاش حاكی از مقاومت و خطابه جانانهاش پرچمی افروخته بر قلب تاریخ برای اعلام حق و قبر پنهانش اعلام نوعی ناامنی پدید آمده از غاصبان حق.
سلام بر فاطمه (علیهاالسلام) و پدرش، سلام بر فاطمه (علیهاالسلام) و همسرش، سلام بر فاطمه (علیهاالسلام) و فرزندان و ذریهاش.
پینوشت:
1- ذخائر العقبی، ص 56.
منبع:
کتاب در مكتب فاطمه علیهاالسلام، دكتر علی قائمی، فصل 28.
مجموعه کاملی از ادعیه و زیارات (ویژه موبایل)
مجموعه تصویری داستانهای شگفت ویژه موبایل
مجموعه نرم افزارهای سونی اریكسون
------------------------------------
نرم افزار كامپیوتر
نرم افزارهای کاربردی
نرم افزارهای اینترنت
نرم افزارهای سرگرمی وبازی
نرم افزارهای بهینه سازی
تبلیغات
