تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - چرا از مرگ می ترسیم؟
چرا از مرگ می ترسیم؟
نظرات |

نوع و چگونگی زندگی افراد در دنیا نمایانگر چگونگی حیات جاودانه شان و مواجه آنان با مرگ است. تلخ یا شیرین بودن مرگ بسته به شیوه ی زندگی انسانها در دنیا و جهان بینی شان تفاوت دارد. چنانچه امیر المومنین (علیه السلام) مرگ را بشارتی به نعمت جاویدان، یا خبری از عذاب همیشگی و یا مایه اندوه و هراس میخوانند.(معانی الاخبار، ابن بابویه، محمد بن علی، ص288، ح2)

وقایع تلخ و شیرین؛ جزء جداناشدنی زندگی تمامی انسانهاست. انسانها، از هر نژاد و ملیت و با هر عقیده و تفکری، در طول زندگی خود با حوادث بسیاری دست و پنجه نرم می نمایند. هر چند با بکارگیری اصولی می توان از وقوع برخی حوادث جلوگیی نمود اما هنوز وقایع بیشماری وجود دارد که از حیطه ی توان آدمی خارج است. انواع بیماریها، تصادفات و رخدادهای طبیعی همچون سیل و زلزله و ... تنها بخشی از وقایعی است که از کنترل آدمی به دور است. اما گاه وقوع همین حوادث تلخ و ناگوار به خلاف تصور؛ سبب تعالی انسانها می گردد؛ هر چند در مواردی نیز نابودی آنان را فراهم می آورد.
نوع نگاه افراد به حوادث زندگی و شیوه ی مدیریت آنان در بحران های زندگی تعیین کننده ی نتیجه ی حاصل از رخدادهاست. بیماری ای که سبب نابودی فردی می گردد و او را تا آستانه ی مرگ پیش می برد گاه موجب استقامت قوای جسمانی فردی دیگر می شود و زمینه ای می گردد تا سر بر آستان جانان فرود آورد و به ناتوانی خویش اقرار نماید و از اینرو پیوندی محکم تر با خالق خویش برقرار نماید.
مرگ یکی از مهمترین و به قولی هولناکترین حوادث زندگی هر فرد است. واقعیتی گریز ناپذیر که با نام و یادش هول و هراسی وصف ناپذیر در وجود برخی افراد پدید می آید. از نگاه آنان که مرگ را مترادف نابودی و نیستی می خوانند؛ انسانها و بطور کلی تمامی موجودات و آنچه در دنیاست فنا پذیرند و روزی از بین خواهند رفت.

 

مرگ=نابودی؟!

امیر المومنین (علیه السلام) مرگ را بشارتی به نعمت جاویدان، یا خبری از عذاب همیشگی و یا مایه اندوه و هراس میخوانند. (معانی الاخبار، ابن بابویه، محمد بن علی، ص288، ح2)

وجود این تفکر که روزی انسان و تمامی متلقاتش نابود خواهند شد؛ اندوهی شدید و ترسی بسیار در وجود انسان به وجود می آورد. ترس از نابودی و چگونگی وضعیت انسان در جهان پس از مرگ از جمله افکاری است که این واقعیت را ترسناک تر می نماید.

از اینرو امام علی (علیه السلام) در وصف حال این افراد فرموده اند: «فَإِنَّ الْمَوْتَ هَادِمُ لَذَّاتِكُمْ وَ مُكَدِّرُ شَهَوَاتِكُمْ وَ مُبَاعِدُ طِیَّاتِكُمْ زَائِرٌ غَیْرُ مَحْبُوبٍ وَ قِرْنٌ غَیْرُ مَغْلُوبٍ وَ وَاتِرٌ غَیْرُ مَطْلُوبٍ قَدْ أَعْلَقَتْكُمْ حَبَائِلُه؛ مرگ بر هم زننده ی خوشی های شما و دور کننده شما از هدفهایتان است. میهمانی ناخواستنی و هماوردی شکست ناپذیر و خونریزی باز خواست نشدنی است. شما را در دام های خود افکنده است.» (نهج البلاغه، شریف رضی، محمد بن الحسین، ص351، خطبه 230)
اما در مقابل، عده ای دیگر نه تنها مرگ را مایه ی نابودی انسان نمی داند بلکه آن را سرآغاز زندگیِ جاودانه و حیاتی دوباره می خوانند. از نظر این عده مرگ نه تنها به معنای نابودی نیست بلکه به معنای از بین رفتن تمام محدودیتهای جهان مادِی و شروع زندگی ای راحتتر و آسوده تر است.
اینها همان کسانی اند که زندگی دنیا را پوچ و بی مقدار می خوانند و دنیا را تنها ابزاری برای رسیدن به زندگی بهتر و راحتتر می دانند. بنا به آنچه گفته شد جهان بینی انسانها نسبت به مرگ و جهان پس از آن؛ تعیین کننده ی ترس یا علاقه ی ایشان به این واقعیت گریز ناپذیر است.


آنانکه دنیا را غایت خویش انگاشته و از انجام هر کاری برای دستیابی به لذتهای دنیایی فرو نگذاشته اند مرگ را وسیله ای برای فاصله انداختن و جدایی افکندن میان آنها و لذتهایشان خوانده اند و حتی از نام آن نیز گریزانند حال آنکه افرادی که دنیا را مقدمه ای برای دستیابی به زندگی سعادتمندانه و جاودانه ی اخروی انگاشته اند مرگ را وسیله ای برای گذر و عبور به سرای ابدی دانسته اند.

امام صادق (علیه السلام) در پاسخ به این پرسش که مرگ چیست؟ فرمود: برای مومن مانند خوشترین بویی است که استشمام می کند و از بوی خوش آن خوابش می برد و رنج و درد بکلی از او برطرف می شود و برای کافر همچون گزش مارها و نیش عقربهاست و دردناکتر! عرض شد: عده ای می گویند که مرگ دردناکتر از اره شدن و قیچی گشتن و خرد شدن با سنگها و به چرخش در آوردن ستون آهنی آسیا بر تخم چشم است! حضرت فرمود: برای بعضی از کافران و گنهکاران همین گونه است...». (عیون اخبار الرضا، ابن بابویه، محمد بن علی،ج1، ص274، ح9)

امام صادق (علیه السلام) در این خصوص می فرمایند: «مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ: قِیلَ لِلصَّادِقِ علیه السلام صِفْ لَنَا الْمَوْتَ قَالَ لِلْمُؤْمِنِ كَأَطْیَبِ رِیحٍ یَشَمُّهُ فَیَنْعُسُ لِطِیبِهِ وَ یَنْقَطِعُ التَّعَبُ وَ الْأَلَمُ كُلُّهُ عَنْهُ وَ لِلْكَافِرِ كَلَسْعِ الْأَفَاعِیِّ وَ لَدْغِ الْعَقَارِبِ وَ أَشَدَّ قِیلَ فَإِنَّ قَوْماً یَقُولُونَ إِنَّهُ أَشَدُّ مِنْ نَشْرٍ بِالْمَنَاشِیرِ وَ قَرْضٍ بِالْمَقَارِیضِ وَ رَضْخٍ بِالْأَحْجَارِ وَ تَدْوِیرِ قُطْبِ الْأَرْحِیَةِ عَلَى الْأَحْدَاقِ قَالَ كَذَلِكَ هُوَ عَلَى بَعْضِ الْكَافِرِینَ وَ الْفَاجِرِین ...؛ امام صادق(علیه السلام) در پاسخ به این پرسش که مرگ چیست؟ فرمود: برای مومن مانند خوشترین بویی است که استشمام می کند و از بوی خوش آن خوابش می برد و رنج و درد بکلی از او برطرف می شود و برای کافر همچون گزش مارها و نیش عقربهاست و دردناکتر! عرض شد: عده ای می گویند که مرگ دردناکتر از اره شدن و قیچی گشتن و خرد شدن با سنگها و به چرخش در آوردن ستون آهنی آسیا بر تخم چشم است! حضرت فرمود: برای بعضی از کافران و گنهکاران همین گونه است...». (عیون اخبارالرضا، ابن بابویه، محمد بن علی،ج1، ص274، ح9)

کلام آخر

تمامی افراد از غنی تا فقیر، با هر پست و سمت و مقام دنیوی؛ روزی با واقعیتی به نام مرگ دست و پنجه نرم خواهند کرد و هیچ کدام از آنان نمی توانند مانع از وقوع چنین حادثه ای گردند آنچنان که خداوند حکیم در کتاب آسمانیش فرموده است: «أَیْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فی بُرُوجٍ مُشَیَّدَة؛ هر كجا باشید، شما را مرگ درمى یابد هر چند در بُرجهاى استوار باشید.» (سوره ی نساء، آیه 78) و آدمی مختار است تا به اراده ی خویش مرگش را دلپذیر یا سخت گرداند. انتخاب هر طریق؛ به اختیار خود انسان است و ترس از مرگ چیزی است که آدمی خود برای خویش به واسطه چگونه زیستنش در دنیا بوجود می آورد.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/10
زمان : 08:42 ق.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.