تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - آهای شیعه! قولت یادت نره!
آهای شیعه! قولت یادت نره!
نظرات |

گاهی عهد هم مثل دل، می شکند و گاهی چون سیمان، ناشکستنی! من در پیمان «الست» بله هایی گفته ام، بله هایی که شاید یادم نباشد! بله هایی که در وسط جاده شلوغ قلب من، زیر دست و پاست و گم شده است.
خدیجه همتیان پور فرد - بخش مهدویت تبیان

گاهی عهد هم مثل دل، می شکند و گاهی چون سیمان آن قدر محکم می شود که ناشکستنی! در پیمان «الست» همان آیه میثاق (1) که با خداوند تعالی رویارویی حضوری داشته ایم و با علم حضوری و شهود قلبی او را دیده ایم و شناخته ایم که آفریننده و روزی دهنده مان کیست؛ (2) در همان موقعیت که به فقر ذاتی و احتیاج خود به پروردگار، اعتراف کردیم، بله های دیگری را نیز گفته ایم. بله هایی که شاید یادمان نباشد؛ اما شواهدی بر آنها شاهد است.
کمی تأمل بفرمایید؛ آیا یادتان می آید که چه شواهدی نشان از عهد ما با ولایت دارد؟ و چرا می گوییم عهدی به غیر از وحدانیت خداوند نیز به گردن ما هست؟

امروز آغاز امامت امام زمان(عج) است . همان امامی که سالهاست آغاز امامتش را جشن می گیریم و در انتظارش هستیم. در این روز باید عهدی را که بسته ایم به یاد آوریم و متعهد به آن باشیم.

روزی که "بله" گفتیم

قبل از نشئه دنیایی، نشئه ای داشتیم انسانی که در آن اعتراف و اقراری کردیم به توحید و اینکه فقیریم و وابسته؛ همچنین اقرار نمودیم به ولایت و طاعت پیامبر اکرم و ائمه علیهم السّلام؛ اگر فردی تا این مرحله پیش رود به حقیقت توحید رسیده است؛ زیرا ایستگاه آخر، قبول ولایت والیان منسوب از طرف خداوند است.
صادق آل طه (علیه السّلام) در مورد اقرار گرفتن خداوند از خلق و پیشتاز بودن پیامبر (صلی الله علیه و آله) حضرت امیر و ائمه (علیهم السّلام) در بلی گفتن به ربوبیت خداوند تعالی و هدیه گرفتن دین، علم، امانتداری و مسئولیت از سوی خداوند و دستور پروردگار به اقرار نمودن مخلوقات به ربوبیت خداوند و ولایت و طاعت این عزیزان و شهادت ملائکه به این مساله و... تأکید می فرمایند که "ولایت ما بر خلق، محکم شد."  (3)

قبل از نشئه دنیایی، نشئه ای داشتیم انسانی که در آن اعتراف و اقراری کردیم به توحید و اینکه فقیریم و وابسته؛ همچنین اقرار نمودیم به ولایت و طاعت پیامبر اکرم و ائمه علیهم السّلام؛ اگر فردی تا این مرحله پیش رود به حقیقت توحید رسیده است؛ زیرا ایستگاه آخر، قبول ولایت والیان منسوب از طرف خداوند است

همچنین فرمودند: "ما همان پیمان و عهد خداییم، هر کس به عهد ما وفا کند، به عهد الهی وفا کرده است و هر کس پیمان ما بشکند، پیمان خداوند شکسته است."(4)
تا به حال این حدیث زیبا و قابل تأمل را شنیده اید که امام باقر (علیه السّلام) در مورد معنای آیه شریفه «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا» فرمودند: «مراد از آن، لا اله الا الله، محمّد رسول الله و علی امیرالمؤمنین است»؟! و سپس اضافه می نمایند كه «الی هاهنا التوحید» (5) یعنی توحید تا این جاست. به نظر شما بزرگواران، چرا مولا توحید را این گونه معنا کرده اند؟ چرا اگر من با فطرت الهی خود، متوجه شوم که خداوند یکی است به آخرین ایستگاه مقصد توحید نرسیده ام؟ و هنوز تا رسیدن به وحدانیت فاصله هست؟ آیا ولایت مولا در ما فطری است و مانند توحید، با آب و گل ما سرشته شده است؟ تأمل کنیم!

امانتی گمشده در زیر دست و پا

مولای غریبمان از ما گله مندند که شیعیان ایشان، بر سر پیمانی که بر عهده دارند، همدل نیستند و می فرمایند: "به همین دلیل، سعادت دیدار ما، به تأخیر افتاده است." (6)  آیا این سخن ثابت نمی کند که ما عهدی داشته ایم و آن را شکسته ایم؟ و یا اگر برخی از ما به آن پایبند بوده ایم، این وفا به همدلی و یکدستگی نرسیده است؟!
حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود را «مستَودع العهد المأخوذ علی العباد» یعنی گنجینه عهد و پیمانی که خدا از بندگان گرفته!(7) معرفی می نمایند. آیا این عهد، امانت است که امام از واژه "مستودع" استفاده فرموده اند؟ آن گوهر رها شده در وسط جاده شلوغ قلب من، که زیر دست و پاست، همان امانتی است؟!

روز همعهدی

امروز که روز همعهدی است به هم قول دهیم که بر سر قولمان باشیم و قرار بگذاریم که نجوای خود را مدام تکرار کنیم؛ مبادا که یادمان برود عهدی داشته ایم:
«إِنّا سامِعونَ مُطیعونَ راضُونَ مُنقادُونَ لِما بَلَّغتَ عَن رَبَّنا وَ رَبَّکَ فی أَمرِ اِمامِنا عَلیٍّ امیرِ المؤمنینَ وَ مَن وُلِدَ مِن صُلبِهِ مِنَ الأئِمَّه. نُبایِعُکَ عَلی ذالِکَ بِقُلوُبِنا وَ انفُسِنا وَ السِنَتِنا وَ اَیدینا. عَلی ذالِکَ نَحیی وَ عَلَیهِ نَموتُ وَ عَلیهِ نُبعَثُ. وَ لانُغَیِّرُ وَ لانُبَدِّلُ وَ لانَشُکَّ وَ لانَجحَدُ وَ لانَرتابُ وَ لانَرجِعُ عَنِ العَهدِ و لانَنقُضُ المیثاقَ.
وَعَظتَنا بِوَعظِ اللهِ فی عَلِیٍّ اَمیرِ المؤمِنینَ وَ الأئمَّهِ الَّذینَ ذَکَرتَ مِن ذُرِّیَّتِکَ مِن وُلدِهِ بَعدَهُ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ وَ مَن نَصَبَهُ اللهُ بَعدَهُما.
فَالعَهدُ وَ المیثاقُ لَهُم مَأخوذٌ مِنّا مِن قُلوبِنا وَ اَنفُسِنا وَ اَلسِنَتِنا وَ ضَمائِرِنا وَ اَیدینا. مَن اَدرَکَها بِیَدِهِ وَ إلّا فَقَد اََقَرَّ بِلِسانِهِ وَ لانَبتَغی بِذالِکَ بَدَلاً وَ لایَری اللهُ مِن اَنفُسِنا حِوَلاً. نَحنُ نُؤَدّی ذالِکَ عَنکَ الدّانی وَ القاصی مِن اَولادِنا وَ اَهالینا وَ نُشهِدُ اللهَ بِذالِکَ وَ کفی بِاللهِ شَهیداً وَ انتَ عَلَینا بِهِ  شَهیدٌ:

حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) خود را «مستَودع العهد المأ خوذ علی العباد» یعنی گنجینه عهد و پیمانی که خدا از بندگان گرفته!   معرفی می نمایند. آیا این عهد، امانت است که امام از واژه "مستودع" استفاده فرموده اند؟ آن گوهر رها شده در وسط جاده شلوغ قلب من، که زیر دست و پاست، همان امانتی است؟!

ما شنیدیم و اطاعت کردیم! و راضی هستیم و سر تسلیم فرود می آوریم درباره ی آنچه از جانب پروردگار ما و خودت به ما رساندی! یعنی امر امامت علی امیر المؤمنین و امامانی که از صلب او به دنیا می آیند. بر این مطلب با قلبهایمان و باجانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بیعت می کنیم! بر این عقیده زنده ایم و با آن می میریم و روز قیامت با آن محشور می شویم! تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمی کنیم و شک و انکار نمی نماییم و تردید به دل راه نمی دهیم و از این قول بر نمی گردیم! و پیمان را نمی شکنیم!
تو ما را به موعظه الهی نصیحت نمودی درباره علی امیرالمؤمنین و امامانی که گفتی بعد از او از نسل تو و فرزندان اویند؛ یعنی حسن و حسین و آنان که خداوند بعد از آن دو منصوب نموده است.
پس برای آنان عهد و پیمان از ما گرفته شد! از قلبهایمان و جانهایمان و زبانهایمان و درونمان و دستهایمان. هر کس توانست با دست بیعت می نماید وگرنه با زبانش اقرار می کند. هرگز در پی تغییر این عهد نیستیم و خداوند (درباره ی امامت امامان) از جانمان تغییری نبیند.
ما این مطالب را از قول تو به نزدیک و دور از فرزندانمان و فامیلمان می رسانیم و خدا را بر آن شاهد می گیریم! خداوند بس است که شاهد باشد و تو (پیامبر رحمت) نیز بر این اقرار ما شاهد هستی!»

دو کلام حرف دل با دوست

مولا جان! اگر روزگار طولانی شود و عمرها بگذرد بر یقین من اضافه خواهد شد و این سالها، فقط محبت، توکل و اعتمادم را افزایش خواهد داد! ظهور شما تنها توقع و انتظار من است! (8)
مولای غریب من! راضی و خوشنودم به پیشوایی ، هدایت ، سرپرستی و راهبری تو و به جای تو احدی را نمی خواهم و جز تو کسی را ولیّ و سرپرست خود نخواهم گرفت. (9)
زیرا که:

اگر بر جای من غیری گزیند دوست، حاکم اوست           حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم

مولای رحیم من! می دانید که گاهی عهدتان شکستم و دلتان را نیز! اما شما که مظهر قادر متعال هستید، این عهد تار عنکبوتی را سیمانی کنید که گاهی به مویی می رسد و بند دلمان پاره می کند.

پی نوشت :

 1 - و چون پروردگار تو از پسران آدم از پشتهایشان نژادشان را بیاورد و آنها را بر خودشان گواه گرفت كه مگر من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا، گواهى مى دهیم تا روز رستاخیز نگویید كه از این نكته غافل بوده ایم. (الاعراف،  172)
2  - معنای این آیه شریفه از امام صادق (علیه السلام) سؤال شد. فرمودند: از آن خاطرات معرفت در دلها به جا ماند ولی سایر خصوصیات موقف از یادها برفت، و روزى خواهد آمد كه دوباره به یادشان بیاید و اگر این معنا نبود احدى از مردم نمى فهمید كه آفریدگار و روزى دهنده اش كیست.: محمد حسین طباطبایی، المیزان، موسوی همدانی، ج 8، ص 431؛ به نقل از محاسن ج 1- 2 ص 281
3- ر.ک: عبدعلی بن جمعه عروسی حویزی، نور الثقلین، ج 2، ص 93.
4 - کلینی، کافی، ج ۱، ص ۲۲۱ و نیز ر.ک: بحارالانوار، ج ۲۶، ص ۲۴۵.
5- بحار الانوار، ج3، ص277.

6- ر.ک: طبرسی، احتجاج ، ج ۲، ص ۴۹۸؛ بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۷.
7- طبرسی، احتجاج ، ج ۲، ص ۵۹۷٫ نامه به شیخ مفید.

 8 - شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، زیارت صاحب الامر. (با اندکی تصرف)
9  - همان


:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/10/2
زمان : 08:45 ق.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.