تبلیغات
امام حسن مجتبی علیه السلام - اگر در غدیر بودیم، شهادت می دادیم یا سکوت می کردیم؟
اگر در غدیر بودیم، شهادت می دادیم یا سکوت می کردیم؟
نظرات |

تصوّر کنید بعد از ظهور حضرت مهدی علیه السّلام به مناسبت اربعین حسینی، اعلام شود: «ایشان مسیر نجف به کربلا را پیاده طی خواهند کرد، برای همین از عموم علاقمندان جهت شرکت در این پیاده روی دعوت می گردد» به نظر شما چه اتّفاقی خواهد افتاد؟ امیدوارم باشیم و ببینیم.

کمتر مسلمانی است که جریان غدیر خمّ را اصلا نشنیده باشد، شیعیان هم که به لطف خدا مطّلعند؛ امّا اجازه دهید این بار به گونه ی دیگری بیان کنیم.
ماه های پایانی عمر رسول الله صلی الله علیه و آله است و ایّام حجّ هم از راه رسیده، اعلام می شود که «رسول خدا صلی الله علیه و آله به حجّ خواهند رفت و هر مسلمانی که مایل است می تواند در این سفر، رسول خدا صلی الله علیه و آله را همراهی کند. به یاد داشته باشید این حجّ، تنها حجّ رسول خدا صلی الله علیه و آله می باشد، ضمناً در این سفر مناسک حجّ نیز توسّط رسول الله صلی الله علیه و آله تعلیم داده خواهد شد.»

مگر کار رسول صلّی الله علیه و آله غیر از این است که آنچه به او گفته شد را به مردم منتقل کند؟ پس این تأکید و تهدید برای چیست؟ در این 23 سالی که از دوران نبوّت و رسالت ایشان گذشته چه بسیار اقدامات تبلیغیِ در شرایط دشوار که توسّط نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله صورت گرفته، چه بسیار جنگهایی که ایشان پشت سر گذاشته، چه مطلبی را پیامبر صلّی الله علیه و آله باید به مردم برساند که تأکید و تهدید می طلبد؟

ملاحظه می فرمایید که جمعیّت فراوانی همراه ایشان شدند و در خدمت ایشان حضور داشتند، همین افراد، رویدادها را پس از بازگشت به اطّلاع دیگران هم رساندند. از لحظ شروع سفر تا پایان آن اتّفاقات مختلفی روی داده که بسیاری از آنها در تاریخ ثبت شده است.

یکی از مهمترین آنها، موضوع معرّفی رسمی جانشین رسول الله صلّی الله علیه و آله در غدیر خمّ می باشد.1 تا اینجا را همه می دانیم لکن اشاره ای گذرا به دو آیه ای که در مقطع زمانی غدیر نازل شده است:

آیه 67 سوره مائده: «یا أَیّ هَا الرَّس ول بَلِّغْ ما أ نْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه وَ اللَّه یَعْصِم كَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْكافِرینَ ؛ ای رسول، آنچه از ربّ تو بر تو نازل شده را تبلیغ کن و اگر انجام ندهی (تبلیغ نکنی)، رسالت ربّ را تبلیغ نکرده ای...»


مگر کار رسول صلّی الله علیه و آله غیر از این است که آنچه به او گفته شد را به مردم منتقل کند؟ پس این تأکید و تهدید برای چیست؟ در این 23 سالی که از دوران نبوّت و رسالت ایشان گذشته چه بسیار اقدامات تبلیغیِ در شرایط دشوار که توسّط نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علیه وآله صورت گرفته، چه بسیار جنگهایی که ایشان پشت سر گذاشته، چه مطلبی را پیامبر صلّی الله علیه و آله باید به مردم برساند که تأکید و تهدید می طلبد؟ و البته اینکه خدا تو را از مردم حفظ می کند. 
آنگاه که مطلب بیان می شود، بخشی از آی 3 سور مائده نازل می شود، توجّه کنید:
«الْیَوْمَ أَكْمَلْت لَك مْ دینَك مْ وَ أَتْمَمْت عَلَیْك مْ نِعْمَتی وَ رَضیت لَك م الْإِسْلامَ دینا ؛ امروز دین شما را بر شما اکمال، و نعمت را بر شما اتمام کردم و اسلام را به عنوان دین برای شما پسندیدم.»
آنچه را پیامبر صلّی الله علیه و آله در آن مقطع مهمّ تبلیغ کردند سبب اکمال دین و اتمام نعمت است، و اسلام می شود دینی خدا پسند. چه موضوعی می تواند چنین تَوانی داشته باشد؟ اگر بسیاری از معاندان در این خیال بودند که با وفات پیامبر صلّی الله علیه و آله، اسلام نیز از سر راه برداشته می شود، امروز با تعیین رسمی جانشین (و خلیفه2)، دین اسلام خداپسند شده است. چنانچه در همین آیه 3 از سوره مائده می فرماید: «امروز کافران از دین شما مأیوس و ناامید شدند»، یعنی اسلام ماندگار شد آن هم با امامت امیرالمؤمنین علی علیه السّلام.
طولی نکشید که نبیّ گرامی اسلام صلّی الله علیه و آله رحلت کردند و شد آنچه شد. سؤال جدّی این است که آن جمعیّت زیاد چه شدند؟! جواب این سؤال، مجال دیگری را می طلبد. گاهی شنیده می شود که اگر امام علی علیه السّلام از طرف رسول الله صلّی الله علیه و آله به عنوان جانشین معرّفی شدند، چرا خود امام علیه السلام به این مطلب اشاره ای نکردند؟

اگر بسیاری از معاندان در این خیال بودند که با وفات پیامبر صلّی الله علیه و آله، اسلام نیز از سر راه برداشته می شود، امروز با تعیین رسمی جانشین (و خلیفه2)، دین اسلام خداپسند شده است. چنانچه در همین آیه 3 از سوره مائده می فرماید: «امروز کافران از دین شما مأیوس و ناامید شدند»، یعنی اسلام ماندگار شد آن هم با امامت امیرالمؤمنین علی علیه السّلام

باید گفت امام علی علیه السّلام بارها به مناسبتهای مختلف به جریان غدیر اشاره کردند و حتّی بر این مطلب از حاضران شهادت گرفتند. بخشی از این موارد را مرحوم شیخ عبدالحسین امینی -که رضوان خدا بر او- در کتاب ارزشمند «الغدیر» آورده است که نمونه ای از آن را مورد توجّه قرار می دهیم:
وقتی امام علی علیه السلام دیدند که درباره ی جایگاهشان نسبت به رسول الله صلّی الله علیه و آله مورد اتّهام قرار گرفتند و در باب خلافت ایشان نزاع صورت گرفت، در رَحب کوفه (زمین وسیع) حاضر شدند و با مردم درباره ی جریان غدیر مناشَده کردند. "مناشده" در لغت به این معناست که از طرف مقابل درباره ی موضوعی سؤال می شود در حالی که او را قَسَم می دهد که حقیقت را بگوید3. این جریان با طرق مختلف نقل شده است؛ بر اساس یک نقل، امام علیه السلام، مردم حاضر در جلسه را قَسَم داده، فرمودند: چه کسی از رسول خدا صلّی الله علیه و آله شنید که فرمود: «من کنت مولاه فعلیّ مولاه»؟ عدّه ای شهادت دادند و تعدادی هم با اینکه در غدیر بودند، سکوت کردند، در روایت دارد که امام علی علیه السّلام افرادی  که در غدیر بودند ولی شهادت ندادند را نفرین کردند. یکی از این افراد زید بن أرقم است که به نفرین امام علیه السّلام نابینا گشت.4 در روایت دیگری از جابر بن عبدالله انصاری چنین می خوانیم: روزی امام علی علیه السّلام در حال سخنرانی بود که خطاب به مردم فرمود: میان شما گروهی از اصحاب رسول الله صلّی الله علیه و آله هستند که انس بن مالک، براء بن عازب، اشعث بن قیس و خالد بن یزید از ایشانند. آن گاه امام علیه السلام از یک یک آنها در خصوص جریان غدیر سؤال کردند که شما شنیدید رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود «من کنت مولاه فعلیّ مولاه اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه»، امّا امروز شهادت نمی دهید، سپس امام ایشان را نفرین کردند.5
اکنون عنوان مقاله را با هم مرور کنیم:
اگر در غدیر حضور داشتیم، آیا به آنچه در غدیر دیده بودیم، شهادت می دادیم یا سکوت می کردیم؟

پی نوشت:
1.در مقاله ای با نام «هر پیامبری جانشین دارد» سال گذشته در همین ایّام به تبیین این موضوع پرداختیم.
2. خلیفه از اصطلاحات مهمّ در اسلام است که در طول تاریخ به سبب اعمال ناشایست دستگاه خلافت أموی و عبّاسی، و امروز توسّط گروه های افراطی، بار معنایی بدی پیدا کرده است.
3.ابراهیم مصطفی و دیگران، المعجم الوسیط، دارالدعوة، استانبول، 1410ق، ص921.
4.امینی، عبدالحسین، الغدیر فی الکتاب و السّنة و الادب، مرکز الغدیر للدّراسات الاسلامیة، چاپ اوّل، قم،1416 ق، ج1، ص339.
5.صدوق، الامالی، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، چاپ پنجم، بیروت، 1410ق، ص106.



:: مرتبط با: عمومی .اسلامی .قران. ,
نویسنده : عظیم جان آبادی
تاریخ : 1394/07/8
زمان : 08:15 ق.ظ
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.